پس از جنگ جهانی "مایکل"، از زندان آزاد میشود و به سمت "میزوری" می رود جایی که همکارش "ویلیام" توسط راه زنان کشته شده است ، مایکل تصمیم میگیرد اموال به سرقت رفته خانواده ویلیام را پس گرفته و به دنبال راه زنان برود و ..
یک پلیس سرسخت به دست مریدان یکی از خلافکاران فراری که این پلیس او را قبلا دستگیر کرده بود، تا سر حد مرگ پیش رفته اما جان سالم به در می برد. روزنامه های محلی خبر زنده بودن او را مخفی کرده و به گونه ای وانمود می کنند که این پلیس مرده است. اکنون او در حین بهبودی به دنبال دستگیری دوباره ی این خلافکار می باشد...
کامیلا دختر کوچکی است که به اختلال کلیوی مبتلا است. قبل از اینکه بتواند معالجه بعدی خود را دریافت کند ، ربوده می شود. گانگسترها قصد دارند پدر ثروتمند او را باج گیری کنند...
راهزنان به محموله ای از محکومان حمله می کنند و تنها یک گروهبان، دخترش و هفت زندانی زنده می مانند. گروهبان باید زندانیان خود را به مقصد برساند در حالی که شبکه ای از دروغ، طمع و خیانت آشکار می شود...
چند شخص با نفوذ برای خرید زمینی که قرار است در آن راه آهن ساخته شود به گاور صندوق ارتش که حاوی 100000 دلار پول است دستبرد می زنند. اما آنها از حضور استاد تفنگداران "ساباتا" با خبر نیستند و...
یک جانباز جنگ داخلی پس از شلیک به سرش ، فراموشی می کند. هنگامی که به زادگاه خود بازمی گردد ، می فهمد که وی را به عنوان یک متروکه اعلام کرده اند. قاضی محلی به او فرصتی می دهد تا پاکسازی کند ...
سزار گوزمن با همسر باردارش آنالوپ در مزرعه ای زندگی می کند. یک شب، زمانی که زنش تنها است، 7 مرد سعی می کنند از مزرعه سرقت کنند. او رئیس را می شناسد و رئیس گروه زنش را خفه می کند. وقتی سزار به خانه بازمی گردد، با کمک سیلویرا و آبریلس، به دنبال انتقام مرگ همسرش است...