این داستان دربارهی اعتصاب کارگری در کارخانهی توالتسازی «دبلیو. سی. باگز» است. «ویک اسپانر» نمایندهی اتحادیه است که به سرعت و با کمترین دلیلی، کارگران را به اعتصاب فرامیخواند. در نهایت، همهی کارگران از او خسته میشوند. این داستان همچنین فرصت خوبی برای شوخیهای توالتمحور است...
یک تبهکار مجروح به همراه همدست رو به مرگش در قلعه ای ساحلی پناه می گیرند.مالکان قلعه،مردی انگلیسی و همسر خود رای فرانسوی اش در ابتدا از میزبانی تبهکاران چندان راضی نمی شوند.اما به سرعت رابطه آنها به طرز عجیبی تغییر می کند و...
کارول (کاترين دنوو) زن جوان بلژيکي است، که در يک آرايشگاه کار ميکند. او از لحاظ روحي دختر آشفته و پريشان است و نسبت به مردان احساس بدي دارد. حتي با پسري که شديدا به او علاقه دارد، نميتواند ارتباط برقرار کند. او در لندن به همراه خواهرش هلن (ايوان فرنوکس)زندگي ميکند در حالي که بشدت گوشه گير و خجالتي است. هنگامي که هلن براي گذراندن تعطيلات به همراه دوست پسر متاهلش (لن هنري) به ايتاليا ميرود، کارول تنها ميماتد. او پس از انزوا در محيط کار، خودش را در آپارتمانشان محبوس ميکند و به مرور اسير ترسهاي جنون آور و پارانويايي خودش ميگردد و بيماري رواني ميشود...
یک فرمول شیمیایی مافوق سری، توسط اعضای استنچ (انجمن نابود سازی انسان های ساختارشکن) ربوده میشود و سیمپکین به همراه سه کارآموز خود با دنبال کردن سرنخ ها در صدد یافتن سارقین میباشد...
یک پرستار جوان در یک دهکده کوچک روستایی انگلیسی به همراه مادر دیوانه اش ساکن می شود. در حالی که به عنوان پرستار منطقه از مردم روستایی مستعد حادثه مراقبت می کند...
ترور به اپرا لندن حمله می کند که یک اپرا جدید است که توسط اعمال یک شکلات تغییر شکل یافته از نمایش نشان داده شده است که با یکی از دختران کوروش تولیدی روبرو است.
در ادینبروِ اسکاتنلد ، سال 1828 ، دکتر ناکس جراح ، روی اجسادی که از برک و هیرِ قاتل میخرد مطالعه میکند ، بدون اینکه راه و روشهای غیراخلاقی را زیرسوال ببرد ...
یک زن انگلیسی که اخیراً به ثروت هنگفتی دست یافته به مالایا بازمیگردد تا زحمات روستاییانی که در طول جنگ کمکش کردند را جبران کند. در میان آنها مردی استرالیایی نیز حضور داشته که فداکاری بزرگی برای او و دیگر زندانیان جنگ کرده است...
داستان فیلم عاشقانه کمدی Mallrats 1995 در مورد دو دوست صمیمی که هردو مورد خیانت دوست دختر هایشان قرار گرفته اند، برای فراموش کردن دردشان به مرکز خرید محلی می روند و با افرادی آشنا می شوند که…