دو وبلاگر مشهور به دنبال شهرت، به جنگلی مرموز میروند که به مرگ و ناپدید شدن افراد معروف است. اما در این جنگل با نیروهای ماورایی روبرو شده و ماجرایی ترسناک و مرگبار برای آنها رقم میخورد.
زمانی که یک مرد مرموز و همسرش مشاور املاکی را از لس آنجلس استخدام میکنند تا ویلایشان در مالیبو را بصورت مخفیانه به فروش برساند، پای کلاهبرداری، خیانت، قتل و انتقام به این ماجرا باز میشود…
چند خواهر و برادر که در ارتباط با یکدیگر مشکل دارند، تلاش میکنند تا برادر «کوچک» خود را مدیریت کنند، پس از آنکه اختراع احمقانه پدربزرگشان، کودک نوپا را به یک مرد ۳۰ ساله تبدیل میکند.
داستان درباره یک خبرنگار ( Elizabeth Banks ) که در رویای گوینده ی خبر شدن است.بالاخره فرصتی برای او پیش میاید اما او در شب قبل مصاحبه شغلیش در مرکز LA بدون تلفن بدون پول و … گیر افتاده و تنها 8 ساعت فرصت داره…
داستان فیلم در هالیوود و بین سال های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۱ اتفاق می افتد. «جورج والنتین» (ژان دوژاردین) هنرپیشه خوش سیمای سینمای صامت هالیوود است که رقیبی برای خود نمی بیند. اما بعد از آنکه سینمای صامت به سینمای ناطق تغییر می یابد، جورج والنتین محبوبیت خود را از دست داده و به دست فراموشی سپرده می شود تا اینکه...
عکاس حیوانات خانگی وارد اتفاقی جدی ، ماجرایی و رمانتیکی می شود هنگامی که او مجبور به ازدواج با عروس کروات می شود و ماه عسل را در منطقه ای استوایی دور دست می گذراند در جایی که عروس دزدیده می شود و …
دو خواننده افسانه ای که نزدیک به بیست سال است به هم حرف نزده اند، برای گرامی داشتن رهبر گروه مرحوم خود می پذیرند در یک برنامه مشترک دست به اجرا بزنند...
«بورات» (کوئن) و تهيه کننده ي وفادارش، «عظمت» (ديويشان) را وزارت فرهنگ و اطلاعات قزاقستان به امريکا مي فرستد تا درک بهتري از فرهنگ امريکايي پيدا کنند و يافته هاي خود را براي هم وطنان خود به ارمغان بياورند...
داستان سریال سی سال پس از مجموعه فیلمهای معروف بچه کاراتهکار رخ میدهد، که پس از مدتها دوری از کاراته جانی لارنس باشگاه کبرا کای را احیا میکند و این موضوع باعث میشود تا با رقیب دیرینهاش یعنی دنیل لاروسو دوباره روبرو شود و…
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...