این فیلم به بررسی چالشهایی میپردازد که ستارههای سابق کودک در مواجهه با شهرت زودهنگام با آن روبرو میشوند. همچنین، تأثیر این شهرت بر زندگی آینده آنها مورد تحلیل قرار میگیرد.
در ایستگاه ۱۷ از دوره ۷۵ مسابقات فرمول ۱، رانندگان در آذربایجان به رقابت پرداختند. تیمهای فراری و مکلارن عملکرد خوبی داشتند، در حالی که ردبول با مشکلاتی مواجه بود. در مسابقه، پرز، راننده باسابقه، نزدیک بود به کسب مقام سوم، اما در یک تصادف، مسابقه خود را به پایان رساند. در نهایت، پیاستری، لکلرک و راسل به ترتیب مقامهای اول تا سوم را کسب کردند. این مسابقه، نشان داد که هنوز رقابتهای هیجانانگیزی در پیش است. نقطه فرود بعدی، سنگاپور خواهد بود.
مسابقه UFC 306 با حضور دو مبارز مطرح،O'Malley و Dvalishvili، در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴ در لاس وگاس برگزار شد. این رویداد که با حمایت مالی یک شرکت عربستانی نامگذاری شده بود، یکی از مهمترین رویدادهای سازمان UFC محسوب میشود.
استلا برای مراقبت از مادرش به زادگاهش برمیگردد. او که هنوز از ناپدید شدن پدرش رنج میبرد، ناگهان با او از طریق یک رادیو قدیمی تماس میگیرد. حالا استلا باید با استفاده از یک دستگاه خاص، در زمان سفر کند تا پدرش را به خانه بازگرداند.
سیزدهمین دور از مسابقات قهرمانی جهان موتورسواری در سال ۲۰۲۴، گرند پری سان مارینو و ریویرا دی رمینی نام داشت. این مسابقات که به عنوان گرند پری ردبول سان مارینو و ریویرا دی رمینی نیز شناخته میشود، در روز ۸ سپتامبر ۲۰۲۴ در پیست بینالمللی میسانو مارکو سیمونچلی در میسانو آدریاتیکو برگزار شد. همچنین، این رویداد، هشتمین و آخرین دور از مسابقات قهرمانی جهانی موتو ای ۲۰۲۴ بود. لازم به ذکر است که هر دو مسابقه موتو ای یک روز زودتر، یعنی در ۷ سپتامبر برگزار شدند.
یوافسی فایت نایت: برنز علیه بردی (که با نامهای UFC Fight Night 242، UFC on ESPN+ 100 و UFC Vegas 97 نیز شناخته میشود) یک رویداد هنرهای رزمی ترکیبی بود که توسط سازمان مبارزات نهایی قهرمانان (UFC) برگزار شد. این رویداد در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۴، در مرکز آپکس یوافسی در لاس وگاس، نوادا، ایالات متحده برگزار شد.
مستندی که به نقش لِو پارناس در رسوایی ترامپ-اوکراین که به استیضاح رئیس جمهور سابق منجر شد، پرداخته است. این مستند به طور مفصل به درگیری غیرمنتظره پارناس با ترامپ و جولیانی و در نهایت زندانی شدن او میپردازد.
نمایش باله «پرنده آتشین»، با الهام از یک داستان فولکلور روسی، یک اثر هنری است که با ترکیب باله کلاسیک و جلوههای ویژه، داستانی عاشقانه و افسانهای را به تصویر میکشد. موسیقی دلنشین استراوینسکی و رقصهای پرشور و ماهرانهی کودلکا، به این نمایش زیبایی خاصی بخشیدهاند.
کیث که برای بازدید به خانهای در امی تیویل رفته است، ناگهان خود را در بُعدی دیگر از آن خانه گرفتار مییابد، بیآنکه راه خروجی داشته باشد. او هر دری را که باز میکند، دوباره به همان نقطهی شروع بازمیگردد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.
در این مجموعه مستند منحصر به فرد، پزشکان، سرآشپزها و متخصصان تغذیه در مورد اینکه چگونه تغییر در رژیم غذایی می تواند بر سلامت و طول عمر تأثیر مثبت بگذارد، می اندیشند.
دایول می شنود که دو پسر در دفتر پرستار مشغول فریب خوردن هستند و به طور تصادفی میله پرده را می زند. وقتی پرستار وارد صحنه میشود، تهیون میگوید که دایول سعی کرد با او کنار بیاید. قبل از اینکه دایول بتواند سوء تفاهم را اصلاح کند، شایعه منتشر می شود و بورسیه تیراندازی با کمان او در خطر است.
ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.
مون (Mon)، دانشجوی تازه فارغ التحصیل از دانشگاه، به عنوان کارآموز شروع به کار کردن در یه شرکت بزرگ می کند. چون مون، سم (Sam) را که از زمان جوانی یک رییس ثروتمند بوده، به شدت تحسین می کند. با این حال، وقتی که مون، سم را میبیند تمام تصوراتش نابود می شود چون اون هیچ شباهتی به کسی که نشان می داد نداشت ...