یک نوجوان بیگانه و انساندوست پس از گروگان گرفتن توسط تروریستها به طور ناگهانی و ناخواسته به شهرتی دست مییابد، جایی که بیتفاوتی او نسبت به تهدیدهای آنها برای کشتن او را به تیتر اخبار تبدیل میکند....
هری که یک آدم خانه بدوش و آواره است به شهری در تگزاس میرود و در آنجا به عنوان مسئول فروش ماشینهای دست دوم مشغول به کار میشود. در جریان یک آتش سوزی او مشاهده میکند که بانک شهر خالی از کارمند شده و هیچ سیستم امنیتی ندارد و …
چو و پسرش کین بعد از اینکه نینجاها خانواده شان را کشتند، آنها به آمریکا می آیند تا زندگی جدیدی را شروع کنند. او یک مغازه عروسک فروشی باز می کند اما ناخواسته در عروسک ها هروئین وارد می کند. وقتی دوستش به او خیانت می کند، چو باید برای نبرد نهایی آماده شود...
"گروه آلیسون" چهار کارخانه آبجو سازی را در سختی خریداری کرده است. مدیر ارشد جوان ، فرانک مکلین برای سازماندهی مجدد یکی از آنها اعزام می شود ، یکی از شرکت هایی که اتفاقاً اصلی ترین شرکت در زادگاهش است. در ابتدا دوستان قدیمی او ...
سال ۱۹۹۰ بود که بشر برای نخستین بار پیامی از موجودات فضایی دریافت کرد. گروهی از فضانوردان دلیر به سیارهی این موجودات ناشناخته سفر کردند و زنی را پیدا کردند که به نظر میرسید تنها بازماندهی نژاد خود باشد. اما این زن لال رازی مرگبار با خود حمل میکرد. هنگامی که فضانوردان او را به زمین آوردند، یکی پس از دیگری جان سپردند. آنها دیر فهمیدند که زن فضایی برای زنده ماندن، به خون آنها وابسته است.
این مجموعه دربارۀ فضانوردی به نام استیو آستین (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها سقوط میکند و به کما میرود و دستها و پاهای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض کرده و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب “استیو” دارای قدرت فوقالعادۀ فراانسانی میشود…