در قرن نوزدهم انگلستان، مری گرانت جوان و برادرش رابرت، برای یافتن پدر گمشده خود، ناخدای دریایی که در جایی در امتداد سواحل شیلی ناپدید شده بود، به جستجوی خطرناکی میپردازند.
داجر در زندان نقشه میکشد که قبل از آزادی، الماسی را بدزدد و بدون اینکه کسی متوجه شود، فرار کند. او با داشتن چند روز مرخصی و یک شاهد عینی، مطمئن است که موفق خواهد شد.
"جین مارک کلمنت" بیلیونر به تئاتر می رود.او در آنجا "آماندا" را در حال تمرین یک آهنگ می بیند.کارگردان به طور اتفاقی تصور می کند او بازیگری است که می خواهد در کنار "آماندا" برنامه اجرا کند.او نقش را قبول می کند تا "آماندا" را بیشتر ببیند و...
"تارزان" پنج مسافر یک هواپیما را که در جنگل سقوط کرده به خارج از آن هدایت می کند.در میان راه "هاوکینز" شکارچی سفید پوست تلاش می کند آنها را لو دهد و...
داستان مردی که ناچارا به یک بازرگان در بندر شرق آسیا اعتماد می کند. اما پس از دستگیری به جرم سرقت اخراج می شود ولی وانمود می کند که خودکشی کرده است. دست بر قضا او با ناخدا رابطه ی دوستاته دارد لذا ناخدا موافقت می کند که او را مخفیانه به یک سفر تجاری ببرد...
"تئودور هانی" برای تحقیق در مورد بقایای هواپیمای مسافربری جدیدی که شرکتش طراحی کرده فرستاده می شود. نظر او این است که هواپیما پس از مدتی در آسمان نسبت به فرسودگی فلز حساسیت نشان می دهد. او سوار یک هواپیما شده و متوجه می شود پس از چند ساعت پرواز سقوط خواهد کرد و...
وقتی فروشنده تنهای لوازم کشاورزی متوجه می شود که تنها چند هفته فرصت زندگی دارد، تصمیم می گیرد همه پس انداز خود را برای آخرین سفر زندگی خود استفاده کند...
هالی مارتینز یک رمان نویس داستان های تخیلی است که صاحب منصبی در جنگ وین که توسط متحدان پیروز، به چند بخش تقسیم شده است می شود؛ جایی که کمبود مواد غذایی سبب رونق بازار سیاه شده است. او به دعوت دوست سابق مدرسه ی خود، هری لایم، این کار را می پذیرد اما چندی بعد می فهمد که دوستش در یک حادثه ی عجیب کشته شده است. پس از صحبت با دوستان و همکاران لایم متوجه وجود تضادهایی در حرف های آنان شده و مصمم می شود که کشف کند واقعا چه اتفاقی برای لایم افتاده است...
"مری" و "استیون" در دوران جوانی عاشق هم بوده، اما جدا شده و "مری" با مردی سالخورده ازدواج می کند. سالها بعد آنها با هم برخورد میکنند و عشق قدیمی دوباره شعله ور می شود...
یک زن هدف مردی قرار می گیرد که به تدریج در حال جنون است و نمی تواند در برابر اصرار او برای خفه کردن زنان تا حد مرگ مقاومت کند ، اما به نظر می رسد که او عمداً مدارکی را پشت سر می گذارد...
یک روستای کوچک و آرام در بریتانیا، زمانی که ساکنانش شروع به دریافت نامههای نفرتانگیز و توهینآمیزی کردند که به آنها "نامههای زهرآگین" میگویند، شوکه شدند.