یک مولتی میلیونر به همسرش مشکوک به داشتن رابطه جنسی است. او یک کارآگاه خصوصی را استخدام می کند تا او را دنبال کند، اما آنها یک اتحاد عاشقانه تشکیل می دهند و نقشه می کشند تا تخم 20 میلیون دلاری امپراتوری شوهر را بدزدند...
فیلم پدری را دنبال می کند که برای اولین بار پس از چند سال زمانی که همسر و فرزندانش دور هستند برای خود وقت پیدا می کند. او برای یک تعطیلات آخر هفته با یک دوست دوباره ارتباط برقرار می کند...
این فیلم داستان مردی به نام ایوان برچ را روایت میکند که یک مرد خانواده و پرفسوری عالی مقام و مورد احترام در یک کالج برجسته است که جذابیت و اعتبارش باعث شده تا کلاسهای فلسفهی او بسیار محبوب شوند. اما زمانی که یکی از شاگردان او به نام جویس گم میشود ، یک کارآگاه خشن پلیس به نام مالوی ، ایوان را به عنوان مضنون اصلی پروندهی گم شدن جویس معرفی میکند و برای اینکار خود دلایل قاطعی هم دارد و ...
یک پلیس مخفی دیترویت به نام دِیمییِن (با بازی پل واکر) وظیفه دارد با همکاری یک مجرم سابق به “عمارتهای آجری”، شهرک مشهور خلافکاران در دیترویت، نفوذ کند. در آنجا باید مقر سرکردهی مجرمان را شناسایی و نقشهاش برای نابودی شهر را خنثی نماید…
یک جنایتکار به یک شهر کوچک می رسد و قصد دارد از بانک محلی سرقت کند. اما وقتی وارد می شود با یک استاد بازنشسته ملاقات می کند و برنامه هایش به طور غیرمنتظره ای تغییر می کند. پروفسور به دزد اجازه می دهد در خانه اش زندگی کند و دوستی آشفته ای به وجود می آید.
پس از مرگ وحشتناک جیگسا، مارک هافمن، تنها دستیار باقیمانده جیگسا، بعنوان قهرمان شناخته می شود. مامور استرام به دنبال کردن رد هافمن ادامه میدهد، اما در همین حال افراد جدیدی در تلههایی مخوف گرفتار میشوند.
برادران ایرلندی «مک منوس»، بعد از کشتن تصادفی افراد گروهی مافیایی، فکر می کنند از طرف خدا برگزیده شده اند، و تصمیم می گیرند اعضای مافیا را یکی پس از دیگری به قتل برسانند، اما در همین حین یک مامور فدرال نیز به تعقیب آن دو می پردازد.
نیکولاس شاو ، یک عامل ویژه بازنشسته ایالات متحده را دنبال می کند که به عضوی از یک تیم نخبه "نامرئی" تبدیل می شود که بی سر و صدا بدترین شرورهای جهان را بیرون می کشد.
چند دوست برای رسیدن به آرامش و دور شدن از زندگی تکراری خود، یک خانهی مجلل را در بیابانی دور از شهر اجاره میکنند. اما هنگامی که غریبهای مرموز که ادعا میکند همسایهی این خانه هست از آنها درخواست کمک میکند، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد و …
“ون دام ” که یک ورزشکار رزمی و هنرپیشه فیلمهای اکشن است، در این فیلم نقش هنرپیشهی بازنشستهای را ایفا میکند که سابقا در فیلمهای اکشن بازی میکرده. اما دوران بازنشستگی او زیاد طول نمیکشد و دوباره در قالب یک مامور امنیتی خصوصی به دنبال ماجراجویی میرود. طبیعتا این نقش به زندگی واقعی خود ون دام هم شباهتهای زیادی دارد…
این سریال به سبک اکشن، ماجرایی و هیجانی است. نقش اول این داستان «جک باور» در ادارهٔ CTU (واحد ضد تروریستی) مشغول به کار است و هر فصل یک روز از زندگی او را در حال مبارزه با یک نقشهٔ تروریستی بزرگ و خطرناک نشان می دهد…
هنگامی که یک نگهبان شب شیفت کاری خود را تمام می کند، با وحشت متوجه می شود که همه کسانی که در دنیا شب قبل به خواب رفته اند مرده اند. حالا او در گروهی از بازماندگان باید بیدار بماند و راز این همه گیری جهانی را کشف کند، قبل از اینکه آنها به خواب بروند.
پگی، یک معتاد سابق، که پس از مرگ مادر محبوبش که با او در شهر کوچک صحرایی یوکا ولی، کالیفرنیا زندگی می کرد، تصمیم می گیرد شروعی جدید داشته باشد، تصمیمی می گیرد که زندگی را تغییر دهد تا یک محقق خصوصی شود.
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...
این سریال الهام گرفته شده از لورن کمبالبرت و همکارش مروان مری که جزء خبرهترین مذاکرهکنندگان با گروگانگیرها و خلافکارها بودهاند میباشند است. آنها در سرتاسر دنیا سفر میکنند تا به شرکتهای چند ملیتی و آژانسهای ملی با مذاکرات فشرده با خلافکارها و رسیدن به راهحل کمک کنند...
"والتر اوبراین" یک نابغه کامپیوتر با ضریب هوشی بالاست که توسط واحد امنیت ملی ایالات متحده به کارگرفته میشود تا به همراه اعضای گروه خود این سازمان را در مقابله با تهدیدات پیچیده و خطرناک موجود در دنیای مدرن یاری کند. اما هرچقدر که او و اعضای گروهش در حل مشکلات و تهدیدهای دشوار دنیای فناوری تبحر دارند، در برقراری ارتباط با محیط پیرامون و سایر افراد جامعه دچارمشکل می باشند...
داستان از یک حفاری در مصر شروع می شود و یک شیء که قابلیت انتقال اجسام در فواصل دور در فضا را دارد کشف می شود و انسان ها شروع به فرستادن تیم های مختلف برای جمع آوری اطلاعات و تکنولوژی های جدید می کنند ...
“هدف انسانی ” محصول سال ۲۰۱۰ و شبکه “فاکس” می باشد . “کریستوفر چنس” متخصص امور امنیتی، محافظ و کارآگاهی خصوصی می باشد ، که با قرار دادن خود به عنوان سپر انسانی از مشتریان خود در مقابل ترور محافظت می کند. او به طور محسوس یا غیر محسوس مشتریان خود را که قرار است هدف ترور قرار بگیرند دنبال کرده و یا خود را در موقعیت آنها قرار می دهد و در لحظه ترور با زیرکی وارد عمل می شود و فرد یا افراد اجیر شده را از میان برمی دارد. او با دفتری خصوصی که توسط همکارش “وینستن” اداره می شود همکاری می کند، و فردی مرموز و زیرک به نام ” گوررو ” با هنرنمایی” جکی ارل هیلی” نیز برای یافتن افرادی که در پشت پرده این ترور ها قرار دارند به او کمک می نماید. “کریستوفر چنس” با بازی “مارک ولی” مهارت “جک بائر”(۲۴) ، شوخ طبعی “جفری داناوان” (Burn Notice )و خوش تیپی ” جیمز باند ” را یکجا دارد…