در این مستند زیبا، شما بهمراه تیم تولید کننده وارد سفری خارق العاده به قلمرو طبیعت خواهید شد تا متوجه شوید که طبیعت غریب تر، جادویی تر و اسرار آمیزترین چیزی است که شما در زندگی خود خواهید دید. مستند با جنگل های محسور کننده شروع می شود و تا اعماق دنیای زیرین زمین خواهد رفت، شما شاهد گیاهان ماورائ طبیعه ای خواهید بود که هر شخصی در طول زندگی شانس دیدن انها را نخواهد داشت و در ادامه وارد اقیانوس شگفت انگیز خواهید شد. پس از آن به تماشای کوه های آسمانی خواهید نشست و از آنجا به تند آب ها سفر خواهید کرد و سرانجام به تماشای جشن جادوی طبیعت خواهید پرداخت که بزرگترین گردهمایی حیوانات وحشی بر روی زمین می باشد.
«کلاس نهم» بعد از «جاده» و «بچههای مدرسهای روستا» سومین مستند ننگینجه جیانگ است که به بچههای بازمانده میپردازد و همچنین آخرین مستند این مجموعه است. «پایه نهم» با تفاوتهایی که با دو تای دیگر دارد، بیشتر به مشکلات تحصیلی این کودکان بازماندهای میپردازد که در دوران رشد، محبت والدین را نداشتند...
دبیرستانهای جرمانتون و مارتین لوتر کینگ که بیش از ۴۰ سال رقیب بودند، به دلیل بحران بودجه در فیلادلفیا و تعطیلی جرمانتون، مجبور به ادغام شدند. اکنون، یک سرمربی جدید ۲۷ ساله و مدیر مدرسه در تلاش برای مقابله با این چالشها هستند.
30 مایل آن طرف تر از دایره قطب شمال، در ایسلند شمالی و شهر هوساویک، موزه ای در خصوص بدن مردها و اجزای آن وجود دارد. و بیش از 40 سال است که بنیانگذار آن...
جنگجو به شیوه های گوناگون توصیف شده است: جذاب، گوشه گیر، مرموز و سلحشور. اما فراتر از همه اینها، او یک افسانه بود. در این مستند روشنگر، زندگی، دوران حرفه ای و روزهای پایانی جنگجوی نهایی، چهره شاخص و پرحرارت دنیای WWE، مورد کنکاش قرار می گیرد.
دیو اَتِـل، کمدین مشهور، با برنامهی استندآپ کمدی "کار در جاده" به روی صحنه بازگشته است. این برنامه که گزیدهای از اجراهای مختلف اَتِـل در تور اخیرش را به نمایش میگذارد، بیشتر شبیه به یک فیلم کنسرت است و شامل تعاملات هوشمندانه اَتِـل با تماشاگران و شوخیهای رک و بیپرده او است.
نیک، بیو، جیمز و دوستانش در حال آماده شدن برای پذیرش دانشگاه خود هستند. از آنجایی که آنها بیش از حد بازی کردند و در امتحانات خود با شکست بدی روبرو شدند، جیمز دوستانش را به مقبره مهناک میبرد تا برکت بگیرند و امیدوار است که بتواند وارد دانشگاه شود...
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...