فوریه 1999: موج جدیدی از قتلهای وحشیانه چشم شیکی و دایسوکه را به خود جلب کرد، پسر عموی میکیا که در سال 1995 به تحقیق درباره قتلها پرداخت. میکیا بیشتر و بیشتر نگران او می شود و تحقیقات خود را آغاز می کند که ...
سیزده سال پیش، ارتش شرور شیطان تلاش کرد به زمین حمله کند، که با اسکادران سوپرسنتای معروف به نگهبانان اژدها و سلاحهای فوقالعادهشان، ابزار الهی مواجه شد. با این حال، ارتش شیطانی در عرض یک سال شکست خورد، تمام مدیران آن از بین رفتند، و سربازان پیاده بازمانده (و تقریباً جاودانه) از آن زمان مجبور شده اند هر یکشنبه شکست خود را در مقابل انبوه تماشاگران به نمایش بگذارند. . یکی از سربازان پیاده که از غارت خسته شده و متوجه می شود که این چیزی بیشتر از برده داری است، شورش می کند و تصمیم می گیرد که با نفوذ به سازمان، نگهبانان اژدها را شکست دهد.
سالهاست که رابطه کیوسوکه با خواهر کوچکترش کیرینو سرد و بیروح شده و فقط به سلام و احوالپرسی ختم میشود. اما روزی، کیوسوکه یک دیویدی انیمه موئه را در راهروی ورودی خانه پیدا میکند. کنجکاویش گل میکند و به دنبال صاحب آن میگردد، اما متوجه میشود که متعلق به کیرینو است. او شوکه میشود، اما غافلگیریهای بیشتری در انتظار اوست...
در دنیایی که جادو واقعیت دارد، دو خواهر و برادر به نامهای تاتسویا و میوکی شیبا برای تحصیل در دبیرستان جادو ثبت نام میکنند. ورود آنها به دانشکده، آرامش این مکان را برهم میزند.
بعد از سه سال غیبت، ناروتو به روستای خود باز میگردد و با دوستان قدیمی خود ملاقات میکند. اما شادی این دیدار طولی نمیکشد چون گروه شرور آکاتسوکی دست به کار شده و قصد دارند نقشههای شوم خود را عملی کنند. ناروتو و همتیمیهایش باید با آنها مبارزه کنند و تواناییهای خود را نشان دهند. در این راه، ناروتو با چالشها و تصمیمات دشواری روبرو میشود که باید با آنها کنار بیاید. هدف اصلی او همچنان پیدا کردن و نجات دادن دوست قدیمیاش، ساسوکه است.
میستاریکا سرزمینیه که در اون انسان ها، خدایان و شیاطین در کنار هم زندگی می کنن. در زمان های خیلی دور هیولای بال سیاه-نقره ای تصمیم داشت دنیا رو نابود کنه. ولی خداسان، شیاطین و انسان ها اختلافاتشون رو کنار گذاشتن و با کمک هم اون هیولا و قدرتش رو مهر و موم کردن. کلید این مهر به دو قسمت تقسیم شد و یک قسمت به خدایان و قسمت دیگه به شیاطین داده شد تا این موجود شیطانی هرگز نتونه دوباره سر بلند کنه. ولی ۲۰۰۰ سال بعد در دوره ای که صلح بر دنیای میستریکا و اهالی اون غالب شده یک زن انسان کلید خدایان رو می دزده و این تازه شروع ماجراست.