در یک روز و شب تابستانی وحشی در آپارتمانشان در ایست ویلیج، بانی، کلاهبردار خیابانی و دوستش دینو، با گروهی از همسایگان عجیب و غریب نقشه میکشند تا جسد یک مرده را پنهان کنند. با گذشت زمان و افزایش گرما، هرج و مرج حکمفرما میشود.
برایان پس از اخراج از شغلش، به عنوان پدر خانهدار فعالیت میکند. او به دعوت یک پدر خانهدار دیگر برای یک قرار بازی پاسخ مثبت میدهد، اما متوجه میشود که آن شخص، فردی متقلب و خارج از کنترل است.
یک پدر مطلقه با اکراه به خاطر فرزندانش به جشن کریسمس همسر سابقش در آتلانتا میپیوندد و به طور غیرمنتظرهای با کسی آشنا میشود که ممکن است به او کمک کند دوباره به عشق ایمان بیاورد.
ریچل کارور که ناامیدانه میخواهد به نیویورک برگردد، با دشمن قسمخوردهی خانوادهاش، جیکوب راش، سوپراستار تجارت، معاملهای میکند. با این حال، رقابت تلخ خانوادههایشان همه چیز را تهدید میکند.
ربکا بری، خبرنگار ITV News، با افراد مشهوری از جمله شاهزاده هری و هیو گرانت ملاقات میکند تا از تلاشهای مداوم برای افشای تاکتیکهای غیرقانونی مطبوعات زرد بریتانیا مطلع شود.
دو دزد خردهپا، سالی و لو، عمارت یک بیوه مرموز را هدف قرار میدهند. در حالی که سالی مجذوب زیبایی او میشود، سرقت آنها با تعقیب و گریزهای مرگبار یک قاتل سریالی که شهر را طعمه خود کرده، درگیر میشود.
یک طراح با استعداد اما نادیده گرفته شده اهل نیویورک که پس از یک کشف ویرانگر در تعطیلات، در کلرادو گیر افتاده، عشق غیرمنتظرهای پیدا میکند که زندگی و مسیر شغلیاش را متحول میکند.
بلا پس از اینکه به خاطر ترک یک برنامه رقص شهرت زیادی پیدا کرد، به استودیویی در یک شهر کوچک پناه میبرد. در آنجا با ویل، مدیر املاک بااستعداد، آشنا میشود و در حالی که برای یک اجرا تمرین میکنند، دیدگاههای جدیدی در مورد رقص، زندگی و عشق پیدا میکنند.
دو برادر ماجراجویی بینظیری را آغاز میکنند - سفری در اعماق تونلهای جنگ جهانی دوم در جبل الطارق برای یافتن گنجی گمشده. پیچیدگیهایی پیش میآید و آنچه که به عنوان یک ماجراجویی آغاز شده بود، در نهایت به یک موقعیت مرگ و زندگی برای زنده ماندن تبدیل میشود.
دو قمارباز که از زندان آزاد شدهاند تصمیم میگیرند یک کازینوی غیرقانونی باز کنند، اما درگیر مافیا میشوند و دوست یکی از قماربازان در این میان گرفتار میشود.
فتح اسرائیل در زمانی اتفاق افتاد که کنترل مصر بر کنعان تضعیف شده بود. سقوط اریحا اولین فیلمنامه از سه فیلمنامهای است که داستان یوشع را روایت میکند، کسی که پس از مرگ موسی رهبر جدید بنیاسرائیل شد. یوشع با استفاده از علم غیب، اولین لشکرکشی نظامی علیه کنعانیان را در ارتفاعات مرکزی کمجمعیت رهبری کرد.
در آپارتمانی در بروکلین، جایی که دیوارها نازک هستند و زندگیها با هم تداخل دارند، هفت ساکن کاملاً متفاوت، عشق، دعواهای ناخوشایند و بحرانهای وجودی آپارتمان را در قالب تصویری خندهدار و درهمتنیده از زندگی مدرن که هر بار توسط یکی از همسایهها روایت میشود، تجربه میکنند.
زنی که قصد دارد مغازه چاپ حروفچینی مادربزرگش را بفروشد، پس از ملاقات با یک علاقهمند به حفظ آثار باستانی، هدف غیرمنتظرهای پیدا میکند که هر دوی آنها را به سمت فرصتی برای رستگاری و عشق سوق میدهد.