سه دوست دوران کودکی، آکی، ریو و یوتا که در یک جزیره بزرگ شدهاند، در ۲۰ سالگی تصمیم میگیرند در تاکادانوبابا، توکیو، زندگی مشترکی را آغاز کنند. اگرچه محیطهای کاری و تحصیلی آنها با یکدیگر متفاوت است ، اما این سه نفر همیشه با هم در ارتباطند.
گروه کازوما با نامهای از یونیون مواجه میشوند که از آنها درخواست میکند به روستای قبیله شیطانهای سرخ بروند. این روستا با تهدیدی روبرو است که ممکن است به نابودی آن منجر شود.
ریکا از نسل نینجا است. پدربزرگش هیو آخرین رئیس قبیله نینجا و پدرش یک محقق سایبورگ است. هر دو کشته می شوند که یک شرکت سلاح به آزمایشگاه او حمله می کند تا از تحقیقاتش استفاده کند. ریکا قصد دارد انتقام مرگ آنها را بگیرد...
فیلم تلفیقی دوم از مجموعه تلویزیونی که قسمت های 9-13 را پوشش می دهد. ریکو و رگ به لایه سوم فرود می آیند، جایی که ریکو اولین تجربه خود را از نفرین دارد. آنها به لایه چهارم فرود می آیند، جایی که بازوی ریکو توسط یک Orbed Piercer زخمی می شود و رگ سعی می کند او را نجات دهد. ناناچی به کمک آنها می آید و بازوی مسموم ریکو را نجات می دهد. در عوض ناناچی از رگ می خواهد که همراه جاودانه اش میتی را بکشد. سپس ناناچی به ریکو و رگ در تلاش آنها برای رسیدن به ته آبیس ملحق می شود.
اُهانا به زندگی پیش مادربزرگش در یک هتل کوچیک که چشمه ی آب گرم داره عادت کرده که یک روز سرو کله ی دختر رقیب هتل میاد و می خواد تو هتل اون ها آموزش ببینه و تبدیل به یه زن مهماندار خوب بشه و اُهانا هم تصمیم می گیره که بهش آموزش بده از طرفی اون موقع تمیز کردن یه آیتم خاصی را پیدا کرده که می خواد ازش سردر بیاره و ...
داستان فیلم، در واقع فلش بکی به زندگی Guts و چگونگی تبدیل شدن او به شمشیرزن سیاهپوش را روایت می کند. او نوجوانی خود را به عنوان مزدور آغاز کرده است تا این که برای عضویت در دار و دسته قرقی ثبت نام می کند…
کروکامی مداکا (Kurokami Medaka) یه دانشآموز سال اولی فوقالعاده تو آکادمی هانوکیوا (Hanokiwa Academy) هست که با ۹۸ درصد آراء، رئیس شورای دانشآموزی میشه. هم باهوشه، هم قویه، هم پولداره؛ خلاصه میخواد به هر کی مشکل داره کمک کنه. برای همین یه صندوق پیشنهاد راه میندازه که هر دانشآموزی بتونه مستقیم بهش پیام بده. بعداً به این صندوق میگن «جعبه مداکا» و کلی چالش عجیب و غریب و سخت براش و دوستاش تو شورای دانشآموزی میاره.
این شهر اصلاً یه شهر معمولی نیست! پره از خنده، عشق و حس و حالای قشنگ. آدمای اینجا یه زندگی ساده ولی پر از سورپرایز دارن. هیجان پشت هیجان میاد! به شهر (CITY) خوش اومدی!
«من نمیمیرم چون از آخرت بن شدم.» یه آدم عجیب و غریب که خودشو گوشهنشین معرفی میکنه، به اسم مومویوکی موگورا (Momoyuki Mogura)، که بهش میگن موگورا (Mogura)، به خاطر یه اتفاق از آخرت محروم شده. حالا داره ارواح سرگردونی که توی فانوسش جمع میکنه رو نگه میداره، به امید اینکه یه روزی برگرده. انگار کسایی که باهاش روبهرو میشن، چیزای عجیبی میبینن. این بار ناتسومی اگوچی (Natsumi Eguchi)، نویسندهی «هوزوکی کلهخنک» (Hozuki's Coolheadedness)، یه داستان مرموز ولی بامزه آورده که توش آدمای زنده و ارواح تو همین دنیا به هم میرسن!
آگه کیکونوی قبل از اینکه ناگهان خاطراتی از یک زندگی گذشته را به یاد آورد، یک کودک 5 ساله لوس بود. سپس بیش از هر چیز عاشق آشپزی، خیاطی و آواز خواندن بود. در این دنیا، آگه و برادر کوچکترش، رگولوس، سعی می کنند در خانه کیکونوی حرکت کنند، زیرا فساد در میان اشراف بیشتر می شود. آنها به مهارتهایی از زندگی گذشته آگه، نعمتهای خدایان و الفها و طلسمهای جادویی برای کمک به آنها در مسیرشان نیاز دارند!
آکواریون، لباس جنگی مکانیزه غول پیکر، بهترین سلاح بشریت در برابر تهدیدات بین ستاره ای است. خلبانان انسانی در طول هزاران سال برای شکست دادن فرشتگان سایه، ربایندگان مهاجم و هیولاهای انرژی جنبشی آموزش دیده و با هم کار کردند. بار دیگر، بشریت باید به آکواریون روی آورد. آیا در شرایطی که سرنوشت زمین در تعادل است، آیا لباس برای نجات بشر کافی خواهد بود؟
کازوما ساتو پس از یک تصادف رانندگی، به دنیای فانتزی منتقل می شود. او با الهه ای به نام آکوا همراه می شود که می خواهد بسیاری از مشکلات این دنیا را حل کند. کازوما فقط می خواهد در آرامش زندگی کند، اما آکوا او را به ماجراجویی می کشاند.
نادشیکو، دانش آموز دبیرستانی که از شیزوئوکا به یاماناشی نقل مکان کرده بود، تصمیم می گیرد کوه فوجی معروف با اسکناس 1000 ین را ببیند. حتی با وجود اینکه او موفق می شود تا موتوسو دوچرخه سواری کند، به دلیل بدتر شدن آب و هوا مجبور می شود به عقب برگردد. او که نمی تواند چشمش به هدفش باشد، در قسمتی از راه به سمت مقصدش غش می کند. وقتی از خواب بیدار می شود، شب است، در مکانی که قبلاً نرفته بود، بدون اینکه بداند چگونه به خانه برود. نادشیکو هنگامی که با رین، دختری که خودش در حال کمپینگ است، روبرو می شود، نجات می یابد. این داستان دختران در فضای باز با اولین برخورد نادشیکو و رین آغاز می شود.
کیوتارو ایچیکاوا، پسری که به سختی به طبقه پایین نردبان اجتماعی مدرسه اش می چسبد، مخفیانه معتقد است که او نقش اول شکنجه شده در یک فیلم هیجانی روانی است. او روزهایش را با رویاپردازی راههایی میگذراند که زندگی آرام همکلاسیهایش را مختل کند و به دنبال آنا یامادا، بت کلاس میرود. اما کیوتارو تقریباً آن نوجوان آشفته ای نیست که وانمود می کند ... و معلوم می شود که آنا خودش کمی عجیب است!
انسانها با خلق داستانهای متعددی، احساسات مختلف را در مخاطب برمیانگیزند. اما اگر شخصیتهای داستان اراده و هدف داشته باشند، جایگاه ما به عنوان خالق چه میشود؟ دنیای ما تغییر کرده و زمان مجازات دنیای خدایان فرا رسیده است. انیمه Re:CREATORS داستان تبدیل شدن هر کس به یک خالق را روایت میکند.
در دوره ادو ژاپن، خاندان مانیو با توانایی خاصی، بر سرزمین حکمرانی میکردند. این توانایی ممکن است عجیب به نظر برسد، اما در آن زمان، نمادی از وضعیت اجتماعی، ثروت، شهرت و نفوذ بود.
پس از جنگی طولانی میان قهرمانان و شیاطین، دنیای جدیدی شکل گرفت که در آن قهرمانان و شیاطین مجبور شدند با یکدیگر کنار بیایند. در این دنیای جدید، یک قهرمان جوان و دختر ارباب شیاطین شکست خورده، مجبور شدند برای امرار معاش با یکدیگر کار کنند.
هاروکا و یوتو دو دوست صمیمی هستند. هاروکا یک طرفدار سرسخت انیمه و مانگا است، اما این علاقه را از دیگران پنهان می کند. یوتو که این راز را می داند، سعی می کند به هاروکا کمک کند تا این علاقه را با دیگران در میان بگذارد. در همین حال، دوست دختر دیگر یوتو به او علاقه مند می شود و این باعث ایجاد مشکلاتی در میان دوستانشان می شود.
در تابستان سال 1989، چهار کودک توکیویی شاهد ظهور گامرا، یک هیولای لاکپشتی غولپیکر، بودند که برای دفاع از مردم شهر در برابر هیولاهای غولپیکر انسانخوار به میدان آمد و با آنها مبارزه کرد.
روزی از سر ملال، تاناکا تصمیم می گیرد بر اساس رفتار هم کلاسی هایش به آن ها القابی بدهد. دوستش ساکوچی برای علایق غیراجتماعیش لقب "اوتا" می گیرد ( اوتاکو ). و دوست دیگرش ساگینومیا "روبو" به خاطر شخصیت بی عاطفه اش ( ربات ). دوستانش نیز تصمیم می گیرند تاناکا را "باکا" بنامند ( احمق ). این روز های مضحک سه دانش آموز دبیرستانی هستند که در حال رسیدن به اوج جوانی شان هستند.
این جادوگر جوان سرسخت برای تسلط بر طلسمی که زندگی او را نجات داد، دست از کار نخواهد کشید: انفجار! مگومین، "بزرگترین نابغه قبیله جادوی زرشکی"، تصمیم گرفته است تا مطالعات خود را به جادوی تهاجمی قدرتمندی که توسط ناجی مرموزش استفاده می شود اختصاص دهد. سپس یک روز، خواهر کوچک او یک بچه گربه سیاه را در جنگل پیدا می کند. اما این گربه فقط یک دوست پشمالو جدید نیست - او کلید بیدار کردن یک خدای تاریک است!
تکافومی پس از 17 سال کما از خواب بیدار می شود. او در واقع به دنیای دیگری رفته بود و با قدرت های جادویی بازگشته است، تاکافومی باید به او کمک کند تا در دنیای خود زنده بماند.
یک داروشناس و محقق جوان در ژاپن به نام یاکوتانی کانجی بر اثر کار بیش از حد درگذشت و در دنیایی موازی که شبیه اروپای فانتزی قرون وسطایی بود، تناسخ یافت. او به عنوان Falma de Medisus، شاگرد 10 ساله یک داروساز معروف دربار سلطنتی، که به مهارت های غیرانسانی توانایی دیدن از طریق بیماری، خلق مواد و تخریب مادی دست یافته بود، تناسخ یافت. در جامعهای که در آن شیوههای پزشکی مشکوک بیداد میکنند، افزایش قیمتها از طریق انحصار صنف داروسازان و داروهای خوب در دسترس مردم عادی نیست که او تصمیم گرفت از دانش خود برای تغییر جهان استفاده کند. او توسط ملکه وقت شناخته شد و اجازه افتتاح داروخانه در گوشه شهر را گرفت. او تصمیم گرفت تقلبی را که جهان را فراگرفته است از بین ببرد و دارویی واقعاً مؤثر را که با استفاده از فارماکولوژی امروزی ساخته شده بود به مردم عادی تحویل دهد.
الهه ریستا یک قهرمان را احضار می کند تا به دنیای بازی ویدیویی مانند حالت سخت خود کمک کند. قهرمان، سیا، از هر نظر استثنایی است، اما او فوق العاده محتاط است. او کارهایی مانند خرید سه ست زره (یکی برای پوشیدن، زاپاس و زاپاس برای زاپاس) و مقابله با اسلایم های ضعیف با قدرت کامل انجام می دهد.
در آکادمی سنت میخائیلوف، اوریبه مافیو با پسری نقره ای به نام الکساندر آشنا می شود. او یک قواسر است، موجودی که می تواند آهن را دستکاری کند و قدرت خود را از شیر مادر می گیرد. رمز و راز پیرامون یک نماد، آکادمی را به محیطی برای درگیری بین Qwaser های مختلف تبدیل می کند.