دیلن که مجبور به انتقال به یک مدرسه جدید می شود و به سرعت با دختر بدجنس مدرسه به نام تیفانی مشکل پیدا میکند. خانواده دیلن پیشنهاد یک جشن تولد شیرین ۱۶ سالگی به او می دهند تا به او کمک کنند به محیط جدید عادت کند، اما تیفانی از انجام هر کاری برای نابود کردن برنامههای دیلن، حتی قتل، باز نمی زند ...
سفر خانوادهی هفلی برای شرکت در جشن تولد 90 سالگیِ Meemaw به لطف نقشه های "گِرگ"، پسر این خانواده به هم میریزد، او برنامه دارد تا در یک کنفرانس بازی های ویدیویی شرکت کند...
داستان فیلم از یک شهر کوچک به نام واردنکلیف آغاز میشود ، جایی که اسلپی دوباره زنده شده است و قصد دارد در شب هالووین نقشههای شوم خود را عملی کند. اما در این بین چند نوجوان ماجراجو پی به نقشههای اسلپی میبرند و سعی در متوقف ساختن او و هیولاهای ترسناکش میکنند و…
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...