مردی به شدت مضطرب اما خوشنظر که رابطهٔ بدی با مادر خود دارد و هرگز پدرش را نشناختهاست مادرش میمیرد، او به خانه سفر میکند و در راه خود تهدیداتی ماوراءطبیعی را تجربه میکند...
پس از یک تصادف مرگبار در دهکده ای برفی در نوک شرقی کبک، یک اسنوبرد سوار سابق حرفه ای تصمیم می گیرد کابین خود را جمع و جور کند و برای همیشه شهر را ترک کند، اما به نظر می رسد یک نفر یا چیزی - قصد دارد او را متوقف کند...
دختر 6 ساله ای که از مرگ مادرش آسیب دیده است، صحبت نمی کند اما سه عمویش از او مراقبت می کنند. داستان در حالی رخ می دهد که همه آنها اهمیت خانواده را می یابند...
یک خبرنگار با یک مظنون در یک پرونده قاتل زنجیره ای مصاحبه می کند که او معتقد است بی گناه است - اما مشخص می شود که او گناهکار است و اقدامات او به او فرصت می دهد دوباره بکشد. سالها بعد، او سعی میکند اشتباهاتش را جبران کند، اما متوجه میشود که کسی میخواهد او بمیرد...
یانیک، پسر جوانی که با دوچرخهاش تصادف میکند، به خانهای در انتهای خیابان Elm’s Way میرود تا دستهای خونینش را بشوید. اما در آنجا با خانوادهای روبرو میشود که برنامههای دیگری برای او دارند...
سریال درباره یک متخصص عتیقه به نام "دنی مک نامارا" (مت بار) می باشد که برای به دام انداختن یک جنایتکار جهانی مجبور میشود با یک سارق آثار هنری به نام "لکسی وزیری" (سوفیا پرناس) همکاری کند ...