ساحل شاعر کرد-ایرانی به تازگی از حکم سی سال زندان در ایران آزاد شده است. در حال حاضر تنها چیزی که او را سرپا نگه می دارد ، این است که همسرش را پیدا کند ، که فکر می کند بیش از بیست سال است مرده است.
فیلم، پژوهش مصوری دربارهٔ تکلیف شب بچه هاست و از زبان خود آنها به طرح این موضوع میپردازد. بی دانشی و کم حوصلگی والدین و بی اطلاعی آنان از روشهای نوین تدریس و سیاستهای آموزشی در مدارس، کودکان را دچار مشکلات فراوان میکند...
فیلم روایتگر داستان دخترکی خردسال به نام بهاره است که مادر او پس از تعطیل شدن مدرسه، به دلیل نامشخصی، برای بردن او از مدرسه نیامده است، و او پس از مدتی انتظار تصمیم میگیرد که به تنهایی به سمت خانه حرکت کند که در راه گم میشود...
آقاي حكمتي (پرويز فني زاده)، معلم جديد مدرسه اي در جنوب شهر، در آغاز ورود به كلاس درس يكي از شاگردانش به نام مصيب (عباس دسترنج) را از كلاس اخراج مي كند....
«دهلیز» داستان شیوا (هانیه توسلی) پس از به زندان افتادن شوهرش (رضا عطاران) از امیرعلی (محمدرضا شیرخانلو) پسرشان به سختی مراقبت می کند. امیرعلی که حالا کلاس اول دبستان است با تصمیم مادرش و مددکار اجتماعی، پی می برد پدرش در زندان محبوس است. وی احساس پدرانه او را در می یابد. پدر امیرعلی معلمی است که در یک درگیری خیابانی فردی را به قتل رسانده و در آستانه قصاص نفس قرار گرفته است. از مرگ می هراسد و دوست دارد برای فرزندش پدری کند. اما اولیای دم، به خصوص خواهر دو قلوی مقتول هنوز قاتل را نبخشیده اند …
یک پیرمرد ناشنوا که سمعک دارد در خیابانهای رشت قدم میزند. وقتی اطرافش خیلی شلوغ و پر سر و صدا میشود، سمعکش را خاموش میکند. متاسفانه وقتی به خانه برمیگردد، صدای زنگ در زدن نوهاش را نمیشنود.
داستان كپي برابر اصل درباره نويسنده اي می باشد كه كتابش برنده جايزه بهترين ترجمه سال شده است. او براي انجام مصاحبه مطبوعاتي به فلورانس آمده و عنوان مي كند ايده كتابش را در فلورانس به دست آورده است. در اين سفر او با زني كه صاحب يك گالري آنتيك است، آشنا مي شود و ...
خانوادهای پر هرج و مرج و مهربان را دنبال میکند که در یک سفر جادهای در یک منظره ناهموار هستند و بر سر سگ بیمار سر و صدا میکنند و اعصاب یکدیگر را به هم میریزند. فقط برادر بزرگتر مرموز ساکت است.
محمد در یک عکاسی کار می کند. او در آستانه ی بلوغ است و آشنایی او با یک دختر، هیجانی برایش به ارمغان می آورد که در زندگی سخت و تکراری اش، یک حادثه محسوب می شود
وقتی دو مرد جوان فقیر، مرد ثروتمندی را که تصمیم به خودکشی دارد نجات میدهند و از او مراقبت میکنند، او از زندگی بخش دیگر جامعه و افراد فقیر آگاه میشود.
به ترتیب یا بدون ترتیب فیلم کوتاهی به کارگردانی عباس کیارستمی است که در سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ خورشیدی) تولید شد. در این فیلم با آوردن نمونههایی چون رعایت صف در مدرسه، سوار شدن اتوبوس و … بچهها را با رعایت نظم و ترتیب آشنا میسازد …