سه همسایه تنها به طرق مختلف خود را بیگانه می کنند. "جکِک" به دنبال تماس های آنلاین است، برادرش تومک دچار آسیب مغزی شده است. مگدا زمانی را به تنهایی در آپارتمان خود می گذراند. اگر با هم دوست شوند چه می شود ؟..
پاول، مردی لهستانی در اوایل سی سالگی، همراه با پدرش زیگمونت، از طریق وارد کردن لباسهای دست دوم از شمال فرانسه به جنوب لهستان، کسب درآمد میکند. در راه بازگشت از یکی از "سفرهای کاری" منظم، پاول با دیدن عکس پدرش روی جلد یک روزنامه عامهپسند لهستانی شوکه میشود. تیتر "خائن" در کنار اسم او نوشته شده است. زیگمونت فردی اصی...
در ساحل تریکسیتی لهستان، جسد دختری جوان کشف میشود. این کشف هولناک، دادستانی را به همراه مادر داغدار قربانی، به سفری پرمخاطره برای یافتن حقیقت و مجازات عاملان این جنایت هولناک رهنمون میکند.
داستان درباره یک خانواده سوری پناهنده، یک معلم انگلیسی از افغانستان و یک سرباز مرزی است. آنها در بحبوحه بحران انسانی اخیر در بلاروس، در مرز لهستان و بلاروس با هم ملاقات می کنند...
در روستای لهستانی که کازیوک (کریستوف مایچرزاک) و خانواده اش در آن زندگی می کنند، اتفاقات زیادی نمی افتد. اما همه چیز با ظاهر شدن یک غریبه زیبا (جوانا سینکیویچ) در شهر تغییر می کند...
یک روزنامهنگار زن جوان این فرصت را پیدا میکند که بهعنوان اولین مأموریتش، یک ستاره مشهور فوتبال را به مدت سه روز دنبال کند تا مقالهای درباره او بنویسد..
یک افسر سواره نظام به نام کسپر به خانه برمی گردد و متوجه می شود که همسرش در حال مرگ است. زنش درآخرین لحظات اعتراف می کند که روح خود را فروخته است و به عنوان یک گرگ باز خواهد گشت...
لورا و ماسیمو برگشته اند و قوی تر از همیشه هستند. با این حال، روابط خانوادگی ماسیمو و مردی مرموز که برای قلب لورا نقشه کشیده ، زندگی عاشقان را پیچیده می کند...
گروهی از نوجوانان معتاد به فناوری به اردوی آفلاین می روند. همانطور که توسط برگزار کنندگان برنامه ریزی شده است یک پیاده روی معمولی در جنگل بدون دسترسی به تلفن های هوشمند به پایان می رسد. آنها مجبورند برای زندگی واقعی با چیزی بجنگند که حتی در تاریک ترین گوشه های اینترنت هم ندیده اند. در برابر خطری مرگبار در جنگل، آنها خواهند فهمید که دوستی، عشق و فداکاری واقعی چیست...
راپتوسیویچ رئیس یک خانواده اشرافی که با مشکلات مالی مواجه است، قصد دارد با بیوه ثروتمند پودستولینا ازدواج کند. در همین حال، دشمن او، میلچک ، نقشه میکشد تا پسرش، واکلاو را با پودستولینا وصلت دهد ...
آپولونیا، هنرمند با استعدادی که در دنیایی تحت سلطه مردسالاری، سرمایهداری و جنگ بزرگ میشود، به دنبال جایگاه خود در دنیای هنر است و در عین حال با دردها و شادیهای زنانگی و روابط دست و پنجه نرم میکند.