" دیوک هو " و گروهش با جعل و کلاه برداری در سرتاسر کشور زندگی خود را سپری میکنند . در این بین " هان میونگ هوی " دست راست " پادشاه سجو " از استعداد بالای آنها باخبر میشود و متقاعد شان میکند تا برای کشور کار کنند و ...
در این مستند کارگردان "برایس دالاس هاوارد" با پدرش "ران هاوارد" برای کشف پدر معاصر با کمدین های معروف مانند ویل اسمیت، جیمی فالون و نیل پاتریک هریس دیدار می کند ...
From performing across world stages to winning (and losing) Drag Race or dealing with major tragedies, The Queens lifts the lace front, giving insight into one of the most fascinating and popular art forms.
هفتاد و هفتمین مراسم گلدن گلوب به افتخار بهترینهای فیلم و تلویزیون آمریکا در سال 2019، در 5 ژانویه 2020 و به انتخاب انجمن مطبوعات خارجی هالیوود در هتل بورلی هیلتون بورلی هیلز، کالیفرنیا برگزار شد
یک مادر جوان به نام لوری باید با جدایی شوهرش که تصمیم به پیوستن به جنگ علیه داعش گرفته است، مواجه شود. او در میان جامعه خود درگیر مبارزاتی میشود و برای بیان احساساتش به رقص نیز روی میآورد...
موضوع فیلم هیچکس نمیداند من اینجا هستم (Nobody knows I'm here) درباره مردی با صدای رویایی است که در مزرعه ای دورافتاده در گوشه ای از کشور شیلی زندگی می کند. اما این خلوتنشین بااستعداد، گذشته ای دارد که نمی تواند از آن فرار کند. تا اینکه کسی صدای زیبای او را می شنود و ...
این مستند به اجرای زنده ی "بروس اسپرینگستین" خواننده، نوازندهٔ گیتار و آهنگساز موسیقی راک و موسیقی محلی آمریکایی می پردازد که آهنگهای آلبوم "ستاره های غربی" را می خواند .
"ناندان کومار" یک کارمند ساده می باشد که مشکلات کوچک خودش را دارد و برای بدست اوردن پول بیشتر در زندگی اش تلاش میکند یک شب که از کار به خانه اش برمیگردد یک چمدان پر از پول را در خیابان پیدا میکند و ان را به خانه اش میبرد ولی مشکل اینجاست که عده ای خلافکار و پلیس به دنبال همان چمدان هستند و ...
هان یی جو مطمئن نیست زندگی اش کجا رفته است. زمانی که وارث یک بازرگان ثروتمند تجاری بود، اکنون یک زن خانه دار معمولی است که دغدغه اصلی اش زن و شوهر شوهرش و کارهای خانه است. با این حال، وقتی میبیند که همسرش به خواهر ناتنیاش اعتراف میکند، اوضاع به سمت تراژیکتر میرود. او که ویران شده فرار می کند، اما ماشینی با او برخورد کرده و کشته می شود. اما وقتی چشمانش را باز می کند، متوجه می شود که یک سال پیش در گذشته، قبل از اینکه زندگی اش خراب شود، بیدار شده است. یی جو با دادن یک شانس دوباره برای زندگی، عهد انتقام می گیرد و مصمم است همه چیزهایی را که از دست داده است پس بگیرد.
«هان سان وو» یک عکاس تازه کار است. او زیاد صحبت نمی کند، اما مردی مهربان و خونگرم است. او با «لی یون سو» دوست است. آنها 20 سال است که دوستان صمیمی هستند. در همین حال، لی یون سو به عنوان یک ترانه سرا برای گذران زندگی کار می کند. او شخصیت صادق و روشنی دارد. بنا به یک دلیل، هان سون وو و لی یون سو شروع به زندگی مشترک در یک خانه برای 2 هفته می کنند. با هم ماندن، رابطه آنها عاشقانه توسعه می یابد و ...
بعد از اتفاقی که باعث برملا شدن تمام رازهای یک خانوادهی لسآنجلسی میشود، دیگر بنیان خانواده متزلزل میشود و افراد این خانواده باید تلاش کنن تا دوباره به حالت عادی برگردند...
دبیرستان سیدو با رهبری کاپیتان میوکی، پس از پیروزی در مسابقات قهرمانی منطقهای، در مسابقات دعوتی بهار در ورزشگاه کوشیاِن شرکت کرد و با دو پرتابکننده سال دومی، ساوامورا و فورویا، در آن حضور پیدا کرد.
داستان زندگی ایجین ساوامورا، یک بازیکن بیسبال با استعداد است که استعداد خارقالعادهای در پرتاب دارد. هدف او تنها یک چیز است: تبدیل شدن به آس (پرتابکننده اصلی) دبیرستان سیدو.
چوی یی-جا مردی بیکار بود که نامزد سابقش را از دست داده بود و تمام پسانداز عمرش را در کلاهبرداری بیت کوین از دست داده بود. او که از فشارهای اجتماعی خسته شده بود، تصمیم به خودکشی گرفت. مرگ از بیتفاوتی او نسبت به مرگش ناراحت شد و او را برای مجازات به بازی خود دعوت کرد. در این بازی، چوی یی-جا باید از طریق دوازده زندگی، مرگ را بارها و بارها تجربه کند. اما اگر بتواند راهی برای زنده ماندن از مرگ حتمی زندگیهای مختلف پیدا کند، میتواند عمر آنها را زندگی کند. زندگی او یک شکست بود، اما او میتواند از طریق زندگیهای مختلف، زندگی جدیدی برای خود بسازد.
پول می تواند بر زندگی ما تأثیر زیادی بگذارد، اما این تأثیر لزوماً منفی نیست. Ramit Sethi، یک متخصص مالی، به مردم کمک می کند تا از پول خود به بهترین شکل ممکن استفاده کنند و زندگی ثروتمندی داشته باشند.
در دنیایی که اکنون زنان بر دولت تسلط دارند، ایجاد و استفاده از سلاح به شدت ممنوع است. با این حال، به هیچ وجه درگیری به پایان نرسیده است. جنگ به جای اسلحه از طریق کلمات صورت می گیرد. با قدرت "میکروفون هیپنوتیزم"، اشعار می تواند حریف خود را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار دهد و باعث آسیب واقعی شود. بنابراین، کسانی که در بخشهای خارج از بخش مخصوص زنان چوئو هستند، از آن برای نبردهای رپ شدید به عنوان سلاح خود در درگیری دائمی برای قلمرو استفاده میکنند.
در دنیایی که در آن دختران اسبی وجود دارند، اسب دختر ویژه هفته از روستا به شهر می رود تا در آکادمی Tracen تحصیل کند. او و همکلاسی هایش در مسابقات اسب دوانی Twinkle Series شرکت می کنند تا عنوان "دختر اسبی شماره 1 ژاپن" را کسب کنند.
در شهری از مردگان که مدتهاست ویران شده و به دور از تمدن بشری است، فرزند یک انسان زندگی میکند. نام او "ویل" است، و توسط سه روح، بزرگ شده است: جنگجوی اسکلتی پرشور، خون؛ کاهن مومیایی زیبا، مَری؛ و جادوگر شبحوار دمدمیمزاج ، گاس. این سه نفر به پسر عشق میورزند و هر آنچه که میدانند را به او میآموزند. اما یک روز، ویل شروع به پرسیدن کرد: "من کیستم؟" ویل باید رمز و رازهای سرزمین دورافتادهی مردگان را آشکار کند و گذشتهی مخفی ارواح را کشف کند. او باید عشق و رحمت خدایان خوب، و تعصب و دیوانگی بدها را بیاموزد. و وقتی همه چیز را بداند، پسر اولین قدم خود را در راه قهرمان (جوانمرد) شدن برمیدارد.
بالاخره بعد از سالها عشق ورزیدن یک طرفه، «نائویا موکای» با دوست دوران کودکیاش یعنی «ساکی ساکی» قرار میگذارد. با این وجود، در همان حین که خود را پایبند به این عشق میداند از سمت فردی دیگر یک اعتراف عشقی دریافت میکند و...
اومیکی، دختر دبیرستانی خجالتی، آرزو دارد که دوستی از سیاره دیگر داشته باشد. وقتی با یو، دانش آموز انتقالی بیگانه با قدرت های تله پاتی آشنا می شود، زندگی مدرسه ای او تغییر می کند. این دو به هم نزدیک می شوند و تصمیم می گیرند که یک موشک بسازند و به فضا بروند. در طول مسیر، آنها دوستان جدیدی پیدا می کنند.
کیتارو، که همیشه تمایل به جذب ارواح داشته است، به عنوان معلم دختر کوچکی به نام یایویی استخدام می شود که می تواند ارواح را ببیند و به دنبال روحی است که مادرش را گرفته است.
یک کارمند 26 ساله به دلیل آزار و اذیت رئیس سابقش شغل خود را تغییر می دهد. او نگران است که رئیس جدیدش نیز از قدرت خود برای آزار و اذیت او استفاده کند. با این حال، وقتی برای اولین بار رئیس جدیدش را ملاقات می کند، متوجه می شود که رئیس جدیدش آنقدر بی فکر است که هیچ اضطرابی ندارد.
کونوها آکیساتو تصویرگری است که عاشق دختران زیبا و بازی های بیشوجو است. رویای او تبدیل شدن به یک تصویرگر فوق العاده محبوب است، بنابراین او سخت در یک شرکت تولید بازی bishojo کار می کند، اما واقعیت این گونه نیست... با دوران طلایی بازی های شبکه های اجتماعی، شرکت کونوها به خوبی انجام می دهد، و او به عنوان یک تصویرگر فرعی کار می کند و روزهای خود را صرف نقاشی پشت شخصیت های پس زمینه تصادفی می کند. یک روز صاحب یک فروشگاه بازی به او یک بازی کلاسیک بیشجوجو می دهد. او با تمام هیجانی که در دوران طلایی بازیهای بیشوجو داشت، بسته را به سمت «دوکیوسی» باز میکند و نور درخشانی او را فرا میگیرد. کونوها سپس متوجه می شود که او فقط به گذشته سفر کرده است! او در سال 1992 به پایان می رسد! این طلوع از دوران بازی bishojo است! کونوها در شرکتی به نام الکل سافت کار می کند. آیا او میتواند به همه دختران زیبایی که همیشه میخواسته فکر کند، نقاشی بکشد و خلق کند؟! داستانی در مورد یک دختر و عشق شدید او به دختران زیبا - "اکنون، بیایید شروع کنیم!"