گابی، یک پرورشدهنده مرغهای اصیل، زمانی که یک خلبان بالون هوایی متکبر روی مرغداری او سقوط میکند، زندگیاش دگرگون میشود. این سقوط ریشههای یک درگیری خانوادگی را آشکار میکند و گابی را وادار میسازد تا با خلبان بالون و همچنین گذشتهاش روبهرو شود.
مادران جوان مختلف در یک "باشگاه مادران" به یکدیگر کمک می کنند تا چگونه بهترین زندگی را به عنوان مادر و زندگی خود را به عنوان شریکی برای معشوقشان پشت سر بگذارند...
لوکاس و یوهانا در دهه 80 زندگی می کنند، دیوانه وار عاشق هم در دنیایی پر از رویاها. یک حادثه فاجعه بار در طول سفر قایقرانی آنها در اقیانوس اطلس، آنها را از هم جدا می کند. سی و پنج سال بعدآن دو دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و ..
هنگامی که یک شب ، یک زن هلندی و خانواده اش توسط یک غریبه تصادفی مورد حمله قرار می گیرند، او برای یافتن یک توضیح تصمیم می گیرد. هر چه بیشتر جستجو می کند، بیشتر متقاعد می شود که توسط چیزی باستانی شکار شده است...
کنو، در حالی که با ارتش زنان خود نبردی قهرمانانه علیه محاصره کنندگان اسپانیایی میکند، با انگیزه نفرت و غم از اعدام دختر کوچکترش، با خطر از دست دادن دختر بزرگترش نیز روبرو میشود...
آلفرد هاینکن (راتگر هاوئر)، یکی از ثروتمندترین آبجوسازان جهان، توسط گروهی از افراد هوسباز ربوده می شود. او به مدت 21 روز در بازداشت و تحقیر قرار می گیرد و زمانی که او آزاد می شود، آلفرد برای انتقام به تعقیب شخصی می پردازد...
وینکی شادترین دختر دنیاست، چون اجازه دارد از اسب بابا نوئل، «آمریگو»، نگهداری کند؛ اما این کار به آن آسانی که فکر میکرد نیست. آمریگو فرار میکند و وینکی باید قبل از بازگشت بابا نوئل، او را پیدا کند.
یک کارآگاه در نیویورک در مورد مرگ دخترش تحقیق می کند که هنگام ماه عسل در لندن به قتل رسیده است. او یک روزنامه نگار اسکاندیناوی را برای کمک استخدام می کند وقتی سایر زوج ها در سرتاسر اروپا سرنوشت مشابهی را متحمل می شوند …
دلیا بالمر پرستار یک مرکز روانکاوی، با سوینی که به قتل نامزد سابقش اعتراف کرده است ملاقات میکند. سوینی به دلیا حمله میکند و قبل از اینکه دستگیر شود، فرار میکند. هفت سال بعد دلیا زندگیاش را دوباره میسازد اما دوباره با سوینی روبهرو شود...