یک سامورایی در سفر خود به دختری جوان برمیخورد که روستایش توسط اژدها نابود شده است. با وجود میل سامورایی به دوری از دردسر، آنها درگیر ماجرایی خطرناک میشوند.
سوبارو و همراهانش موفق میشوند هیولای شیطانی وولگارم که باعث نفرین روستا شده بود را شکست دهند و بچههای روستای ایرلام را نجات دهند. بعد از این پیروزی بزرگ، شخصیتهای داستان بالاخره فرصتی برای استراحت پیدا میکنند. سوبارو هم تصمیم میگیرد به یک ماموریت مخفی برود و نمیخواهد کسی از آن باخبر شود. اما حتی با این که سوبارو خودش را پنهان کرده، پترا و بچههای دیگر خیلی زود او را شناسایی میکنند. حالا که ماموریت مخفی سوبارو لو رفته، قرار ملاقات مهم او با امیلیا ممکن است کنسل شود.
یک روز، گزینه ی مرموزی آشکار میشود که زمانی که روی آن کلیک شود، آدم را به دنیای ثانوی دیگری میفرستد. کاراکتر های مختلف از دنیاهای مختلف دور هم جمع میشوند… (کونوسوبا، ری زیرو، اورلورد و …)
به طور تاریخی، 72 درصد مرگ های لندن به اژدهایان - موجودات شگفت انگیزی که اکثریت مردم قابلیت دیدنشون رو ندارن - مربوط میشه. با اینکه این موجودات برای اکثریت ناشناخته هستند، افرادی هم هستن که باهاشون مقابله میکنن. فقط ساکنین ریورس لندن که توی بخش مخفی لندن زندگی میکنن قابلیت دیدن اونها رو دارن. حتی با این وجود، فقط افراد کمی شرایط لازم برای جادوگر شدن رو دارن. شخصیت اصلی های داستان نوئل نیهاشی و نینی اسپانگکول هستن. اونا مامورای ویند بایند هستن که یک سازمان مقابله و اداره اژدهاست. وظیفه اونا اینه که از مردم دربرابر اژدهایان محافظت کنن.
داستان در دوران خدایان، سال 300 اتفاق میافتد. یونا یوکی زندگی عادیای به عنوان یک دانشآموز دوم متوسطه دارد، اما او همچنین عضو “باشگاه قهرمان” است که فعالیتهای باشگاه شامل مقابله با موجودی مرموز به نام “ورتکس” میشود.
اِما و سایر بچه ها زندگی خوب و آرامی را در یتیم خانه گریس فیلد، جایی که در آن بزرگ شدن دارند. با اینکه قوانین سخت گیرانه ای بر آنجا حاکم است ولی سرپرستشان، زن بسیار مهربان و با ملاحظه ای می باشد. در این یتیم خانه تمام بچه ها با هم به مانند خواهر و برادر می باشند. ولی سوال بزرگ داستان این است که چرا بچه ها اجازه ی خروج از یتیم خانه را ندارند؟!
داستان انيمه در مورد دختري دبيرستاني به نام هونوكا است. هونوكا سال دومي هست و دبيرستان خودش رو خيلي دوست داره. ولي يه مشكلي هست. دبيرستانشون به دليل اينكه دانش آموزان جديد كمي به اونجا ميان قراره بسته بشه!! خب كه چي؟ خب حالا هونوكا كه خيلي به اين مدرسه علاقه داره سعي ميكنه به همراه دوستان خودش راهي پيدا كنن تا دانش آموزان بيشتري به اين مدرسه علاقه مند بشن و بيان اونجا تا مدرسه هم بسته نشه. ميخواد چيكار كنه؟ ميخواد يه گروه School idol تشكيل بده و مطمئنه اينطوري ميتونه مدرسه رو جذاب تر كنه ....
در سال 2035 در ژاپن واقعه ای عظیم معروف به "فروپاشی" به دلیل تحقیقات روی زندگی مصنوعی اتفاق میفتد.هوش مصنوعی ای به نام "ماهیت" کوروبه جورج را فاسد کرده است.ورود به شهر تحقیقات که امید اخر انسانیت نام دارد توسط دولت ممنوع شده است.دو سال بعد به ایکو تاچیبانا دختری 15 ساله که خانواده اش را در واقعه از دست داده توسط همکلاسی انتقالی اش یویا کانزاکی درباره ی رازی نهفته در بدنش گفته میشود.مثل اینکه کلید حل معما در نقطه ی اغازین یعنی مرکز "فروپاشی" است.هنگامی که یک دختر و پسر,که اینده ی انسان ها به ان ها وابسته است ملاقات میکنند,حقیقت تازه چیست؟