بعضی وقتا زندگی آنطور که ازش انتظار داریم پیش نمیرود. "پت سولاتانو" همه چیزش را باخته. خانهاش، شغلش و حتی همسرش. هم اکنون او بر بازسازی زندگیش مصمم است و میخواهد رابطهش با همسرش را درست کند ولی باید شرایط سختی را پشتسر بگذارد...
ماجراهای بره ای جسور (یهودا) و دوستان اصطبلش را دنبال کنید که سعی می کنند از محراب قربانی در هفته منتهی به مصلوب شدن مسیح اجتناب کنند. این حکایتی دلگرم کننده از داستان عید پاک است که از دریچه چشم خوکی دوست داشتنی (هوراس)، اسبی ترسو (مانتی)، موشی پدانتی (اسلینک)، خروس سرگردان (دریک)، گاوی مادرانه (اسمی) و... روایت می شود...
یک یتیم دزدیده میشود، باور ها بر این است که کشته شده است، و در هنگام بازگشتش، همه فکر میکنند یک روح است از او میترسند، ولی بعد ها به عنوان یک ابرقهرمان شناخته میشود...
مردی ثروتمند چهار نفر را به جزیره خصوصیاش دعوت میکند تا سه نفر از آنها را به خاطر مرگ ناگهانی دخترش مقصر بداند. صبح روز بعد، آن مرد ثروتمند به قتل رسیده پیدا میشود.
داستان این فیلم در مورد زندگی یک خانواده ی چند نفره است که پدر و مادر مسن با فرزندان مشکل دارند و هر کدام از اعضای این خانواده ها نیز خود دارای مشکلات بزرگتری نیز هستند. اکنون هر کدام از افراد این خانواده با یک نفر غریبه ی خارج از محیط خانواده آشنا می شوند که به نظر کسی است که می تواند مشکل را حل کند.
چولبال پاندی ( سلمان خان ) یک پلیس وظفه شناس هست که به تازگی به همراه همسرش “راجو پاندی، به شهری جدید در هندوستان ( کانپور ) منتقل می شود و میخواهد در آنهجا زندگی خوبی را آغاز کند اما در این شهر اتفاقات ناگواری مانند قتل ، ادم ربایی ، تجاور و .. اتفاق می افتد . . .
داستان یک دانشجوی تنبل در بمبئی که مطلقاً هیچ کاری انجام نمی دهد، با تغییر وقایع، سید به پتانسیل خود در این دنیا پی می برد و در زندگی پرشتاب بمبئی به موفقیت تبدیل می شود...
ناشناسی (نصرالدين شاه) به پليس بمبئی خبر می دهد که در پنج نقطه شهر بمب گذاری کرده است و تقاضای آزادی چهار تروريست را می کند.کميسر پراکاش رادهود (آنوپام خر) مسئول اين پرونده می شود. ناشناس سرانجام پليس را متقاعد می کند که چهار زندانی را به فرودگاه ببرد اما ...
دختر سادهای از شهری کوچک برای یافتن لقمهای نان حلال راهی بمبئی پرهیاهو و پر از مخاطره میشود، اما در آنجا با چالشی هولناک روبرو میشود که حتی در خیالپردازیهای دور و درازش هم به آن فکر نکرده بود...
"آروش مهرا" به همراه دو هم اتاقی خود "تانمی" و "علی" در سیدنی زندگی راحتی را می گذارنند. او در رستورانی زنجیره ای کار می کند، "تانمی" کودکان را سرگرم می کند و "علی" از آپارتمانشان مراقبت می کند. "آروش" به هند سفر می کند تا در مراسم ازدواج "آرجون" شرکت کند و اینجاست که با "ایشا" آشنا می شود و...
داستان سریال در مورد زنی به نام "آلیسون ویلسون" می باشد که زندگی زناشویی خوبی با همسرش "الک ویلسون" دارد. اما بلافاصله پس از مرگ همسرش ناگهان سر و کله زنی جلوی در خانه "ویسلون ها" پیدا می شود، این زن ادعا می کند که همسر "الک" است و خانم "ویلسون" واقعی اوست. این اتفاق باعث می شود تا "الیسون" پی به رازهایی ببرد، که پای او را به اتفاقات عجیب و داستان های جاسوسی باز می کند..