فيلم "ماهيگيري عريان" يک فيلم کمدي درمورد 4 جوون هست که ميخواهند در جنگل خوشگذارني کنند. آنها لباس هاي پاگنده ها را ميپوشند، توريست ها را ميترسانند و ....
گروهی از افراد که نماینده یک شرکت نفتی هستند، زمین جدیدی برای حفاری نفت پیدا میکنند، اما به طور تصادفی یک موجود گرگمانند را آزاد میکنند. این موجود شهر را ویران میکند و تنها توسط آخرین بازمانده از بومیان آمریکا میتواند متوقف شود.
«پل کرو» (سندلر) را که در گذشته بازيکن حرفه اي فوتبال امريکايي بوده به خاطر يک حادثه ي خطرناک رانندگي بازداشت مي کنند و به زندان آلن ويل مي فرستند که زندانبانش، «هيزن» (کرامول) نيز از کشته مرده هاي فوتبال امريکايي است. «هيزن» به «کرو» پيشنهاد مي کند که تيمي با زنداني ها تشکيل دهد که مقابل نگهبان ها بازي کنند…
پدری به خانه بر می گردد به امید اینکه با دخترش "مگی" ارتباط برقرار کند. امادختر او ربوده شده و این اتفاق خانواده آنها را وادار می کند با هم همکاری کنند تا او را بازگردانند...
مایکل وودز به دلیل رفتار بدی که با پسر عموی گلهدارش در لسآنجلس داشت، از سوی پدر و مادرش تنبیه شد. آنها او را مجبور کردند تا به مدت یک ماه به مزرعه پسر عمو و خالهاش در خارج از شهر برود.
در زمستان ۱۹۸۷، جری لاندگارد (میسی)- یک فروشندهی اتومبیل در مینیاپولیس دچار مشکلات مالیست. بعد از اینکه شپ پرودفوت (ریویس)-یک سرخپوست سابقه دار که در شرکت جری تعمیرکار است جری را به دو تبهکار، شووالتر (بوشمی) و گایر گریمسراد (استورمیر) معرفی میکند. جرمی به فارگو، داکوتای شمالی رفته و آن دو را به ازای یک اتومبیل جدید و نصف ۸۰۰۰۰ دلار پول آزادی، برای گروگان گرفتن همسرش اجیر میکند. در حالیکه جری قصد دارد مقدار بیشتری را از پدر همسرش، وید گاستاوسون (پرسنل) طلب کرده و بیشتر پول را برای خود بردارد.
جنوب غربی امریکا، سال 1885. گروه کوچکی از آپاچی های چیریکاهوا به رهبری «جرانیمو»، تنها قبیله ی سرخ پوستی هستند که هنوز به دولت امریکا تسلیم نشده اند...