مردی بیوه سعی می کند دخترش را با پسر کنتس وصلت دهد به این امید که با یک کنتس ازدواج کند. با این حال، عاشق شدن دختر با یک قایقران اهل کاپری، نقشه های مرد را خراب می کند...
روایتگر ماجراهای دو فرد نابه کار که در طی جنگ جهانی اول، در ارتش ایتالیا ثبت نام میشوند. اتفاقات بسیار زیادی برای آنها رخ میدهد و در کمال تعجب، آنها موفق میشوند تا به پیروزی در یک نبرد بسیار مهم، کمک کنند...
بارون تورئالتا به طور مرموزی توسط یک قاتل مرموز، سیاه پوش که خود را "دیابولیکوس" می نامد، کشته می شود. پلیس مظنون است که یکی از بستگان او به خاطر میراث عظیمش مقصر قتل است، اما هر بار که قصد دارند فردی را زندانی کنند، این یکی توسط دیابولیکوس کشته می شود...
آلن فاستر روزنامه نگار شرط می بندد که می تواند یک شب را در قلعه جن زده بلک وود بگذراند. همانطور که او شنیده است ، شایعات وجود ارواح در قلعه حقیقت دارد. در شب تمام ارواح قلعه به دنبال خون می گردند...
یک مهندس جوان ایتالیایی برای کار به کنیا می رود، اما فاصله زیاد بین او و همسرش او را به این فکر می اندازد که آیا همسرش به او وفادار خواهد ماند یا خیر...
روایت فدریکو، دوستش لورا و پسر عمویش، کاترینا که سه جوان امیدوار هستند که با یک پیوند دوستی عالی و نا گسستنی، متحد شده اند. این سه نفر در یک فروشگاه بزرگ کار می کنند اما ، وقتی کاترینا تصمیم می گیرد یک حرفه موسیقی را امتحان کند ...
یک پسر ثروتمند و خرابکار ، دختر را باج می زند تا نامزد او شود - اگر این کار را نکند ، شرکت پدرش ورشکسته خواهد شد. پسری فقیر اما صادق که او را دوست دارد سعی می کند او را نجات دهد...
کارلو، جوانی فقیر که برای تامیین هزینه های مطالعاتش سخت کار می کند، او عاشق دختری ثروتمند به نام لورنا است. و با کمک دو دوستش، یعنی یک سرمایه دار بزرگ و یک راننده وانمود می کند که ثروت هنگفتی دارد..
"استاربلک" یک قهرمان است که به رنگ مشکی لباس می پوشد و صورتش توسط روسری سیاه پوشیده شده است او همیشه در صحنه کارهای خود ستاره ای را به عنوان نمادی از عدالت رها می کند ...
کاپیتان دکستر، افسر سواره نظام، در حین انتقال محموله ارزشمندی از طلا مورد حملهی راهزنان قرار میگیرد و به اشتباه به سازماندهی این حمله متهم میشود. پس از فرار از زندان، او برای اثبات بیگناهی خود و یافتن مجرمان واقعی تلاش میکند.
پروفسور سرافینو بنونوتی استاد موسیقی کلاسیک است که شور و شوق مدیر ارکستر را دارد. با این حال، مخاطبان جوان دهه 60 قدر آهنگسازان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون را نمیدانند، و بنابراین سرافینو احتمالاً تصویر خود را به عنوان کارگردان به خطر انداخته است. یک روز سرافینو این خبر را دریافت می کند که دختر خوانده اش ریتا در آستانه بازگشت از آمریکا به ایتالیا است...
جیانی وقتی اولین قرارداد خوانندگی خود را با یک شرکت ضبط می بندد بسیار خوشحال می شود. با این حال، در غیاب او، کارلا، نامزد او، عاشق یک جورجیو ثروتمند می شود...
یک خواننده جوان که در ناپل به خدمت سربازی می رود، عاشق یک دختر ثروتمند شیک می شود و عشق واقعی خود را فراموش می کند: دختر سرهنگش. آیا او به او برمی گردد؟...
یک روزنامهنگار شرط میبندد که میتواند شب را در یک قلعه خالی از سکنه در شب تمام عید بگذراند. او در طول اقامت خود شهادت می دهد که گذشته وحشتناک قلعه پیش از او زنده شده است و عاشق یک روح زن زیبا می شود.