دان و فیل، دو یوتیوبر معروف بریتانیایی، در اجراهای صحنهای خود، فضای جذاب و پر جنب و جوش دنیای آنلاین را به صورت زنده برای مخاطبانشان به نمایش میگذارند.
منال از سوریه میرود و میخواهد بچههایش را بیاورد، اما باید سه سال صبر کند. برای همین با یک مامور تماس میگیرد تا زودتر پیش او بیایند، ولی ابتدا باید از دریا عبور کنند.
داستانی دراماتیک درباره یک مادر خرس قطبی و دو تولهاش که باید قبل از آب شدن پلهای یخی که باید از آن عبور کنند، به شمال دور برسند و در تمام این مدت توسط یک خرس نر خشمگین در جستجوی جفتی تعقیب میشوند.
Save translation بر اساس بقایای آثار هرگز تکمیل نشده آرژانتین از آرشیو موزه فیلم در بوئنوس آیرس. این فیلم، گویی، یک تاریخ فیلم موازی است: مقاله ای مانند فرانکنشتاین سینمایی، که جان تازه ای را در تصاویری که زمانی ناموفق و بیهوده به نظر می رسید، می بخشد...
اجرای استندآپ زنده توسط کمدین انگلیسی شان لاک ضبط شده در آوریل 2017 در تئاتر رویال در مارگیت. این نمایش شامل دیدگاه های شیطنت آمیز این کمدین در مورد فرزندپروری ، سالمندی و مهاجرت است...
در سال 1980 نیویورک، سه مرد جوان که همگی به فرزندخواندگی گرفته شده بودند، یکدیگر را ملاقات کردند و متوجه شدند که سه قلوهایی هستند که در بدو تولد از هم جدا شده اند. اما تلاش آنها برای کشف دلیل تبدیل به یک راز عجیب و شوم می شود...
دو خواهر، به دنبال ردپای پدر کوهنوردشان، سفری ماجراجویانه با اسکی در نیوزیلند را آغاز میکنند. پدر آنها، سی سال پیش، مسیری طولانی و سخت را در عرض ۱۸ ساعت طی کرده بود.
در ابتدای همه گیری Covid-19 ، اسکات بازیگر 22 ساله فیلم های پرفروش باید دختری را پیدا کند که با او ارتباط عجیب و غریبی دارد قبل از اینکه خیلی دیر شود ، در حالی که مادرش ویروس جدیدی را می گیرد...
تصاویر نادری ارتباط در حال تکامل بریتانیا را با سرزمینش نشان میدهد و جشنوارهها، کشاورزی، سنتهای روستایی و صنایع دستی فراموش شده را از آغاز سینما تا به امروز به تصویر میکشد.
پدرم اصالتاً اهل شهر های فونگ ، شمال ویتنام است. وقتی او نوجوان بود ، دیوانه بود و برای حرکت به سمت جنوب رفت. سپس او خوب شد و مادرم را در دانانگ ملاقات کرد. ما 8 برادر و خواهر در اینجا متولد شدیم من کوچکترین دختر خانواده هستم. جنگ اجازه نداد پدرم به ملاقات والدینش بازگردد و...
بروس اسپرینگستین، که به طور گسترده به عنوان یکی از بزرگان تمام دوران شناخته می شود، به گذشته نگاه می کند و به زندگی خود به عنوان یک موسیقیدان موفق فکر می کند. انعکاس او با تکه هایی از اجرای زنده همراه است که همه به هم می پیوندند تا روایت را به قول خودش شکل دهند.
می گویند کسانی که آخرین بار می خندند، بهترین می خندند. در دنیایی پر از بحران با افراد شرور در همه جا، خانواده ای پر از انرژی وجود دارد که تصمیم می گیرند برای زنده ماندن به یک شرور سطح بعدی تبدیل شوند! اوه نارا، که در دوران مدرسه دختری کاملاً برونگرا بود، نمیتواند روحیه رقابتی خود را پنهان کند و با نگرش دیکتاتوری کنترل خانوادهاش را به دست میگیرد. به نظر می رسید که او در بیرون برای شوهر سرسختش فداکاری می کند، اما ماهیت واقعی او را نمی توان پنهان کرد. علاوه بر این، با زندگی در همسایگی رقیب خود، خواهر کوچکترش یو جین، کنترل اقتدارگرای او قوی تر می شود. به هر حال، عشق او به خانواده اش بدون تغییر باقی می ماند، اما یک مزاحم ظاهر می شود. چگونه جرات می کنند وارد فضای او شوند؟ او بهعنوان یک شرور که مانند هیچکس دیگری نیست، چه واکنشی نشان خواهد داد؟
شبکه ی AMC دیگه با علایق بیننده گانِ خودش خوب آشناست و میدونه که وقتی Norman Reedus رو در The Walking Dead اون هم با اون تیرکمون معروفش داره واکر هارو میکشه میبینن لذت میبرن ، حالا فکر کنید وقتی با موتور تو شهر میچرخه طرفداران چه حسی دارند؟! برنامه ی Ride with Norman Reedus که در اون Reedus در هر قسمت با یک مهمان (بازیگر،خواننده و ..) در یک مکان و شهر با موتور به گشت و گذار خواهند پرداخت.
کیم مین جون، یک کارمند اداری 30 ساله، احساس می کند در یکنواختی شغل 9 به 5 خود گیر کرده است و احساس می کند چیزی در زندگی اش کم است. وقتی بزرگتر می شود، برای دستیابی به چیزهای بیشتر فشار می آورد، اما همه چیز راکد به نظر می رسد. زندگی او زمانی تغییر می کند که دوست پسر سابقش، جین هوان، پس از 10 سال به عنوان یک همکار جدید دوباره ظاهر می شود. در حالی که جین هوان جذاب و با اعتماد به نفس باقی می ماند، مین جون احساس می کند که از زمان جدایی آنها به جلو حرکت نکرده است. مین جون سعی می کند روی کار تمرکز کند، اما به نظر می رسد جین هوان برنامه های متفاوتی دارد.
دنیای هی سو حول محور چان یانگ، بهترین دوست و دوست مخفی او می چرخد. او بدش نمی آید که چان یانگ را از کناری تشویق کند یا به تمام مشکلات دخترش گوش دهد. برای او اهمیتی ندارد که مردم او را فقط به عنوان "دوست چان یانگ" بشناسند. سپس یک روز، هی سو شروع به شنیدن نام او در همه جا می کند. در اتوبوس، در سالنها، هنگام ناهار... معلوم شد، شایعهای در مدرسه به گوش میرسد، "یک مشکل عشقی دارید؟ هی سو را در کلاس 2 پیدا کنید و او به شما میگوید چه کار کنید!". با آن، هی سو ناگهان خود را در مرکز توجه می بیند. اما چگونه می توانست به کسی توصیه کند؟ او حتی نمی داند که در مورد دلدادگی خودش چه کند!
یک روز در راه بازگشت از مدرسه به خانه، کونوها کوگا، ساتوکو کوساگاکوره، نینجایی را که از دهکده اش فرار کرده بود، نجات می دهد. به زودی، تعقیب کنندگان از دهکده در جستجوی ساتوکو ظاهر می شوند تا کونوها ماهرانه با آنها برخورد کند. همانطور که مشخص است، دبیرستانی بی ادعا در واقع یک قاتل است. بنابراین، زندگی مشترک بالقوه یک نینجا و یک قاتل آغاز می شود!
این سریال بر روی یک خانواده مشهور و بین المللی تمرکز دارد که یک کشیش تلویزیونی محسوب می شوند و زندگی آنها با یک سنت طولانی از انحراف، طمع و کارهای خیرخواهانه گره خورده است. این در حالی است که این خانواده تمام کارهای خود را، چه خوب و چه بد، تحت عنوان نام ....
زمانی که یک ستارهی فوتبال آمریکایی دبیرستانی از جنوب مرکزی آمریکا، میرود که برای تیم بورلی هیلز بازی کند، دو دنیای کاملا جدا از هم، به همدیگر آمیخته میشوند.
توی سال ۲۰۷۱، آدما با یه فناوری به اسم «دروازههای فضای تفاوت فاز» کل منظومه شمسی رو گرفتن. اما یه حادثه وحشتناک موقع ساخت این دروازهها زمین و ماه رو خراب کرد، پر از تشعشع شدن و بیشتر مردم مجبور شدن به سیارههای دیگه پناه ببرن. هر جا آدما برن، خلافکارا هم دنبالشون میان، واسه همین همیشه به آدمایی نیازه که این خلافکارا رو گیر بندازن. پلیس جدید منظومه شمسی یه سیستم جایزه گذاشت، شبیه همون چیزی که توی غرب وحشی بود. «کابوی بیباپ» قصه چهار نفره که توی سفینه بیباپ زندگی میکنن و با شکار جایزهبگیرا بهسختی روزگار میگذرونن.
ناکاجیما آتسوشی رو از یتیمخونه انداختن بیرون و حالا نه سرپناهی داره، نه چیزی برای خوردن. وقتی کنار رودخونهست و از گرسنگی داره جون میده، یه مردی رو میبینه که یهویی تصمیم گرفته خودشو بکشه و نجاتش میده. این مرد، دازای اوساموئه که با دوستش کونیکیدا توی یه آژانس کارآگاهی عجیب و غریب کار میکنه. اینا قدرتهای خارقالعاده دارن و پروندههایی رو میگیرن که پلیس یا ارتش از پسشون برنمیاد. دارن دنبال یه ببر میگردن که تازه تو این منطقه دیده شده، تقریباً وقتی که آتسوشی پیداش شده. این ببر انگار به آتسوشی ربطی داره و تا پرونده تموم بشه، معلومه که آتسوشی قراره کلی با دازای و بقیه کارآگاهها قاطی بشه!
توی یه شهر بزرگ مدرن مغازه کوچیکی هست به اسم "استدیوی عکس زمان". با این که مشتریای خیلی کمی داره، درواقع توسط شنگ ژائوشی و لو گانگ اداره میشه که 2 مرد با قدرتهای ویژه هستن. اونا برای حل کردن مشکل مشتریها وارد عکسها میشن. با این حال گاهی اوقات اوضاع از کنترل خارج میشه.
مرد جوانی که 400 سال به آینده منتقل می شود، با زندگی مدرن سازگار می شود، در حالی که از عشق خود به غذا برای کمک به یک صاحب رستوران در حال مبارزه استفاده می کند.
سین کیسکه، فرزند ممنوعه یک انسان و یک سلاح بیولوژیکی ساخته شده با جادویی به نام Gear، در دنیایی زندگی می کند که جادو جایگزین علم شده است و زخم هایی از شورش Gear باقی مانده است. او با شرکت در عروسی تابوشکنی پدر و مادرش، با دختری مرموز مواجه میشود که نفرت عمیقی از Gears دارد و ملاقات سرنوشتساز آنها تهدید میکند که یک بار دیگر دنیا را به هم میزند.
این سریال داستان "ماریانا" و "کانل" با پیشینه های مختلف است که در شهری کوچک در ایرلند زندگی می کنند، همانطور که وارد یک رابطه عاشقانه با هم می شوند روابط همدیگر را نظاره می کنند ...
انگلستان در دهه ۱۵۲۰ میلادی در آستانه جنگ داخلی قرار داشت. هنری هشتم میخواست ازدواج خود را با کاترین آراگون لغو کند و با آن بولین ازدواج کند. پاپ و اکثریت اروپا با او مخالف بودند. توماس کرامول وارد این بنبست شد و به هنری هشتم کمک کرد تا مخالفتها را بشکند. اما هنری هشتم مردی متغیر بود و کرامول نمیدانست که قیمت پیروزی او چه خواهد بود.
یون جو نو، یکی از چهره های کلیدی تیم سابق M&A گروه SANIN، ناگهان ناپدید شد و به دلایل نامشخصی به هاوایی رفت. شایعاتی مبنی بر تنزل رتبه او منتشر شد، اما حقیقت برای کسی ناشناخته است. سپس، سه سال بعد، هنگامی که گروه SANIN با 11 میلیارد دلار بدهی با ورشکستگی روبرو می شود، او به عنوان آخرین امید آنها به کره باز می گردد. ماموریت او روشن است: نجات گروه SANIN. با این حال، راه حل او چندان ساده نیست. او با جلب حمایت مدیر عامل شرکت سانگ جائه سیک، یک تیم M&A جدید تشکیل می دهد و بهترین مذاکره کنندگان را برای فرو رفتن در دنیای خطرناک معاملات پرمخاطره جمع می کند. جو نو با تیمش آخرین قمار را انجام می دهد. آیا او می تواند 11 میلیارد دلار مورد نیاز برای نجات شرکت را تامین کند یا حتی به اصطلاح "خدای مذاکره" از بین خواهد رفت؟