روزی که آنتوانت توف به خودکشی فکر کرد، متوجه شد که تمام چالشهایش او را برای یک هدف آماده کرده است. برای نجات یک مدرسه آتلانتا در محاصره از قاتل دیوانه ای که قصد قتل دانش آموزان را دارد....
یک شرور سابق آشفته به خدمه رنگارنگ یک سینمای قدیمی میپیوندد و شروع به بازسازی زندگی خود میکند، اما زمانی که میفهمد تئاتری که به آن عشق میورزید آنطور که به نظر میرسد نیست، ایمانش به خدا آزمایش شده است.
یک گروه از دانشمندان جوان در حال کار بر روی یک پروژه مخفی هستند که ممکن است بتوانند در زمان سفر کنند و وقتی کارشان به پایان می رسد تصمیم می گیرند یک نفر از اعضای گروه را برای سفر با این دستگاه آماده کنند و وقتی او را به آینده می فرستند به نظر به موفقیت رسیده اند ولی وقتی او به زمان حال برمی گردد به آن ها هشدار می دهد که همه این گروه بزودی می میرند و …
هنگامی که RJ (مت سینگلتری) پس از یک تور 8 ساله در ارتش به خانه خود در شیکاگو باز میگردد، به سرعت متوجه میشود که خیابانهایی که زمانی میشناخت، اکنون به طرز وحشتناکی شبیه به روستاها و بیابانهای جنگ زده خاورمیانه هستند...
داستان در مورد یک بازیکن دبیرستانی بسکتبال در غرب شهر فیلادلفیا می باشد که خواهر و برادر بزرگترش ، قصد دارند زندگی خود در خیابان های این شهر را عوض کنند و...
سام گلیسون، ساکن شهری که فوتبال دبیرستان در آن از اهمیت بالایی برخوردار است، یکی از بازیکنان تیم فوتبال را به آزار و اذیت در شبی که چیزی از آن به یاد نمیآورد، متهم میکند. حال باید دید آیا کسی ادعای او را باور خواهد کرد یا خیر.
چهار زوج که با مشکلات اعم از مالی، جسمی و عاطفی سر و کله می زنند، تلاش می کنند برای یک بار دیگر در سالگرد ازدواجشان خودی نشان داده و مانع از به هم خوردن رابطه شان توسط این مشکلات شوند...
ریچارد که یک فرد کلاهبردار است احتیاج به یک همکار دارد تا بتواند یک سری نقره های تقلبی را بفروشد تا اینکه با "رودریگو" ملاقات میکند و او نیز احتیاج به پول دارد تا بتواند به پدرش کمک کند ، وضعیت وقتی پیچیده میشود که "رودریگو" وارد یک رابطه عاشقانه با خواهره ریچارد می شود و ...
«فردي هفلين» (استالون) کلانتر شهرکي در نيوجرزي است که بسياري از مأموران اداره ي پليس نيويورک هم ساکن آن جا هستند. «مو تيلدن» (دنيرو)، بازرس اداره ي پليس نيويورک، در تحقيقاتش درباره ي تعدادي پليس فاسد و کلاهبردار، به اين شهرک و کلانترش، «فردي هفلين» مي رسد. «هفلين» با «تيلدن» هم کاري مي کند و رفته رفته پي مي برد که برخي از قهرمانان زندگي اش چندان هم زندگي وارسته اي ندارند…
«اوﮔﻲ ورن» (ﮐﺎﻳﺘﻞ) ﻳﮏ ﻣﻐﺎزه ﺳﯿﮕﺎر ﻓﺮوﺷﻲ را اداره ﻣﻲ ﮐﻨﺪ. او در اﻳﻦ ﭼﮫﺎرده ﺳﺎل اﺧﯿﺮ، ھﺮ روز در ﻳﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺸﺨﺺ و از زاوﻳﻪ اي ﻣﺸﺎﺑﻪ، از ﺧﯿﺎﺑﺎن رو ﺑﻪ روي ﻣﻐﺎزه اش ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در ﻣﯿﺎن ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ھﻤﯿﺸﮕﻲ او ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه اي ﺑﻪ ﻧﺎم «ﭘﻞ ﺑﻨﺠﺎﻣﯿﻦ» (ھﺮت) ھﺴﺖ ﮐﻪ از وﻗﺘﻲ ھﻤﺴﺮش در ﺟﺮﻳﺎن ﻳﮏ ﺳﺮﻗﺖ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ رﺳﯿﺪه، در ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ...
داستان چند دوست جامایکایی هست که از مناطق گرم سیری برای مسابقه ی سورتمه سواری به قطب می آیند تا برنده ی المپیک بشوند. داستان فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده است.
یک جنایت کار که به خاطر رفتار خوب خود پس از 15 سال از زندان آزاد می شود، از تغییر گسترده دنیای اطراف خود به وجد درمی آید و به محله سابق خود باز می گردد...