همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
سارقان الماس به یک کارگاه جواهر سازی نفوذ کرده اند. حال اداره پلیس لس آنجلس از جدیدترین سلاح خود، یک هواپیما، برای کمک به شکستن حلقه سرقت الماس استفاده می کند...
یک موسیقیدان سیاهپوست تحصیلکرده و سطحبالا با زنی از طبقه پایینتر اجتماعی-اقتصادی ازدواج میکند تا او را از چنگ ناپدریاش که او را کتک میزند و بدرفتاری میکند، رها کند...
المر فینچ، مردی بزدل و ترسو بود که همیشه توسط همسر، دختر، پسر چاق و حتی سگ خانوادهاش تحقیر میشد. اما بعد از هیپنوتیزم شدن، او کاملاً متحول شد و به فردی مقتدر تبدیل شد. سپس او قراردادی را امضا میکند که اگر موفق شود شجاعت خود را بعد از هیپنوتیزم نیز حفظ کند، مبلغ پانزده هزار دلار پاداش دریافت خواهد کرد.
مهمترین خانواده در هیکوری ویل،"هیکوریها" یعنی کلانتر "جیم" و دو پسرش "لئو" و "اولین" هستند.کوچکترین پسر او "هارولد" به اندازه کافی قوی نیست که بتواند با بردارانش رقابت کند به همین دلیل از عقل خود برای بدست آوردن احترام پدر و عشق "مری" استفاده می کند...
یک دختر جوان آمریکایی در پاریس به مردی اشرافی علاقهمند میشود، اما متوجه میشود که آن مرد قرار است به زودی در یک ازدواج از پیش برنامهریزیشده، همسر فرد دیگری شود. دختر برای اینکه بتواند با او ازدواج کند و به عشقش برسد، نقشهای طراحی میکند.
جنگ داخلى امریکا. « جانى گرى » ( کیتن ) در زندگى اش دو عشق دارد: یکى لوکوموتیوى به نام « جنرال » و دیگراى دخترى به نام « آنابل لى » ( مک ). نیروهاى نفوذى شمالى « جنرال » را مى دزدند و در حالى که « آنابل لى » در یکى از واگن هایش به جا مانده، آن را به طرف مناطق خودى مى برند. « جانى » یک تنه به تعقیب لوکوموتیوش مى رود تا « جنرال » و « آنابل لى » را نجات دهد.