فرانسه، سال ۲۰۳۹. یک شب، گروهی از فعالان که توسط دولت تحت تعقیب بودند، بدون هیچ ردی ناپدید میشوند. جولیا بومبارت یکی از آنهاست. وقتی بیدار میشود، خود را در دنیایی کاملاً ناآشنا میبیند: سیاره ب.
جوزف که در آرزوی ورود به دنیای سینما است، با قبول کارگردانی یک فیلم، نخستین قدمهای خود را در این عرصه برمیدارد. او با تعهدی که نسبت به کارش دارد، وظایف خود را به طور جدی دنبال میکند و برای انجام هر چه بهتر کار، بر فعالیتهای عوامل فیلم نظارت دقیق دارد.
الیز، یک رقصنده کلاسیک آینده دار، در 26 سالگی در حین اجرا مجروح می شود. اگرچه به او گفته شده است که دیگر قادر به رقصیدن نخواهد بود، اما او سعی می کند مسیر جدیدی در رقص معاصر پیدا کند...
دو بازیگر جوان و بیخیال، رویاهای تئاتر خود را در خیابانهای پاریس دنبال میکنند تا اینکه سختی ناگهانی نقشههایشان را تهدید میکند و خواهرخواندگیشان را آزمایش میکند...
زویی در 21 سالگی از اینکه همه او را بدیهی میدانند، فقط به خاطر جوان بودنش خسته شده است. او رویای روزی را در سر می پروراند که همه هزاره ها دست به اعتصاب بزنند تا مردم در نهایت ارزش واقعی خود را دریابند...
یک خانواده به عذای مرگ دخترشان در یک بمبگذاری انتحاری نشستهاند. درحالی که، برادرش بهد از اینکه او را در اخبار میبیند، شک میکند که زنده باشد. او تصمیم میگیرد تا به خاورمیانه برود و او را پیدا کند.