تولد : February 1, 1894 در Cape Elizabeth, Maine, USA
مرگ : August 31, 1973 (age 79) در Palm Desert, California, USA
جوایز : برنده 4 جایزه اسکار. همچنین 28 جایزه و نامزد دریافت 18 جایزه دیگر.
جان فورد (به انگلیسی: John Ford) (زاده ۱ فوریه ۱۸۹۴ - درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۷۳) از کارگردانهای صاحب نام سینمای آمریکا که بخاطر ساختن فیلمهای وسترنی چون دلیجان و جویندگان و همچنین به تصویر درآوردن رمانهای کلاسیک آمریکایی چون خوشههای خشم اثر جان اشتاینبک شهرت جهانی یافتهاست. فورد با بردن چهار اسکار بهترین کارگردانی از مجموع پنج نامزدی، در این بخش رکورد دار است.
جان فورد در اصل ایرلندی است اما ملیت آمریکایی دارد در سالهای ۱۹۳۵، ۱۹۴۰، ۱۹۴۱ و ۱۹۵۲ موفق به کسب جایزه اسکار بهترین کارگردانی گردید و از این لحاظ در میان کارگردانان آمریکایی دارای رکورد است. از میان چهار فیلمی که او اسکار بهترین کارگردانی را برای ساختن آنها بخود اختصاص داد، فقط یک فیلم موفق به کسب اسکار بهترین فیلم نیز گردید.
سبک فیلم سازی این کارگردان بزرگ آنچنان تأثیر عمیقی بر سینمای جهان داشتهاست که بزرگانی چون اینگمار برگمن و اورسن ولز وی را یکی از بزرگترین کارگردانهای تمام اعصار دانستهاند. زمانی از اورسن ولز پرسیده بودند که وی در کجا هنر فیلم سازی را فرا گرفتهاست و او این پاسخ مشهور را داده بودهاست که «فیلم سازی را از استادان پیشکسوت این هنر آموختهام؛ و منظورم از استادان پیشکسوت سینما اشخاصی هستند چون جان فورد، جان فورد و جان فورد».
کارگردانان دیگری چون آکیرا کوروساوا، مارتین اسکورسیسی، استیون اسپیلبرگ، سام پکینپا، پیتر بوگدانویچ، سرجیو لئونه و ژان لوک گدار نیز تحت تأثیر فیلمسازی جان فورد بودهاند.
فیلم داستان مهاجری ایرلندی را روایت می کند که تبدیل به یکی از افسران درجه دار ارتش شده و پنجاه سال از عمر خود را در آکادمی ارتش آمریکا در وست پوینت سپری میکند...
ویکتور شرکت بزرگ بازیهای شکاری در کنیا دارد. الویز کلی به دنبال یک آشنای ماهاراجا ثروتمند است که به دلیل ناامن بودن منطقه سفر خود را لغو کرده است. در حالی که منتظر قایق بعدی هست، او با ویکتور آشنا میشود. در ابتدا، ویکتور نظر خود را درباره الویز به عنوان یک شخص نامعتبر بیان میکند. با این حال، پس از مدتی، رابطه عاطفی بین آنها شکل میگیرد...
« شان تورنتن » ( وين ) مشتزن امريكايى ايرلندى تبار به دهكده ى زادگاهش در ايرلند باز مى گردد تا گذشته اش را ( مرگ رقيبش بر اثر ضربات او ، در يك مسابقه ) فراموش كند . او خيلى زود با « مرى كيت » ( اوهارا ) ازدواج مى كند ، اما طبق سنت ، ازدواج اين دختر تا پيش از دريافت جهيزيه اش كه برادرش ( مك لاگلن ) از دادن آن امتناع مى كند رسميت نمى يابد ...
"افسر کربی یورک" مسئول یک پایگاه مرزی و آموزش سربازان تازه وارد از جمله پسر خود که نزدیک به پانزده ساله او را ندیده می شود.او پسرش را وادار به جنگ با سرخپوستها می کند اما پیش از آن مادرش از راه رسیده و او را خارج می کند.دیدار دوباره "کربی" و "کتلین" که سالهاست از هم جدا شده اند آنها را عاشق یکدیگر کرده و...
در حالیکه مهاجران مورمون به سمت سرزمین موعود در کنار رود “سن خوان” در یوتا حرکت می کنند،آنها “تراویس بلو” و “سندی” دو تاجر اسب را به برای هدایت واگن استخدام می کنند.آنها باید به منطقه ای ناشناخته وارد شده و با مشکلات زیادی روبرو شوند و…
وقتی "کاستر" و ارتش هفتم سواره نظام توسط سرخپوستان نابود می شوند،همه انتظار شرایطی بدتر را می کشند."کاپیتان ناتان بریتلز" دستور گشت زنی در منطقه را دریافت کرده و مامور می شود تا "آبی آلشرد" همسر یکی از فرماندهان و برادر زاده او را برای حفظ امنیتشان همراهی کند و...
سه قانونشكن به نامهاى « رابرت » ، « پدرو » و « ويليام » به بانكى دستبرد میزنند و سپس براى فرار از دست كلانتر ، آواره ى دشت و بيابان میشوند . تا اين كه به طور اتفاقى به زن باردارى بر میخورند . زن ، فرزندش را به دنيا می آورد و پيش از مرگ از سه مرد میخواهد كه جان كودك را نجات دهند .
اوئن ترزدی” (فاندا) فرماندهی دژآپاچی، یکی از دورافتادهترین پادگانهای نظامی در آریزونا را برعهده میگیرد. او با سرخپوستان رفتاری تحقیرآمیز دارد، به هنگام عبور قبیلهای آپاچی به مقصد مکزیک، به آنان فرمان بازگشت میدهد، اما در مبارزهای که در میگیرد، سواره نظام تحت فرماندهی او به کلی از بین میرود……
مدت کمی پس از واقعه "پرل هاربر"، گروهی از قایقهای تندروی آمریکایی در فیلپین باید با نیروهای ژاپنی مبارزه کنند. فیلم داستان این مبارزان را به تصویر می کشد...
اوايل قرن ، ويلز جنوبى . « هيو مورگان » ( مك داول ) ، پسركى 12 ساله ، همراه با خانواده اش در دهكدهاى معدنى در دره اى سرسبز و زيبا زندگى مى كند. اما آرامش و خوشبختى خانواده آرام آرام با شدت گرفتن طمع و زورگويى هاى صاحبان معادن از بين مى رود...
در کشتی باری "گلنکرن"، زندگی خدمه در ترس، تنهایی و سوءظن می گذرد. مردان الکل قاچاق کرده و زنان با یکدیگر می جنگند، جاسوسی یکدیگر را می کنند، اما وقتی مرگ از راه می رسد یکدیگر را از خطر نجات می دهند...
بحران اقتصادى در دههى 1930 امریکا ، بقاى خانوادهى « جود » را به خطر انداخته است. « تام » ( فاندا ) ، پسر بزرگ خانواده که به تازگى از زندان آزاد شده همه را وا مىدارد بار سفر ببندند و به کالیفرنیا کوچ کنند...
در اوایل قرن نوزدهم « ایبراهم لینکلن » ( فاندا ) ، مغازه دارى جوان ، پس از مرگ دخترى که به او علاقه مند است ، تصمیم مىگیرد در رشته ى حقوق به تحصیل بپردازد و به وکیلى برجسته تبدیل شود.
دلیجانى که از خطهاى در معرض خطر حمله ى سرخپوستان میگذرد ، مکان تقابل شخصیتهایى متضاد میشود و از جمله رابطه اى نجاتبخش را میان « رینگوکید » ( وین ) و « دالاس » ( ترور ) پاکدل به بار می آورد.
یک ملوان اهل جزایر پلینزی، پس از دفاع از خودش در برابر یک پسر قلدر استعماری، به ناحق زندانی می شود و توسط فرمانده سخت گیر جزیره مورد آزار و اذیت قرار می گیرد...
دوبلین،سال 1922."جیپو نولان" از گروه های شورشی اخراج شده و بی آب و غذا تنها می ماند.او تصمیم می گیرد به دوست قدیمی خود "فرانکی" خیانت کرده و در ازای بیست پوند او را تحویل مقامات بریتانیا بدهد...