داستان از این قرار است که دو روباه در حال آماده شدن برای تجربهٔ اولین بارِ پدر و مادر شدن هستند. این اتفاق در زمانی رخ میدهد که گرمایش جهانی، قواعد زندگی را برای همهٔ موجودات زنده دگرگون کرده است.
سیلوی، خدمتکاری که به تنهایی دو پسرش، سفیان و ژان-ژاک را بزرگ میکند، با مجروح شدن سفیان در آپارتمان، او را به خانهای پرورشی میفرستند. سیلوی مصمم است که پسرش را به خانه بازگرداند...
این فیلم بلانچ رنارد را دنبال می کند که با گرِگ لاموروکس آشنا می شود ، اما به زودی او خود را در یک رابطه سمی با مردی مالک و خطرناک گرفتار می می بیند ...
سه ماه پس از زنده ماندن از یک حمله تروریستی در یک اغذیه فروشی، میا هنوز آسیب دیده است و قادر به یادآوری وقایع آن شب نیست. او در تلاش برای حرکت رو به جلو، خاطراتش را بررسی می کند و قدم هایش را دوباره دنبال می کند..
پسری و والدین عجیب و غریبش خانه خود را در پاریس به قصد خانه ای روستایی در اسپانیا ترک می کنند. از آنجایی که مادر بیشتر در ذهن خود فرو می رود، این به پسر و پدرش بستگی دارد که او را ایمن و شاد نگه دارند...
در روز عروسی لوران بازیگر توسط نامزدش مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. او برای نجات غرور زخمی خود و ترمیم قلب شکسته اش، تصمیم می گیرد تا هر زنی را که ملاقات می کند اغوا کند اما ...
یک آهنگساز خود را در خانه ای متروکه در جزیره ای کوچک در بریتانی منزوی می کند. در آنجا او یک پیانوی قدیمی پیدا می کند و با افرادی که به او اجازه استراحت نمی دهند ملاقات می کند...
مادری در جستجوی یافتن پسرش است که تقریباً سه دهه پیش مجبور به ترک او شد. او از یک متخصص امنیت اطلاعات سوخته که توسط پلیس ضد تروریسم تعقیب می شود ، کمک می گیرد...
زمانی که ملکه زنبور توسط دیگر حشرات ربوده میشود، جیرجیرک سرگردان به نام آپولو که به اتهام این جرم متهم شده است، با سایر حشرات همکاری میکند تا ملکه و کل پادشاهی را نجات دهد...
یک مرد خجالتی و درون گرا نتیجه می گیرد که داشتن خانواده زندگی او را درست می کند. هنگامی که او به یک زن جوان با دو فرزند و یک کوه بدهی برخورد می کند ، هر دو ی یک نوع عجیب از خانواده را تشکیل می دهند...
دیتور سی و هشت ساله بلندپرواز مجله "ریبل الیس" در حال بازگشت از برزیل به پاریس است که فلش مموری خود را در هواپیما گم میکند، هرچند یک دانشجوی معماری، "بالتازا ایپفل"، آن را پیدا میکند و با "الیس" یک قرار ملاقات برای تحویل فلش میگذارد...
از طریق پسرانشان که با هم دوست هستند، یک دلال هنری خشک و رسمی پاریسی و یک مرد بلژیکی کارگر و خوشگذران که در ون خود زندگی میکند، به شکلی بعید مسیرشان به هم میرسد.