داستان فیلم بر روی یک زن و مرد به نام های رونی میسنر و اد همسلر تمرکز دارد. اد همواره در حال آماده شدن برای بحرانی است که شاید هرگز اتفاق نیفتد. از طرف دیگر رونی هم همیشه در حال خرید چیزهایی است که ممکن است هرگز از آن ها استفاده نکند. هنگامی که این دو در یک شهر کوچک سعی می کنند عشق را پیدا کنند، همه چیز عوض می شود...
در این فیلم دولف لاندگرن به هنرنمایی میپردازد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است ، یک غریبهی مرموز به نام آیدن هاکانسون به روستایی دور جایی که پانزده سال قبل همسر و فرزندش رباییده شدند ، سفر میکند و…
آنجلا و جکسون، خواهر و برادر متقلبی هستند که به عنوان شکارچیان ارواح فعالیت دارند و از این طریق کلاهبرداری میکنند. تا زمانیکه خانم گرین، از آن ها برای بررسی خانهاش دعوت میکند. یتیم خانهای که سابقا با رشته قتل های دختران جوان رو برو گشته و علت آن نامعلوم بوده است. هر چقدر که این برادر و خواهر بررسی بیشتری در این خانه انجام میدهند، خودشان را در مخصمه ای بزرگتر گرفتار میبینند…
نبردی شدید و دشوار چهار روزه بین شبه نظامیان استقلال کره و نیروهای امپریالیست ژاپنی، در منطقهی منچوری چین در حال رخ دادن میباشد. در طول این عملیات یک استاد شمشیرزنی همراه با یک تیرانداز ماهر و فرماندهای جوان علیه نیروهای ژاپنی با همدیگر متحد میشوند تا مسیر جنگ را به نقع خود تغییر دهند...
داستان فیلم درباره گروهی از لهستانیهای شجاع هست که در جنگ جهانی دوم در آسمان انگلستان جنگیدند، اما نه فقط برای حفظ انگلیس از دست آلمانها، بلکه برای حفظ خاطره و ارزشهای کشور خود…
یک دهه پس از مرگ یک ستارهی تلویزیونی ، یک بازیگر جوان مکاتباتی که با او داشته را ، به همراه تاثیراتی که بر روی زندگی هر دوی آنها گذاشته را ، آشکار میکند و…
برای ایوان، ارزش خانواده بالاتر از هر چیز دیگری است و هرکس که میان او، همسر و پسر تازه متولد شده اش قرار بگیرد، دچار دردسر بزرگی می شود. زمانیکه این محافظت ها ایوان را به سمت خشونت می کشاند، به نظر می رسد که ایوان خود واقعیش را پیدا کرده باشد...
این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.
زمانی که یک تمدن جایگزین دیگری میشود، دوره ای جدید آغاز خواهد شد که تمامی اسطوره و جنگجویان دوره قبل را از بین خواهد برد. یک سرباز به نام لوتور درگیر جنگ میشود تا خانواده اش را نجات دهد او با شخص دیگری به نام ویزل دشمن هست و هرکدام به خداهای متفاوتی دعا میکنند اما در این راه باید در کنار هم در مقابل وحشی ها و دیگر تهدید های موجود بجنگند و...
این فیلم برگرفته از داستان یک فیلم کره ای به نام «Ode to My Father» است، و درمورد مردی (سلمان خان) با شخصیت کاملا پنهان کسی که هیچکس از او چیزی نمیداند است که روایت داستان زندگیاش از سال 1947 میلادی آغاز شده و در سال 2002 به پایان میرسد.
غریبهای به نام کایلا به طور مرموزی ربوده میشود و پس از مدتی خودش را در یک بازی مرگبار میبیند که ناخواسته وارد آن شده است. در این بازی افراد توسط گروهی نقابدار شکار میشوند و...
یک زن جوان در حین اینکه سعی می کند تا پدرش را در طول یک گرباد رده 5 نجات دهد، خود را در داخل خانه ای پیدا می کند که در شرف غرق شدن است و باید برای نجات خودش با تمساح ها نیز مبارزه کند…
در دنیایی که ابرقهرمانان اسپانسرهای شرکتی دارند و ستارگان برنامه های تلویزیونی واقعیت خود هستند، یک تیم ابرقهرمان جدید با همکاری قهرمان باسابقه وایلد تایگر و تازه کار بارنابی بروکس جونیور تشکیل می شود.
هیتوری گوتو، "بوچی چان" دختری است که آنقدر درون گرا و خجالتی در اطراف مردم است که همیشه صحبت هایش را با "آه..." آغاز می کرد. گروه چون فکر میکرد این میتواند فرصتی باشد حتی برای کسی که مثل او خجالتی هم بدرخشد. اما از آنجایی که او هیچ دوستی نداشت، در نهایت هر روز شش ساعت به تنهایی گیتار تمرین کرد. او پس از تبدیل شدن به یک نوازنده ماهر گیتار، ویدیوهایی از خود در حال نواختن گیتار را با نام «قهرمان گیتار» در اینترنت آپلود کرد و در مورد اجرا در کنسرت جشنواره فرهنگی مدرسهاش خیالپردازی کرد. اما او نه تنها نتوانست هیچ هم گروهی پیدا کند، قبل از اینکه بداند، او در دبیرستان تحصیل می کرد و هنوز هم نمی توانست یک دوست مجرد پیدا کند! او واقعاً در آستانه تبدیل شدن به یک گروه بسته بود، اما یک روز، نیجیکا ایجیچی، درامر گروه Kessoku Band، به سراغ او رفت. و به همین دلیل، زندگی روزمره او کم کم شروع به تغییر کرد...