کمی بعد از اینکه آیرا (Aira) به ژاپن برگشت، باشگاه دبیرستانی نیجیگاساکی (Nijigasaki) یه دعوتنامه برای شرکت تو جیپیایکس (GPX) میگیره؛ مسابقهٔ بزرگ آیدلهای دانشآموز. آیومو (Ayumu)، کاسومی (Kasumi)، شیزوکو (Shizuku)، کاناتا (Kanata)، اِما (Emma) و لانژو (Lanzhu) راهی اوکیناوا میشن تا تو این رویداد شرکت کنن و محبوبترین آیدلهای مدرسه بشن! اونجا با آفتاب ملایم و طبیعت سرسبز منطقه روبهرو میشن و با دخترای بااستعداد دیگهای که از همه جای کشور اومدن آشنا میشن تا بهترین اجراهاشون رو نشون بدن. ولی آیومو انگار از رقابت راحت نیست و احساسات دوگانهش زود توسط بقیه متوجه میشه. دخترا میتونن آرزوهاشون رو واقعی کنن؟
روزی روزگاری، موجودی شگفتانگیز به نام یوماً به جمع پری کیورها پیوست. هیکارو و لالا که قادر به برقراری ارتباط کلامی با یوماً نبودند، مدام سردرگم میشدند. راهی برای درک احساسات یوماً، آواز خواندن بود! هیکارو و دوستانش با خواندن آواز، پیوند عمیقی با یوماً برقرار کردند. اما ناگهان، شکارچی فضایی مرموزی پدیدار شد و همه را در معرض خطر قرار داد! علاوه بر این، به آنها خبر داده شد که روزی از یوماً جدا خواهند شد. پری کیورها برای محافظت از یوماً و احساسات همه، به پا خاستند!
این ویژه برنامه دو سال قبل از پیوستن دوباره کلاه حصیری ها در جزیره سابودی جریان دارد. در حال حاضر، لوفی در روسوکینا تمرین می کند تا برای ورود به دنیای جدید قوی تر شود. با این حال، تمرین زمانی قطع می شود که خواهران هنکاک، ماریگلد و ساندرسونیا، توسط بایندی ورلد، دزدی دریایی که در سطح 6 امپل داون زندانی شده بود اما ....
آی هوشینو ۱۶ ساله یه آیدول زیبا و با استعداده که طرفداراش دیوونهی اون هستن. او بمانند یک دوشیزه جوان و پاک میماند. هر چیز درخشانی طلا نیست. گورو آممیا یک دکتر متخصص زنانه که در یک شهر کوچک زندگی میکنه و از طرفدارای پر و پا قرص آیـه. بخاطر همین وقتی آیدول مورد علاقهش رو باردار در بیمارستان میبینه، کرک و پرش میریزه! گورو به اون قول یک زایمان بی خطر رو میده. اما خبر نداره که بخاطر ملاقات با یه شخصیت اسرار آمیز، مرگ زودتر از موعدی رو قراره تجربه کنه، یا حداقل همچین فکری میکرده. اما چشمانش رو باز میکنه و میبینه که به بقل آیدول مورد علاقهش نشسته! گورو متوجه میشه که به عنوان هوشینو آکوامارین متولد شده، پسر آی!
نادشیکو، دانش آموز دبیرستانی که از شیزوئوکا به یاماناشی نقل مکان کرده بود، تصمیم می گیرد کوه فوجی معروف با اسکناس 1000 ین را ببیند. حتی با وجود اینکه او موفق می شود تا موتوسو دوچرخه سواری کند، به دلیل بدتر شدن آب و هوا مجبور می شود به عقب برگردد. او که نمی تواند چشمش به هدفش باشد، در قسمتی از راه به سمت مقصدش غش می کند. وقتی از خواب بیدار می شود، شب است، در مکانی که قبلاً نرفته بود، بدون اینکه بداند چگونه به خانه برود. نادشیکو هنگامی که با رین، دختری که خودش در حال کمپینگ است، روبرو می شود، نجات می یابد. این داستان دختران در فضای باز با اولین برخورد نادشیکو و رین آغاز می شود.