داستان فیلم در مورد دختری ۱۳ ساله است که رابطه ی او با مادرش بواسطه ی دوست جدیدش که او را به مصرف مواد، بی بند و باری، و بزهکاری کشانده، روز به روز کمرنگ تر می شود...
"امیلی لینداستورم"، نوازنده با استعداد چهارده ساله ویولن است. حالیکه دوستان امیلی در کمپ تابستانی هستند، او تمام وقتش را صرف تمرین برای یک اجرای بزرگ می کند. او همچنین در محله برای خود کاری دست و پا کرده و به ازای پنجاه سنت، راز دیگران را حفظ کرده و نزد خود نگه میدارد...
فیلم در حال ساخت یک تهیه کننده مشهور با مشکل مواجه می شود. بازیگر نقش اصلی در میانه کار گروه را رها می کند. تهیه کننده فیلم تصمیم می گیرد پروژه را ادامه دهد و به جای نقش اصلی فیلم از یک مدل دیجیتالی کاملا مشابه به او استفاده کند...
«سالی» و «گیلین اوون» دو خواهر هستند با قدرت های ماورای طبیعی، اما داشتن این قدرت ها برای آن دو بهایی نیز داشته است: بخاطر طلسمی که در زندگی این دو وجود دارد، هر مردی عاشق آن ها شود، بزودی جانش را از دست می دهد …
هریت 10 سال است که رویای ترک خانه را در سر دارد. او حس می کند نیازی به مادر و یا خواهرش ندارد. زمانی که مادر او جان خود را در یک تصادف از دست میدهد، بالاخره او تصمیم میگیرد با کمک ریکی که یک بیمار روانی است، نقشه اش را عملی کند...
یک شب، نانسی لیون با درد از خواب بیدار میشود و کمی بعد بر اثر مسمومیت با آرسنیک میمیرد. خانوادهاش بلافاصله به همسرش، ریچارد، مظنون میشوند. ریچارد سال قبل به دلیل یک رابطه عاشقانه، به طور موقت او را ترک کرده بود. برادر نانسی به شدت تمایل دارد که فرزندان او را از قاتل مظنون دور کند. همه شواهد علیه ریچارد است، اما او به طور غیرمنتظرهای در دادگاه حاضر میشود.
بعد از این که والدین خلافکار یک زن، از یک غریبه می خواهند که در یکی از سرقت های بزرگی که در حال برنامه ریزی اش هستند، همکاری کند، زندگی این زن زیر و رو می شود.
در آینده ای نزدیک پارکی فوق پیشرفته شبیه غرب وحشی طراحی شده است که ربات های انسان مانندی بنام "میزبان" در آن وجود دارد. این ربات ها همگی از قبل برای اهداف مشخصی برنامه ریزی شده اند. افراد ثروتمند که در این پارک با نام "مهمان" شناخته می شوند در ازای پرداخت پول میتوانند از امکانات و ربات های این پارک بازدید و استفاده کنند. همه چیز سالها طبق برنامه پیش می رود و سرمایه گذاران این پارک تسلط کامل بر روی ربات ها دارند تا اینکه یک روز به دلیل نقص فنی در سیستم کنترل، ربات ها متوجه ماهیت واقعی خود شده و کم کم دست به شورش علیه سازندگان خود می زنند...
این سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار رو در طول "رکود اقتصادی بزرگ" به تصویر میکشه. زنی که از شوهرش جدا شده، تلاش میکنه رستوران خودش رو باز کنه و در همین حین عاشق مردی دیگه میشه. این مادر تمامی این کارها رو برای به دست آوردن عشق و احترام دختر از خودراضی خود انجام میده...