پسر خانواده ای, زمانی که از یک سفر زمستانی برمیگردد, رفتارهای عجیبی از خود نشان می دهد و پس از قطع درختی قدیمی, شیطان شب کریسمس را بیدار می کند, موجودی افسانه ای که به دنبال نابودی انسان ها است و ...
یک مدیر منابع انسانی با رفتار ملایم، آلوده به ویروس، تلاش میکند تا میل شدید خود را برای مغز برآورده کند، در حالی که سعی میکند آن را کنار هم نگه دارد تا خشم عروسزیلای آیندهاش را متحمل نشود.
داستان یک ماهی است که تلاش می کند بر روی زمین به تکامل رسیده و زندگی کند و گربه ای به نام چیپس که در تلاش است تا به زندگی مرفع و لذت بخش گذشته ی خود بازگردد و دوباره به آرامش برسد . این دو برای رسیدن به هدف خود باید طلسم خاصی را پیدا کنند تا به آنها برای این دستیابی به هدف آنها کمک کند . این دو برای رسیدن به این طلسم باید از خطرات و مشکلات بسیاری بگذرند و با آنها مبارزه و مقابله کنند . ولی باید برای بدست آوردن این طلسم که یک استخوان جادویی است ، این دو با کمک گرفتن از دوستانشان به مقابله با دشمنان و موانع سره راه شان ، برای رسیدن به طلسم و در نهایت برآورده کردن آرزویشان تلاش میکنند.
یک مرد تنها به شهر آمده است تا فساد و جنایت را از بین ببرد. او آماده است تا آنها را یکی پس از دیگری در خشونتآمیزترین مسابقهای که شهر دیده است، از بین ببرد...
جیسون کرید دانشجوی وسواسی فیلمسازی که به همراه استادش و تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دیگر برای ساخت فیلمی ترسناک به جنگل پنسیلوانیا رفته اند، از رادیو خبرهاییی مبنی بر بروز بحرانی بزرگ و استیلای زامبی ها بر شهرها می شنوند. رایدلی، بازیگر اصلی فیلم که از پیشرفت کار ناراضی است، سوار اتومبیل گران قیمت خود شده و آنجا را ترک می کند. جیسون و باقیمانده گروه-دبرا، تونی، تریسی، الیوت- و استاد کلبی مسلک والکلی شان مکسول نیز سوار کاروان خود شده، و به سوی خانه های شان به راه می افتند. اما به زودی مجبور به جنگیدن با زامبی ها شده و در نهایت سر از خانه اشرافی و بزرگ رایدلی درمی آوردند. اما غافل از اینکه….
چهار مرد برای مشکلات شخصی خود وقت می گذارند تا دوباره به عنوان یک تیم حلقه زنی گرد هم بیایند و در مسابقه ای با هم رقابت کنند که آبروی آنها را بازگرداند...
وقتی اسکوبی و باند در یک بازی ویدیویی که برای آنها ساخته شده است گرفتار می شوند، باید با 'ویروس فانتوم' مبارزه کنند. برای فرار از بازی، آنها باید سطح به سطح بالا بروند و یک بار برای همیشه بازی را شکست دهند...
دو مرد با قدرتهای خارق العاده به یک آکادمی خصوصی از هم نوعانشان می آیند. در واقع افراد این آکادمی تیمی از ابرقهرمانها هستند که باید با یک تشکیلات تروریستی با قدرتهای مشابه مقابله کند....
جیمز هاچر با اختلاس ده میلیون دلار از یک پروژه مشترک مافیا و سیا، باعث اختلاف بین آنها میشود. حسابدار بیکاری به نام لوئیس کینی درگیر این ماجرا شده و باید خودش برای پس گرفتن پول تلاش کند.
خانواده ای از شهر به خانه ای بزرگ در نزدیکی یک دهکده ، نقل مکان می کنند . در حالی که سعی دارند به خانه جدیدشان عادت کنند ، متوجه اتفاقات مرموزی می شوند که به گذشته این خانه مربوط می شود ...
هنگامی که بلیتزن از گوزنهای بابانوئل در بیست و یکم دسامبر بازنشستگی خود را اعلام میکند ، یک اسب مینیاتوری سه روز فرصت دارد تا رویای زندگیاش برای به دست آوردن جایگاهی در تیم بابانوئل را در آزمونهای قطب شمال ، به سرانجام برساند…
جینی دختر ۱۵ ساله ترشرو و جاهطلبی است که فکر میکند نسبت به مادر سی سالهی خود یعنی جورجیا میلر، از بلوغ فکری بیشتری برخوردار است و به راحتی میتواند مسائل را درک کند. اتفاقات جالبی برای این مادر و دختر رخ میدهد...
در جهان ابر قهرمانهایی وجود دارند که همه آنها به مانند انسانی ساده زندگی میکردند ولی در وجود خود قابلیتهایی خارقالعاده داشتند به صورتی که آنها را از بقیه مردم جدا میکرد . این قابلیتها گاه به سود مردم عادی بود و در جهت کمک به آنها صورت می گرفت و گاه ابزار دست افکار پلید و شیطانی بود . مردان ایکس نام گروهی است که توسط پروفسور اکسایویر ساخته شد که توسط شجاع ترین ابر قهرمان ها و تغییر یافته ها در آن عضو هستند و سعی می کنند تا با کمک یک دیگر تهدید های مهم و بزرگ در برابر بشریت را خنثی کنند...