یک دزد مسلح و حرفه ای به نام ""جک کرگان" در راه پیدا کردن حقیقت پشت پرده قتل پدرش و همینطور پول های به سرقت رفته اش، زندگی خود را در معرض خطر قرار میدهد.
«دنیس» مردی بی سواد و کمی چاق است، که نامزدش، «لیبی» را پنج سال پیش ترک کرده. اکنون دنیس سعی دارد دوباره پیش نامزد سابقش برگردد. او که می فهمد لیبی با مرد خوشتیپ جدیدی آشنا شده است، تصمیم می گیرد خودی نشان دهد و از این رو برای کوچک کردن شکمش، خود را برای دوی ماراتون آماده می کند.
دو دختر زیبای انگلیسی به درخواست پدر خود نزد پادشاه انگلستان میروند تا دل پادشاه یعنی هنری هشتم را بدست بیاورند و با این فریب پدر انها قدرت را بدست بگیرد اما روابط این دو خواهر که هر دو میخواهند دل پادشاه را بدست بیاورند تیره و تار میشود و کاملا قصد پدر خود را فراموش کرده و واقعا عاشق او شده اند...
"لاورا هندرسون" که به تازگی بیوه شده است،تئاتر متروک "ویندمیل" را خریداری کرده و "ویویان وندام" را با وجود تفاوتهایشان قانع می کند آنجا را اداره کند.اما ایده آنها ابتدا به موفقیت می رسد اما سالنهای دیگر از آنها کپی کرده و فاجعه به بار می آید...
کاترین ترمل به همراه ورزشکاری مشهور با اتومبیل به درون دریاچه سقوط می کند. کاترین نجات پیدا می کند، اما ورزشکار که تحت تاثیر مواد مخدر و مشروب قرار دارد می میرد. کارآگاه واشبورن که با سوابق کاترین ترمل آشنایی دارد، او را مسئول مرگ ورزشکار می داند…
"استن لی" که خالق شخصیت های معروفی مانند "مرد آهنین"، "مرد عنکبوتی" و "ایکس من" بوده، این بار یک ابر قهرمان دیگر را به ما معرفی می کند. کسی که قدرت کنترل "شانس" را دارد. ماجرای سریال درباره کارآگاهی است که یک دستبند جادویی پیدا می کند که برای او خوش شانسی به همراه دارد. اما از طرف دیگر ماجرا یک نفر به دنبال پس گرفتن این دستبند است...