مرد جوانی در هتلی ظرفشویی می کند و عاشق کوهنوردی است و این فن را به خوبی از پدرش که یکی از بهترین و ماهرترین راهنمایان کوهنوردی بوده،یاد گرفته.با مرگ پدرش جاپای او گذاشته ودرهرفرصتی که به دست می آید به کوه می زند.روزی که او به بالای کوه می رسد فریاد های کمک یک مرد را می شنود و ...
در "فورت لامی" فرانسه، آرمانگرایی به نام "مورل" به تنهایی تصمیم می گیرد از انقراض فیلهای آفریقایی که از نظر او باقیمانده "ریشه های بهشت" هستند جلوگیری کند و...
راننده ای که به دنبال کار می گردد ، به یک بنگاهی که چند راننده کمپرسی مصالح ساختمانی دارد مراجعه می کند ، و در آنجا بعد از آزمایش رانندگی استخدام می شود . مدتی بعد راننده ای کشته می شود و ...
داستان فیلم درباره ماجراهاى خانواده روسى در جریان حمله ى ناپلئون است . در سال ۱۸۱۲ نیروهای ناپلئون بسیاری از مناطق اروپا را تحت کنترل خود در آورده بودن. روسیه یکی از محدود کشورهایی بود که هنوز فتح نشده بود. در این میان خانواده ای در روسیه وجود دارد که پدرشان میمیرد و ….
یک کارخانه دار هلندی شرکت خود را ورشکسته می کند، مدارک حاکی از جرائمش را به آتش می کشد و تصمیم می گیرد با پول شرکت به پاریس فرار کند اما در حین انجام این کار به دست حسابدارش گیر می افتد...
زنی که پس از مرگ همسر اولش، دوباره ازدواج کرده است، با بازگشت ناگهانی همسر اولش که تصور میشد مرده است، روبرو میشود. همسر سابق با تهدید به افشای رازهای گذشته، او را تحت فشار قرار میدهد تا به او پول بدهد.
یک فرد سابقهدار که پس از زندانی شدن به دلیل سرقت جواهرات آزاد شده است، نسبت به همدستان سابق خود کینه توزی میکند و نقشه پیچیدهای برای سرقت ثروت آنها طراحی میکند.
"ادی ویلیس" نویسنده سابق مقاله های ورزشی که روزگار خوبی را نمی گذراند، توسط "نیک بنکو" استخدام می شود تا کشف اخیر او، پدیده ای اهل آرژانتین را به همه معرفی کند و...
"هری فابین" مردی لندنی با نقشه هایی جاه طلبانه است که هیچگاه به نتیجه نرسیده است، اما وقتی در باشگاه کشتی که توسط پسرش "کریستو" اداره می شود با "گریگریوس" کشتی گیر مشهور بین المللی برخورد می کند، نقشه های در سر می پروراند که بلیت رسیدن به ثروت برای اوست...
ماموران متفقین تلاش می کنند تا یک فیزیکدان سوئدی را در طول جنگ جهانی دوم از چنگ نازی ها نجات دهند. از پروفسور هانسن برای ساخت سلاح هسته ای استفاده می شود...
در یک شب تاریک تابستانی، "فرانچسکا کانیگهام"، که روزگاری پیانیستی مشهور بود، از بیمارستان فرار کرده و دست به خودکشی می زند. او توسط "دکتر لارسن" نجات یافته و به بیمارستان بازگردانده می شود. "لارسن" تلاش می کند تا اتفاقات و اشخاصی که او را به این مرحله رسانده اند را ببیند...