ژاپن، سال ۱۶۳۰، پس از پايان جنگهاى داخلى بسيارى از سامورايىها بىكار شدهاند. سامورايى جوانى ( ايواشيتا ) به اميد لطف، سراغ طايفهى آيى مى رود و وانمود مى كند كه قصد هاراكيرى دارد. اما، برخلاف انتظار، او را مجبور به اين اقدام مى كنند. پس از آن پدرخوانده ى سامورايى ( ناكادايى ) كه دخترش را نيز به همسرى او در آورده، براى انتقام وارد عمل مى شود.
مردم فقیر یک دهکده که مدام توسط راهزن ها مورد هجوم قرار می گیرند، از یک سامورایی درخواست کمک می کنند. او 6 سامورایی دیگر را جمع می کند و آن ها به مردم دهکده می آموزند که چطور از خودشان دفاع کنند و در ازای آن، مردم روزانه سه وعده غذایی مختصر به آن ها می دهند. فیلم زمانی به اوج خود می رسد که 40 راهزن به دهکده حمله می کنند و ...
« سردار واشیزو » ( میفونه ) و دوستش ، « سردار میکى » ( چیاکى ) ، پس از پیروزى در جنگ ، در جنگل گم مى شوند و جادوگرى را مى بینند که پیشگویى مى کند « واشیزو » به حکومت خواهد رسید ، اما ورثه ى « میکى » جانشینش مى شوند . خیلى زود « واشیزو » ابتدا پادشاه و بعد « میکى » را مى کشد …
در طی یک بارندگی، یک رونین سخاوتمند و همسرش در مسافرخانه ای روستایی سرگردان می شوند. رونین مورد توجه یک لرد قرار می گیرد که می خواهد او را به عنوان مربی برای مردانش استخدام کند که با رونین با بی احترامی رفتار می کنند.
ژاپن ، قرن یازدهم . یک هیزمشکن ( شیمورا ) ، یک راهب و یک مرد عامى ، از باران به خرابه هاى دروازه ى راشومون پناه میبرند و راهب داستان محاکمه اى را که شاهد بوده با سه روایت تعریف میکند …
یک جنگجو که از شهر به بیرون رانده شده بود بعد از چندین سال بازمیگرد و میبیند که شهر توسط دو گروه اوباش اشغال شده است. حال او تصمیم میگیرد این دو گروه را بر علیه هم بشوراند تا شهر را دوباره آزاد کند…
“رینوسوکه” یک سامورائی بدون احساس ترحم و خصوصیات اخلاقی است. وقتی او برای شرکت در مسابقات شمشیربازی مدرسه خود انتخاب می شود، همسر رقیبش به او التماس می کند تا مبارزه را رها کرده و در قبالش خودش را در اختیار او قرار می دهد. او پیشنهاد زن را می پذیرد اما همسرش را در مبازره به قتل می رساند و…
سال ۱۵۷۳٫ در جنگ بر سر کیوتو، «شینگن تاکه دا» (ناکادایی)، رهبر خاندان «تاکه دا» به دست یک تیرانداز کمین کرده، زخم مهلکی برمی دارد و به برادرش «نابوکادو» (یامازاکی) دستور می دهد تا سه سال مرگ او را مخفی نگاه دارد. «نابوکادو» یک دزد عفوخورده (ناکادایی) را مجبور به ایفای نقش بدل تمام وقت «تاکه دا» «کاگه موشا» می کند...
اواخر دوره ادو در ژاپن یک رغیب به نام توشو مامیا برای او پیدا شد که با ارتکاب به جنایاتی مثل قتل و تجاوز به عنف قصد آزار و اذیت دیگران را داشت که درگیری بزرگی بین آنان ایجاد می شود که تصمیم به ترور نارسوگو ماستوداریا میگیرد…