ر دوران پرسترویکا، یک دانشجوی شیکاگویی که برای بازدید به مسکو رفته بود، بهطور اتفاقی درگیر یک بازی خطرناک میشود که در آن یک آیکون ارتدوکس روسی دزدیده شده است. این اتفاق در بحبوحه انتقال اتحاد جماهیر شوروی به سمت سرمایهداری رخ میدهد.
«دکتر ريچارد واکر» (فورد)، متخصص قلب، و همسرش، «ساندرا» (باکلي) براي شرکت در يک کنفرانس پزشکي وارد پاريس مي شوند. کمي بعد «ساندرا» ناپديد مي شود و «واکر» در جست و جو و تحقيقاتش به نتيجه اي نمي رسد. تا اين که بي خانماني به او مي گويد دوستانش ديده اند که «ساندرا» را به زور سوار اتوموبيلي کرده اند...
“کاپیتان رد” یک کشتی دزدان دریایی را با کمک “فراگ”، یک ملوان جوان فرانسوی هدایت می کند.یک روز او توسط یک کشتی اسپانیایی دستگیر می شود اما با استفاده از خلاقیتش خدمه را به شورش تشویق کرده و پس از تصاحب کشتی، برادر زاده یکی از فرماندارن اسپانیایی را می رباید……
«جان دربيفيلد» (کالين)، يک فروشنده ي دوره گرد اهل وسکس، در مي يابد که يکي از آخرين نوادگان خانواده ي اشرافي دوربرويل هاست. او دختر بزرگش «تس» (کينسکي) را وادار مي کند برخلاف ميلش با «استوک دوربرويل» پول دار، ادعاي خويشاوندي کند...
Henry Hill یک کارآگاه خصوصی به نام جیک گیتیز، توسط زنی که ادعا میکند همسر آقای مالوری، سازنده سیستم ذخیره آب شهر لوس آنجلس، است برای تحت نظر قرار دادن شوهرش استخدام میشود. جیک گیتیز پس از چند روز موفق میشود از آقای مالوری و معشوقه اش چند عکس بگیرد و روز بعد این عکسها به تیتر اول روزنامه ها تبدیل میشوند. مدت کوتاهی پس از این اتفاقات، همسر واقعی آقای مالوری با حضور در دفتر جیک بابت این رسوایی از او توضیح میخواهد و او را تهدید به شکایت میکند، اما در ملاقات بعدی به جیک اطلاع میدهد که او و همسرش از طرح شکایت در دادگاه صرف نظر کرده اند و از جیک درخواست میکند به تحقیقاتش پیرامون این قضیه خاتمه دهد. با این حال جیک به تحقیقات خود ادامه میدهد و کم کم متوجه راز میشود که…
علی رغم تفاوت های اجتماعی، فردی فقیر به نام دیوید، یک دوست صمیمی ثروتمند به نام اولیویه دارد. دیوید زن جوانی به نام النور را به آپارتمان اولیویه در پاریس برده است تا...
«رزمري» (فارو) و «گاي» (کاساوتيس) «وودهاوس» زوج جواني هستند که به آپارتمان تازه شان اسباب کشي مي کنند. آن دو خيلي زود با «ميني» (گوردون) و «رومن» (بلکمر) «کاستوت»، زن و شوهر مسن و غير عادي همسايه صميمي مي شوند. «رزمري» باردار مي شود و آرام آرام به اين تصور مي رسد که «کاستوت ها» ي شيطان پرست او را وسيله ي به دنيا آوردن فرزند شيطان کرده اند...
"پروفسور آبرونیسیوس" محقق سالخورده خفاشها به همراه دستیارش "آلفرد" به دهکده ای دورافتاده در ترانسیلوانیا می روند تا خوناشامها را پیدا کنند."الفرد" عاشق "سارا" دختر جوان صاحب مسافرخانه می شود. اما او مورد علاقه کنتی عجیب است که در قلعه ای تاریک خارج از دهکده زندگی می کند و...
یک تبهکار مجروح به همراه همدست رو به مرگش در قلعه ای ساحلی پناه می گیرند.مالکان قلعه،مردی انگلیسی و همسر خود رای فرانسوی اش در ابتدا از میزبانی تبهکاران چندان راضی نمی شوند.اما به سرعت رابطه آنها به طرز عجیبی تغییر می کند و...
کارول (کاترين دنوو) زن جوان بلژيکي است، که در يک آرايشگاه کار ميکند. او از لحاظ روحي دختر آشفته و پريشان است و نسبت به مردان احساس بدي دارد. حتي با پسري که شديدا به او علاقه دارد، نميتواند ارتباط برقرار کند. او در لندن به همراه خواهرش هلن (ايوان فرنوکس)زندگي ميکند در حالي که بشدت گوشه گير و خجالتي است. هنگامي که هلن براي گذراندن تعطيلات به همراه دوست پسر متاهلش (لن هنري) به ايتاليا ميرود، کارول تنها ميماتد. او پس از انزوا در محيط کار، خودش را در آپارتمانشان محبوس ميکند و به مرور اسير ترسهاي جنون آور و پارانويايي خودش ميگردد و بيماري رواني ميشود...
“کریستین” زن جوان و زیبایی است که رانندگی اتومبیل همسر خود “آندره” را به عهده می گیرد. هنگامی که “آندره” از مهارتهای رانندگی او انتقاد می کند دانش آموزی با اتومبیل آنها برخورد می کند.”آندره” آن دانش آموز را سوار کرده و به او پیشنهاد می کند که در سفرشان آنها را همراهی کند. اما او به “کریستین” علاقه مند شده است و … ...