زنی که مجبور می شود وقتی دخترش زیر سن قانونی است، او را برای فرزندخواندگی رها کند، از بازگشت او به زندگی خود در بزرگسالی بسیار هیجان زده است. او متوجه می شود که دخترش یک جامعه شناسی است که تمایلات قتلی دارد و برای همه یک خطر است...
رایلی پس از انتقال به دبیرستان جدید که در آن پدرش معلم انگلیسی است، برای پیدا کردن دوستان تلاش می کند. هنگامی که او با همتای خود یعنی کیلا آشنا می شود، آنها با هم دوستان صمیمی می شوند - تا اینکه رایلی متوجه می شود که کیلا به پدرش وسواس دارد...
سم فروشنده ای سیار است که در جستجوی مشتری، به یک بیابان سفر میکند. منطقه ای که او واردش شده بنظر خالی از سکنه می آید و همسرش نیز جواب تماس هایش را نمیدهد. تنها راه ارتباطی سم با دنیای بیرون، یک ایستگاه رادیویی در آن نزدیکی است...
کارتر همسری زیبا و فرزندی که هنوز به دنیا نیامده دارد. تنها ضعف او نداشتن شغل و برنامه ریزی برای کارهایش و نامنظم بودن بعنوان یک پدر است. کارتر مدت زیادی به دنبال شغل میگشت تا در نهایت بعنوان یک راننده استخدام میشود. شغل او به نظر رانندگی میآمد تا اینکه متوجه میشود در حقیقت او در حال انجام کاری شرمآور است...
"ریک استیونز" نوجوان، در یک نبر عاشقانه بر "نینا پنینگتون" پیروز می شود. آن ها یک با هم دوست شده و به گشت و گذار می روند در حالی که تمام فکر و ذکر نینا، دوست پسر از خود راضی اش "کوین" است...
جان، یک سرباز بازنشسته، مزرعه ای دورافتاده می خرد و با یک شاهزاده خانم جن زیبا و یک عارف بومی آمریکایی روبرو می شود. هنگامی که اورک ها به ملک او حمله می کنند، جان از انزوای خود دست می کشد تا موجودات را از رها کردن جادوی تاریک در جهان باز دارد...
ویلیام بورگنز یک نویسنده ی تحسین شده است که از سه سال پیش که همسرش اریکا او را به خاطر یک مرد دیگر ترک کرده یک کلمه هم ننوشته است. در بین جاسوسی کارهای همسرش او درگیر مسائل نوجوانانه ی دخترش سامانتا و پسرش راستی است …