یک اینفلوئنسر رسانههای اجتماعی که شخصیتی تاریک و مخفی دارد، برای رسیدن به شهرت دست به کارهایی افراطی میزند، بدون اینکه بداند موفقیتش با شیاطین درونیاش گره خورده است.
رامون پس از کشف اینکه وارث پادشاهی سان پابلو در اروپا است، از احتمال پادشاه شدن هراس دارد. آنجلیکا، متخصص امور سلطنتی، برای تبدیل رامون به پادشاهی که شایسته آن است استخدام میشود.
اَبی به عنوان دستیار و نویسندهی پادکست مشهوری که توسط سرنا (دوست دوران دانشگاهش) گردانده میشود، مشغول به کار است. روزنامهنگاری از نیویورک برای تهیهی گزارش در مورد پادکست و سرنا به آنجا میآید. در این میان، اَبی دچار احساسات (عاشقانه) میشود، در حالی که سرنا برای آیندهی خود برنامهی دیگری در سر دارد.
شارلوت و روری دو دوست صمیمی هستند. روری برای جشن تولد 30 سالگی خود به دور دنیا سفر میکند. یک سال بعد، شارلوت به پیش یک پیشگو میرود و پیشگو به او میگوید که او در نهایت با روری ازدواج خواهد کرد، زمانی که روری به خانه بازگردد. روری به خانه باز میگردد، اما نامزد کرده است.
رقابت بین دو نانوا، آلی و مریلی، با آمدن شاهزاده سلطنتی سماویا به شهر که به دنبال یک نانوای سلطنتی است، شدت میگیرد. وقتی آلی و شاهزاده با هم خوب کنار میآیند، به نظر میرسد که او ممکن است به دنبال چیزی بیشتر از یک کیک فوقالعاده باشد.
کیت، برای برنامهریزی گلخانه مادرش، با مدیر جدید و مخالف باغ گیاهشناسی، همکاری میکند. آنها باید با یکدیگر همکاری کنند تا این رویداد را به بهترین شکل برگزار کنند...
استفانی پس از جدایی، راهی میامی میشود و در آنجا به تدریس خصوصی به دو دختر یک معمار مشغول به کار میپردازد. با گذشت زمان، احساسات استفانی نسبت به هری (پدر دختران) عمیقتر میشود؛ اما دختران خانواده با آگاهی از این موضوع، مصمم میشوند تا مانع شکلگیری این رابطه عاشقانه گردند.
با الهام از یک رویداد واقعی: وقتی دو زن در حین کمپینگ مورد حمله قرار می گیرند، تنها یکی از آنها زنده می ماند. اکنون، در املاک جزیره پدر و مادرش که از فراموشی رنج میبرد، او به دنبال پاسخی در مورد آنچه واقعاً اتفاق افتاده است میگردد...
یک ویراستار رمانهای عاشقانه تلاش میکند به یک نویسنده داستانهای معمایی کمک کند تا عناصر عاشقانه را در کتاب بعدی خود بگنجاند. در عوض، نویسنده موافقت میکند که برای عروسی ساحلی خواهر ویراستار، به عنوان قرارِ (دوستپسر) دروغین او حاضر شود.
زمانی که ایزابلا عاشق بدشانس و بلیک فیلمساز متوجه میشوند که در حال برنامهریزی یک جشن بزرگ در یک عمارت هستند ، آنها به طور غیرمنتظره ای عشق و ماجراجویی را پیدا می کنند که هرگز نمی دانستند می تواند واقعی باشد...
لیدیا به همراه دخترش ال به شرایط مرموزی به لس آنجلس نقل مکان میکند و به عنوان معاون مدرسه در دبیرستان بلوویو که ال در آن سال آخر دبیرستانی است، به کار میپردازد. با حضور مادرش، ال تلاش میکند تا ملکه مدرسه شود و محبوبیت بیشتری به دست آورد...
روزنامهنگاری که قصد راهاندازی یک اپلیکیشن دوستیابی را دارد، باید نقشهای از عاشقانه ترین مکانهای فلوریدا را تهیه کند. او برای این کار مجبور است با یک راهنمای تور که سلیقهای کاملاً متفاوت دارد، همکار شود.