"دیوید" همسرش را از دست داده و به همراه پسرش "دیوی" زندگی می کند.آنها در مزرعه ای دورافتاده زندگی می کنند.او می خواهد پسرش طبق خواسته های همسر خود با تحصیلات خوب،یادگیری انجیل و آداب و رسوم مناسب بزرگ شود."ریچل" خدمتکاریست که به او فروخته می شود."دیوید" او تصمیم می گیرد با او ازدواج کند تا "دیوی" مادری برای خود داشته باشد و...
یک حسابدار ناگهان دچار فراموشی می شود. به نظر می رسد این مربوط به خودکشی رئیس او باشد. اکنون برخی از اراذل و اوباش خشن برای بدست آوردن وی بیرون هستند...
در طول جنگ جهانی دوم، یک ستوان آمریکایی که در هندوستان مستقر بود، یک درجهدار بریتانیایی را با شلیک گلوله به قتل میرساند. او به جرم خود اعتراف میکند، اما دلیلش برای این قتل به قدری عجیب است که وکیل مدافعش را گیج میکند.
برده ای به نام «اسپارتاکوس» به خاطر اندام ورزیده اش به عنوان گلادیاتور انتخاب می شود تا آموزش ببیند. مربی و تمامی ساکنان آن مکان که اسپارتاکوس در آن آموزش می بیند مردان خبیثی هستند که برای جان برده ها و کنیز ها ارزشی قائل نمی شوند. در این بین اسپارتاکوس با زنی آشنا می شود که کنیز است. بعد از مدتی به خاطر برخی مسائل اسپارتاکوس مربی خود را می کشد و با دیگر برده ها از مکان آموزش که مانند زندان است می گریزند...
پس از اینکه یک برده توسط صاحب یک مدرسه گلادیاتور رومی خریداری و به عنوان یک گلادیاتور آموزش می بیند ، رهبری یک شورش بردگان و گلادیاتورها را علیه روم بر عهده می گیرد...