استیون سیری، طراح صحنه، برای خداحافظی با مادر در حال مرگش به استرالیا بازمیگردد. سفری کوتاه که در آن او با تنشهای خانوادگی، معشوقهای گذشته و بازگشت به اروپا برای قرارداد یک اپرا دست و پنجه نرم میکند، به هرج و مرج، درام و لحظات خندهدار تبدیل میشود.
«ادی» یک کنترل کننده ی هوایی کامپیوتری است که هدایت «تلون جت» – نسل جدید هواپیماهای پنهان که می توانند از دید رادار دشمن مخفی بمانند – را به عهده دارد. موقع بازگشت از مأموریتی، هواپیمای «ادی» مورد اصابت صاعقه قرار می گیرد و «ادی» شروع می کند به خودسرانه عمل کردن. حالا، پیش از این که «ادی» باعث آغاز جنگ جهانی سوم شود، باید جلوی او را گرفت …
چارلی مک کریدی وقتی دخترش ، وندی (کاتلین کودی) ، اعلام می کند که به جای رفتن به کالج هانتینگتون ، در خانه می ماند تا به مدرسه محلی برود ، تصور می کند که تأثیر دوستان دخترش مقصر این تصمیم دخترش است ...
داستان این فیلم از رمانی پرفروش به همین نام نوشته شده توسط مدلین ست جان اقتباس شده و درباره زندگی گروهی از کارکنان فروشگاه لباس در سال 1959 در سیدنی استرالیا است.
راهبه ای به نام «ماریا» (اندروز) که به دلیل عشق دیوانه وارش به موسیقی و طبیعت با محیط صومعه هم خوانی ندارد، به عنوان معلمه ی هفت فرزند «ناخدا فون تراپ» (پلامر) به کاخ اشرافی او فرستاده می شود. ناخدا به سفر می رود و «ماریا» بچه ها را با موسیقی آشنا می کند…
گروهی متشکل از چند پسر در یک جزیره سرگردان هستند.آنها که رها شده اند تا با یکدیگر کنار بیایند،باید مسئولیتهای یک فرد بالغ را به عهده بگیرند حتی اگر آمادگی اش را نداشته باشند.در این بین آنها به دو گروه تقسیم می شوند،گروه "رالف" می خواهد برای خود سرپناه ساخته و غذا جمع آوری کند در حالیکه گروه "جک" قصد شکار و خوشگذرانی دارد...