« كارآگاه جيم مكليود » پس از دستگيرى « كارل اشنايدر » كه سقط جنينهاى غير قانونى انجام میداده، در راه بردنش به بازداشتگاه ، حسابى او را كتك میزند. « ستوان ماناگن » تصميم میگيرد تا ماجرا را پیگيرى كند و متوجه میشود كه همسر « مك ليود » ، « مرى » ، سالها پيش توسط همين « اشنايدر » سقط جنين كرده است...
جایزه آکادمی که بهطور غیررسمی اسکار (Oscar) مینامند؛ جایزهای است که هر ساله توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک (AMPAS) به بهترین آثار صنعت سینما اهدا میشود. این مراسم یکی از شاخصترین مراسمهای اهدای جوایز در جهان است و ساله در بیش از ۱۰۰ کشور جهان بهصورت زنده پخش میشود.جایزه ی اسکار یکی از نه جایزه از جایزه های آکادمی می باشد. همچنین در بخش رسانه، قدیمیترین مراسم اهدای جوایز به شمار رفته و جوایزی نظیر جایزه گرمی (برای موسیقی)، جایزه امی (برای تلویزیون) و جایزه تونی (برای تئاتر) پس از آن شکل گرفتند. آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک توسط لوئیز بی. مایر مدیر استودیوی متروگلدوین مایر ایجاد شد.
پس از مرگ یک پیرمرد ثروتمند در یک تصادف رانندگی مشکوک در آکاپولکو، مکزیک، بیوه او از شرکت بیمه او می خواهد که پنج میلیون دلار پول بدهند. جیک دکر (چارلز گرودین) محقق Hotshot و الی مدل جذاب (فارا فاوست-مجرز) برای بررسی آن وارد میشوند...
دنی پس از فهمیدن اینکه سبک زندگی هیپی ها آنقدرها که رسانه ها می گویند جذاب نیست، به خانه می آید تا در هر لحظه مورد تایید و قضاوت قرار بگیرد و خواهرش سوزی می خواهد راه او را دنبال کند....
یکی از خلبانان اسبق جنگ جهانی دوم یعنی مات برنان، به عنوان خلبان آزمایشی یک شرکت هواپیمایی تجاری، انتخاب میشود. مات با دوست دختر قدیمی خود یعنی جو هالووی (Jo Holloway) برخورد میکند. وی در بخش پذیرش این شرکت کار میکند و ...
سال 1863. « سروان روپر » ( هولدن ) افسر ارتش شمالىهاست كه در قلعهاى در آریزونا ، مسئولیت اسراى جنوبى را به عهده دارد. او به دلیل رفتار خشنى كه با اسرا و فرارىها دارد، مورد تنفر جنوبىها و حتى همقطاران خودش است. تا این كه « كارلا فارستر » ( پاركر ) براى عروسى دوستش، دختر فرمانده، به قلعه مى آید. اما او در واقع جاسوس جنوبی هاست...
یک مرد و دوستش قصد دارند عمه عجیب و غریب اما ثروتمند مرد را از عمارت سرقت کنند. با این حال عمه ده ها گربه را در خانه خود نگه می دارد و این مرد از گربه ها می ترسد...
در طول یک بازی، یک پلیس لس آنجلس، دکتری را که احتمالاً اسلحه کشیده است، می کشد، اما تحقیقات پزشکی قانونی هیچ اسلحه ای پیدا نمی کند، و پلیس را مجبور می کند که برای پاک کردن نامش به دنبال آن بگردد...
راهبه ای به نام «ماریا» (اندروز) که به دلیل عشق دیوانه وارش به موسیقی و طبیعت با محیط صومعه هم خوانی ندارد، به عنوان معلمه ی هفت فرزند «ناخدا فون تراپ» (پلامر) به کاخ اشرافی او فرستاده می شود. ناخدا به سفر می رود و «ماریا» بچه ها را با موسیقی آشنا می کند…
« فرانکى » ( سیناترا ) پس از ترک اعتیاد به شیکاگو برمىگردد تا شغل قبلىاش طبالى براى ارکستر را از سر بگیرد ، اما تحت شرایطى مجبور مىشود در قمارخانه اى متصدى میز قمار شود . او که از دست همسرش ، « زوش » ( پارکر ) به ستوه آمده ، دوباره به مرفین رو مى آورد .
مری استوارت زنی زیباست که عشق در چشمانش و زنگ های عروسی در ذهنش نقش بسته است. آیا او در یافتن مرد مناسب در حالی که چشمانش را به تله می اندازد موفق خواهد بود؟..