این مستند داستان مردم نیل آبی و کوه های نوبا (سودان) می باشد و نشان میدهد چگونه آنها با جنگ داخلی کنار می آیند. موسیقی سنتی همیشه جزئی از زندگی روزانه مردم این مناطق می باشد و ...
این مستند پیرامون زندگی بازیکن حرفه ای بیس بال بنام "Dock Ellis" می باشد که در آمریکا محبوبیت زیادی داشت، ولی بعدها وی اقرار کرد که تحت تاثیر و معتاد LSD بوده است...
این مستند دربارهی پروژهای عظیمی است که دهها سال کار دانشمندان، صرف چند میلیون دلار هزینه و بخش بزرگی از خاک سوییس را مشغول خود کرده بود. همهی این پروژه برای یافتن ذرهای بسیار کوچک طرحریزی شده بود؛ ذرهای که آن را با نام «بوزون هیگز» میشناسیم؛ ذرهای زیراتمی که دانشمندان معتقدند کلید درک جهان است...
این مستند 30 دقیقه ای داستان سفر یک خانواده آمریکایی را از یک زندگی راحت در سن دیگو به کار مبتکرانه با یک گروه قبیله ای منزوی در پاپوآ گینه نو روایت می کند...
افعی ناشنوا است و عقرب نمی تواند ببیند ، بنابراین و همینطور خواهد بود ، به همان روشی که در حومه شهر آرام است و شهر شلوغ است و رضایت انسان غیرممکن است. لاکرائو ...
کات ویلیامز، کمدین، در اونتاریو، کالیفرنیا به اجرای استندآپ میپردازد. در این اجرا، وی به موضوعات مختلفی از جمله dispensaries های ماریجوانا، برنامههای تلویزیونی، پلیس، مواد مخدر و مجرد بودن میپردازد.
قتل در یک شهر کوچک به یک نمایش محاکمه تلویزیونی ملی تبدیل شد و الهام بخش اقتباس های چند رسانه ای شد و تولد پدیده تلویزیون واقع نما را که حول محور، مواد مخدر، خیانت و قتل بود رقم زد.
بازیگر تونی لونگو به به بخشهای کوچکی محدود شده است، بدیهی است از سینمای اکشن آمریکا: غولی که برای این کار بسیار مهربان است. سه گانه تونی لونگو که از سه فیلم کوتاه هی، احمق!، آدام کشر و تو دیک لعنتی! (جک ارسگارد، 1997) و دکتر مالهالند (دیوید لینچ، 2001)...
درباره فعالیتهای یک گروه فوق سری آمریکایی در داخل ارتش فرانسه است. این گروه با فعالیت های فراقانونی در اصل مشغول منهدم کردن مخالفان آمریکا و مخالفان متحدان آمریکا در فرانسه هستند. فعالیت هایی که گرچه زیر نظر دولت فرانسه نیز قرار دارد، ولی به خاطر واکنش مردم و افکار عمومی به این فعالیت ها هیچ وقت افشا نمی شود و ...
در این مستند فرار دسته جمعی 14 اکتبر 1943 از اردوگاه مرگ نازی ها در سوبیبور در لهستان از طریق گزارش های دست اول بازماندگان توماس بلات، فیلیپ بیالوویتز، سلما انگل-وینبرگ و سمجون روزنفلد بازگو می شود...
نام هیون جو زنی است که با دوست دوران دانشگاهش به نام کیم دو یونگ ازدواج کرده است . آن دو زندگی خوب و شادی دارند . کیم دو یونگ که یه معمار نابغه است ، بسیار درگیر شغل خود شده است و همین امر سبب شده تا زندگی اش با نام هیون جو دچار مشکل شود . نام هیون جو بالاخره درخواست طلاق می دهد و در همین زمان عشق اول کیم دو یونگ که زنی است به نام شین داهه سر و کله اش پیدا می شود و …
شخصیت های اصلی داستان که برای ۸ سال باهم دوست بودن یک شب رو باهم می خوابن. درنتیجه این اتفاق، بین عشق و دوستیشون درتقلا هستن.ایون سونگ یک مترجمه که زبان فرانسه رو به کره ای و بالعکس ترجمه می کنه. اون باهمه چیز باشجاعت روبرو میشه اما یه وجهه غیرقابل پیش بینی هم داره. ایون سونگ با کیم رائه وان در کالج دوست میشه…
دستان سریال در مورد والتر هالترایت است که یک شب در جاده با یک زن مرموز که لباس سفید به تن دارد مواجه میشود. او بزودی خودش را غرق در دنیای اسرار آمیز و آزاردهنده میبیند و...
این سریال درباره حوادث و اتفاقاتی است که در میان نیرو های پلیس اتفاق می افتد و شادی، غم، اندوه و دردی که افسران پلیس در حین کار تجربه میکنند رو به تصویر میکشد.
این درام ، داستان شاهزاده ای را نشان میدهد که در میان عشق و نفرت گیر کرده است و برادرش را برای عشقش میکشد ، در این درام زن جوانی که زیبایی بسیاری دارد و در تمام کشور میخواهند به اون دست یابند وارد این مثلث عشق میشود . این زن زیبا ، دختر یک مقام دولتی معتبر است ، او شخصیت علمی پدرش را به ارث برده است؛ او دارای حس قوی و محبت و عدالت است، و همه چیز را با شور و اشتیاق روبرو می کند.
“چا سان هی” خانه دار و “چا دو هه” یه مهماندار هواپیماست این دو خواهر دوقلو هستن و برخلاف ظاهرشون شخصیت کاملا متفاوتی از هم دارن. بعد از اینکه برای “چا دو هه” مشکلی پیش میاد، “چا سان هی” مجبور میشه خودش رو جای خواهرش جا بزنه و تظاهر کنه که یه مهماندار هواپیماست…
دختری به اسم «سایا» در یک معبد به همراه پدرش زندگی می کنه. مثل همه ی بچه های دبیرستانی به دبیرستان می ره و دوستان جالبی داره. از اون جایی که پدر و دختر هیچ رقمه آشپزی بلد نیستن، به نزدیک ترین کافه نزدیک معبد می رن. به طوری که رئیس کافه، آشپز اونا حساب می شه. «سایا» در ظاهر شبیه به بچه های دیگه س، ولی یه تفاوت بزرگ در اون وجود داره. «سایا» قدرت فرا انسانی داره. با کمک شمشیری که از معبد قرض می گیره، به شکار موجودات عجیب و خطرناکی به نام «فرزندان ارشد» می ره. این موجودات از انسان ها تغذیه می کنن و «سایا» شکارچی این موجودات است … در طول روز، «سایا» یک فرد معمولی است، ولی در شب به موجودی قدرتمند تبدیل می شه…
سریال درباره یه خون آشام ـه به اسم پارک جی سانگ (آ جه هیون) که بعنوان دکتر در یک بیمارستان مشغول به کار میکنه یو ری ته (کو های سون) دکتر و وارث همون بیمارستان ـه لی جه ووک (جی جین هی) هم رئیس بیمارستان ـه و در ضمن آدم بده ی سریال هم هست.
شی هیون (وو دو هوان) زندگیش را بر سر بازی خطرناکی که گمراه کردن اون ته هی (جوی) است شرط بسته است. هدفِ شی هیون ۲۰ ساله است و اعتقاد دارد کسانی که تحت تاثیر عشق قرار می گیرند احساساتی هستند. بعد از اینکه ته هی؛ شی هیون را ملاقات می کند دیدگاهش نسبت به عشق تغییر می کند…
بازرس "تیادر بورلو" از گروه جرایم ویژه در شهر "بسزل"، قتل دانشجویی را در شهری شبیه به شهر "بسزل" را بررسی می کند، شهری که به همان شکل هست اما به گونه ای دیگر حس می شود...
اوه سو (لی جونگ هیون) پسر باهوش و خوش تیپِ بیست و چند ساله است. او مهندس شرکت IT، صاحب یک کافی شاب و باریستا است. اوه سو احساسات غیرقابل دیدن مردم را می بیند و با استفاده از گرده جادویی اش نقش خدای عشق را برای مردان و زنان بازی می کند و آنها را به هم می رساند. این گرده جادویی باعث می شود اوه سو عاشق سو یو ری (کیم سو اون) شود. سو یو ری یک افسر پلیس و دختری با شخصیت روشن است که خانواده اش را ساپورت می کند…
چان جه این یه کارآگاه کارکشته و نابغه با ضریب هوشی بالاست. “کیم دان” هم یه کارآگاه تازه کاره که میتونه ارواحُ ببینه. این دونفر برای پیدا کردن دسیسه ، وارد یه شرکت بزرگ و پر قدرت می شوند …
یو سئول اوک رمان های رمزآلود رو دوست داشت و میخواست که کارآگاه بشه، اما بعد ازدواجش همه رویاهاش رو از دست داد. در حال حاضر اون زن خانه دار با یه شوهر دادستانه.اون ها وان سئونگ رو میبینه که یه کارآگاه پرشوریه و تصمیم میگیرن که برای حل موارد همکاری کنن …
داستان از آنجایی شروع می شود که پسر نوجوانی به نام رایان اتوود به همراه برادرش اقدام به سرقت ماشین میکند که بعد ازکمی تعقیب و گریز توسط پلیس دستگیر شده و به زندان می افتد.
مانو یوکیترو محصل سال دوم راهنماییه میباشد . اون پسریست که در پیدا کردن دوست مشکل دارد و دوست پیدا کردن برایش سخت میباشد . او فکر می کند که خودش فقط یک تماشاگر است و تمام اتفاقات رو زانه رو در قسمت یادداشت های دفتر تلفنش ثبت میکند . اون از تنهایی رنج میبرد پس در ذهن خود یک دوست رو خلق میکنه به نام "دیوس ایکس " که ارباب زمان و مکان میباشد . و این دوست جدید یعنی دیوس وقتی کار های روزمره یوکیترو رو میبینه یه تواناییه جدیدی بهش میده و آن هم اینه که حال در دفتر یادداشتش وقایعی رو که در آینده ی نزدیک اتفاق میفته رو هم ثبت میکنه ...
Rei Kiriyama یه پسر ۱۷ ساله ـست که تازگیا زده تو خط تنها زندگی کردن و با پولی که به عنوان یه بازیکن حرفهای شوگی میگیره، امرار معاش میکنه. با وجود این استقلال مالی هنوز به استقلال عاطفی نرسیده و همین مشکل زندگی روزانه ـشُ مداوما تحت تاثیر قرار میده. رابطه ـش با خونواده ـش تیره و تار شده و نمیتونه درست و حسابی با هممدرسهای هاش تعامل داشته باشه.توی همین هیری ویری کارش با شیب ملایم وارد رکود میشه و قوز بالا قور انتظارات با توجه به پنجم شدنش تو دوره راهنمایی ازش بالاست ولی دچار نوساناتی میشه و پیشرفتش متوقف میشه.
در دنیایی که انسان های نیمه حیوان بوجود آمده اند دوئل و به جان هم انداختن آنها تبدیل به تفریحی برای افراد زیادی گشته است. "یوویا"، پسریه که روزی به اصرار دوستان خود برای سوار کردن دختران و خوشگذرونی با اونا همراه میشه ولی از قضا دختری (هیتومی) که اونا سوار می کنند نیمه حیوان از آب در میاد و بجز یوویا تمام رفقای اونو می کشه! هیتومی یک راتلِ که به عنوان نترس ترین حیوان شناخته میشه و بعد از اون بخاطر اتفاقاتی که می افته مجبور میشه برای محافظت از یوویا کنارش بمونه.