ارتش روبان سرخ (رِد ریبون) زمانی توسط سون گوکو نابود شدهبود. افرادی که روح آن را ادامه میدهند، اندرویدهایی نهایی را خلق کردهاند - گاما ۱ و گاما ۲. با این حال، این دو اندروید خود را ابرقهرمان مینامند و شروع به حمله به پیکولو و گوهان میکنند...
ناتسو دراگنیل و دوستانش به جزیره پادشاهی استلا سفر می کنند، جایی که اسرار تاریکی را فاش می کنند، با دشمنان جدید مبارزه می کنند و بار دیگر جهان را از نابودی نجات می دهند...
در هجدهم دسامبر، "کیون" متوجه می شود قسمتهایی از زندگی اش بطور اسرارآمیزی ناپدید شده اند. "میکورو" و "یوکی" به نظر می رسد دیدار با او را به ییاد نیاورده، و "هاروهی" و "ایتسوکی" به دبیرستان شمال نرفته اند و...
از منظر خدا: یه قسمت دو ساعته از دث نوته که موضوع اصلیش درباره تقابل ال و لایته و از منظر ریوک روایت میشه همراه با دیالوگ ها و ساندترک های جدید و قسمتایی که توی مجموعه ی اصلی نیست. ظاهرا هم از جایی شروع میشه که یه شینیگامی از ریوک درباره اتفاقات دنیای انسان ها میپرسه.
جانشینان ال: این سینمایی از جایی که قسمت قبلی (Death Note Relight - Visions of a God) تموم شده شروع میشه. در قسمت قبلی درباره نبرد لایت و ال بود این داستان لایت رو نشون میده و تقابلش با ملو و نیر رو به نمایش میزاره.
زندگي در ژاپن فئودال آسان نيست. خصوصا حالا که فضاييها آمده و همه چيز و همه جا را به تصرف خود درآوردهاند! خب البته، اوضاع بيمه و بهداشت عالي شده، اما ممنوعيت عمومي استفاده از شمشير، بسياري از ساموراييهاي شکستخورده را با تصميم سختي روبهرو ساخته که همانا انتخاب مسير زندگي آيندهشان است! اين موضوع، خصوصا در مورد افرادي از جمله گينتوکي ساکاتا صدق ميکند که به شغل درازمدت و منظمي پايبند نيستند. اين شد که گينتوکي، دنبال شغل آزاد رفته و هر کاري به او پيشنهاد شود، ميپذيرد، البته تا جايي که حقوق آن به اندازهي کافي باشد. اما ...
هانتر ( به معنی شکارچی ) فردیه که دور دنیا سفر میکنه و هر جور ماموریت خطرناکی که فکرشو بکنید انجام میده . از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج . گون ( Gon ) پسر جوونیه که پدرش چندین سال پیش ، موقعی که یه هانتر بوده ، ناپدید شده . گون باور داره که اگه بتونه پا جای پای پدرش بزاره ، ممکنه یه روز بتونه دوباره بهش بپیونده . بعد از اینکه گون 12 سالش میشه ، خونه رو ترک میکنه و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " رو امتحان میکنه . آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده داره و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده . گون با کوراپیکا که به عشق انتقام زندست ، با لوریو که میخواد در آینده دکتر بشه و با کیلوآ که قبلا یه قاتل سرکش بوده دوست میشه . و همین جور که ماموریت های سخت تری رو ، به عنوان یه هانتر ، پشت سر میزارن و با خطرات و تهدیدهای بیشتری رو به رو میشن که باعث میشه رفاقتشون گسترده تر میشه.
ناکومو کیایچیرو، که قبلاً کارآگاه معروفی بود، حالا تو میانسالی با گوشیهای هوشمند و زندگی امروزی کلافهست. داره یواش یواش کنار میکشه که یه دفعه ماشیرو، یه دختر دبیرستانی پرجوش و خروش، میاد سراغش و میخواد شاگردش بشه. کیایچیرو که دیگه حسابی از مد افتاده و به روشهای قدیمی عادت داره، با انرژی این دختر دوباره وارد دنیای کارآگاهی میشه. حالا این دوتا کارآگاه که زمین تا آسمون باهم فرق دارن، دارن روی یه پرونده کار میکنن!
ماموریتی به قدری چالش برانگیز و خطرناک که برای بیش از یک قرن ناتمام مانده است. در حالی که جادوگران بیشماری برای رسیدن به این هدف طاقتفرسا تلاش کردهاند، نتایج آنها با شکست قاطع یا بدتر به پایان رسید. با این وجود، ناتسو دراگنیل و دوستانش - لوسی هارتفیلیا، گری فولباستر، ارزا اسکارلت، و وندی مارول، همراه با هپی و چارلز فوقالعاده - بلندپروازانه این تلاش را آغاز میکنند.
در اولین روز دبیرستان در آکادمی کامیزونو، چهار دختر گمشده در محوطه وسیع دانشگاه، با یکدیگر آشنا می شوند. این داستان، زندگی روزمره چهار دختر و همکلاسی های عجیب و غریب آنها را روایت می کند.
چهار شاهزاده خانم از دنیای زیرین به ژاپن آمده و در یک خانه درختی بزرگ ساکن شده اند. آنها در تلاش برای تطبیق با زندگی جدیدشان هستند، اما با مشکلات و سوء تفاهم هایی روبرو می شوند.
“کوماتسو نانا” به دنبال دوستش “شوجی” به توکیو نقل مکان میکند تا به زندگیای که همیشه رویای آن را داشته، دست یابد. در قطاری که به مقصد توکیو در حرکت است، او “اوساکی نانا” را ملاقات میکند، دختری که خوانندهی یک گروه پانک راک به نام “بلست” است و او نیز عازم توکیوست تا به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک حرفهای دست یابد. پس از رسیدن به توکیو آن دو راه خود را از هم جدا میکنند اما دست سرنوشت دوباره آنها را با یکدیگر روبرو میکند واین دو دختر همنام در توکیو همخانه نیز میشوند. کمکم پیوند دوستی دو “نانا” محکمتر و عمیقتر میشود و در کنار هم با مشکلاتی که در زندگی عاشقانه و کاری آنها بوجود میآید، روبرو میشوند.
در روز اول مدرسه دختر زیبایی به نام هاروهی سوزومیا خود را به عنوان کسی که “علاقه ای به انسان های معمولی ندارد” معرفی می کند. او از هر گونه بیگانه، سفر کننده در زمان، لغزنده یا اسپر درخواست می کند که به او بپیوندند. کیون پسری که جلوی هاروهی نشسته و تنها شخصی است که با او صحبت می کند، رفتار عجیب و غریب او را تماشا می کند. با دیدن اینکه هاروهی به همه باشگاه های مدرسه می پیوندد و سپس ترک می کند، کیون به طور ناخودآگاه به هاروهی ایده ای می دهد که باشگاه خودش را بعد از مدرسه تشکیل دهد. سپس کیون و چند نفر دیگر خود را در برگاد سوزومیا هاروهی (S.O.S. Brigade) که با شعار “جهان را با سرگرم کردن آن نجات دهید” فعالیت می کند، به طور واقعی کشیده شده اند.
در آکادمی سنت میخائیلوف، اوریبه مافیو با پسری نقره ای به نام الکساندر آشنا می شود. او یک قواسر است، موجودی که می تواند آهن را دستکاری کند و قدرت خود را از شیر مادر می گیرد. رمز و راز پیرامون یک نماد، آکادمی را به محیطی برای درگیری بین Qwaser های مختلف تبدیل می کند.
لوسی دختر 17 ساله که امید دارد یک جادوگر تمام عیار بشود یک روز به پسری به نام ناتسو بر می خورد که عضو یک گروه جادوگری به نام فیری تیل هست .او که این گروه را یکی از بهترین ها میداند با کمک ناتسو به عضویتش در می آید و ماجراجویهایش را آغاز می کند ...