تاریخ به صورت ظریفی بازنویسی میشود: به جای ملوانان باتجربه، فقط مجرمانی حضور دارند که آخرین و تنها دیدارشان با آب، سوپ جیره زندان بوده است. و کلمبوس نقشه مخصوص به خود را ندارد...
پابلو پیکاسو برای توسعه استعداد هنری خود بین مادرید ، اسپانیا و فرانسه ، به پاریس فرستاده می شود. هنوز برای رسیدن به شهرت فاصله زیادی وجود دارد و هنگامی که پیکاسو به آنجا می رسد ، او به سرعت می خواهد راهی برای رهایی از بدبختی پیدا کند....
دو کارگر ساختمانی در حین کار متوجه گم شدن تختهای میشوند. پس از یافتن تخته در دست کودکان، به جای پس گرفتن آن، تصمیم به خرید تخته جدید میگیرند. این تصمیم ساده، آنها را درگیر دردسرهایی میکند.
کنت و باربارا با اجرای برنامهای شاد و طنزآمیز، بینندگان را به تماشای مجموعه فیلمهای کمدی "کری آن" دعوت میکنند. شوخیها و کنایههای این دو مجری، فضایی مفرح و سرگرمکننده را به برنامه میبخشد.
پس از غیبت اجباری پدر، سه فرزند به همراه مادرشان به یورکشایر نقل مکان می کنند، جایی که در طول ماجراجویی های خود سعی می کنند دلیل ناپدید شدن او را کشف کنند...
"سارا" زن جوانی است که زندگی اش به اندازه کافی شلوغ است و آخرین چیزی که آرزویش را دارد این است که مسئولیت مراقبت از کسی را برعهده بگیرد. "سارا" مجبور می شود از سگ مادر بزرگش نگهداری کند. این سگ لوس که از نژاد اشرافی "پاگ" می باشد، "پاتریک" نام دارد و مراقبت از آن به هیچ وجه کار آسانی برای "سارا" نخواهد بود تا اینکه …
یک فرمول شیمیایی مافوق سری، توسط اعضای استنچ (انجمن نابود سازی انسان های ساختارشکن) ربوده میشود و سیمپکین به همراه سه کارآموز خود با دنبال کردن سرنخ ها در صدد یافتن سارقین میباشد...
داستان ماجراجویی های ملوانی به اسم البرت که هشت سال و نیم طول کشید بتواند سکان کشی را در دست گیرد و حالا در دریای آزاد اسپانیا به ماجراجویی می پردازد...
در لندن، زمانی که گانگسترهای استرالیایی با مبدل به نام "بابی" از مجرمان بریتانیایی سرقت می کنند، اوباش بریتانیایی وحشت زده به دنبال اتحاد با پلیس متروپولیتن هستند تا رقابت خارجی را از بین ببرند و اوضاع را به حالت "عادی" برگردانند...
"رابرت لوماکس" از کار کردن در یک دفتر به ستوه آمده، و می خواهد که تبدیل به یک هنرمند شود. به همین دلیل او به هنگ کنگ سفر می کند تا نقاشی را امتحان کند و...
داجر در زندان نقشه میکشد که قبل از آزادی، الماسی را بدزدد و بدون اینکه کسی متوجه شود، فرار کند. او با داشتن چند روز مرخصی و یک شاهد عینی، مطمئن است که موفق خواهد شد.