بنیامین و آوا از 7 سالگی در همسایگی و در کنار یکدیگر بزرگ شده اند. آوا همیشه دختر رویاهای بنیامین بوده و هست، اما یک اتفاق ناگوار موجب میشود تا آیندهی این دو باهم، در معرض خطر قرار بگیرد...
یک مدیر اجرایی بازاریابی تلاش میکند تا فرد مورد نظر خود را در یک وبسایت همسریابی مسیحی پیدا کند. وقتی تحت تأثیر قرار دادن مرد رؤیاهایش به فاجعه ختم میشود، گوینت با بخش معنوی وجودش ارتباط برقرار میکند.
"سوزان رایت" به ظاهر یک زندگی رویایی به همراه همسر خود "جف" و دو فرزند خود دارد. اما در سال 2003 و شش سال بعد از زندگی مشترکشان ، این زندگی رویایی به پایان می رسد."جف" در حیاط پشتی خانه ویلایشان مرده و دفن شده پیدا می شود و ...
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...