سرنوشت نهایی باند جسی جیمز در تصویری دلسوزانه از سارقین بانک متشکل از برادرانی که به دلیل انتقام گیری حملات افسانه ای بانکی خود را آغاز می کنند ، بیان شده است...
استانبول، سال 1970. «بيلي هيز» (ديويس)، دانشجوي امريکايي، به دليل هم راه داشتن دو کيلو حشيش در فرودگاه دستگير مي شود و پس از يک تلاش ناموفق براي فرار، به زنداني مخوف منتقل مي شود. او که به چهار سال حبس محکوم شده، سعي مي کند تا خود را با شرايط سخت آن جا وفق دهد...
فیلم بیوگرافی “وودی گوتری” یکی از بزرگترین خوانندگان فولک آمریکایی است.او خانه خود در تگزاس را برای پیدا کردن کار در دهه سی ترک می کند و سختیها و مشکلات طبقه کارگر آمریکایی را کشف می کند…
“تام لوگان” سارق اسب است.”دیوید برکستون” گله داری بزرگ تعداد زیادی اسب و یک دختر زیبا دارد که ارزش ربودن را دارند.اما او به تازگی “لی کلایتون” بدنام را استخدام کرده تا سارق اسبها را یکبار برای همیشه پیدا کند…
پسر کوچک یک خانواده یهودی در مونترال، "دادی کراویتس" تلاش می کند تا خود را در جامعه مطرح کند. فیلم به قدرت رسیدن او در کنار تغییر رابطه با خانواده و دوستانش را دنبال می کند...
در اوایل دهه 1970، یک زن جوان که از مناطق روستایی تنسی عبور میکرد، ناخواسته درگیر یک اختلاف قدیمی بین دو طایفه همسایه محلی به نامهای فدرز و گاتشال شد.
«هوارد بانيستر» (اونيل) - موسيقيدان کم حافظه و يکي از دو فيناليست رقابت براي به دست آوردن بورس تحصيلي بيست هزار دلاري بنياد لارابي - هم راه نامزد خشک و بي روحش، «يونيس برنز» (کان) به هتل بريستول در سن فرانسيسکو مي آيد. اما خيلي زود با «جودي ماکسول» (استرايسند)، زن سرگردان و عجيب و غريبي آشنا مي شود که با ديدن «هوارد»، بلافاصله تصميم مي گيرد زنش بشود......
ماجراي نوجوانان در شهري کوچک در ايالت تکزاس. اغلب اين ماجراها با بسته شدن تنها سالن سينماي شهر، متعلق به «سام شير» (جانسن) و عزيمت «دوئين» (بريجز)، براي خدمت در ارتش در کره پايان مي گيرند...
داستان درباره ی یه استاده بنام "جی.تی نیومِیِر" که همسرش در روز تولد فرزندش مرده، روز تولد دخترش، میرن سر خاک مادرش، یهو میبینن جلوی قبر مادر "جسی" یه کیف رو زمینه، این کیف رو میارن خونه، این پروفسور روی رمزش کار میکنه، و به این نتیجه میرسه که رمز کیف، تاریخیه که زنش مرده، وقتی کد رو وارد میکنه، در کیف باز میشه و توش یه پرونده میبینه…