در آینده ای که همه چیز ویران شده ، واتیکان می داند چگونه مردم را زنده کند. یک کشیش توطئه ای را در پس رستاخیزها و ارتباط احتمالی آنها با یک سری قتل ها کشف می کند...
"Cold Brook" داستان دو مرد و سفری پرفراز و نشیب به سوی خانه را به تصویر میکشد. این فیلم بازتابی از تمایل ذاتی انسان به بازگشت به ریشهها و خاطرات آشنا است.
یک مامور تحقیق شخصی برای معمای مرگ " کرت کوبین " انتخاب می شود. " کرت کوبین " رهبر گروه موسیقی نیروانا است که مرگ وی ابهاماتی داشته و در خونش مقدار 250 میلی گرم هرویین یافت شد!
کارآگاه «میچ پرستون» (رابرت دنیرو)، پلیسی است که به هیچ چیز جز شغلش اهمیت نمی دهد. بعد از رخ دادن اتفاقاتی غیر منتظره، او مجبور میشود به همراه یک افسر پلیس که کوچکترین شباهتی به او ندارد، در یک برنامه تلوزیونی پلیسی بازی کند.
یک پلیس متخصص هنرهای رزمی پس از اینکه یکی از کارآگاهان همکارش به طور مشکوکی در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست می دهد، با دیگری همکاری می کند تا یک سازمان جنایی را نابود کنند....
در شب کریسمس پدر جانی مودین توسط یک جراح روانی به قتل می رسد. پلیس قسم می خورد که انتقام خونین می گیرد، هر چند او پرونده را کنار گذاشته است. او هنوز مشکوک نیست که او نیز در یک نقشه شیطانی انتقام هدف قرار گرفته است.
داستان زندگی یک پسر سیاه پوست ۱۳ ساله آمریکایی است که در محله بروکلین نیویورک زندگی میکند. داستان این سریال بر اساس زندگی واقعی "کریس راک" کمدین معروف آمریکایی نوشته شده است. "کریس" نوجوانی است با کلکسیونی از آرزوها و رویاها که بایستی از بردار کوچکتر خود مراقبت کند چرا که پدر و مادر او در بخش اورژانس کار میکنند.او می کوشد تا با وجود همه مشکلات دنیای خود را بسازد. در کنار او دوستان دیگری هم هستند که گاه در پیشبرد رویاهای دیوانه وار "کریس" به او کمک می کنند و گاه مزاحم پیشرفتش می شوند. داستان سریال خطی و ساده همراه با طنز ویژه سیاهان است. این سریال محصول سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ است و توانست با امتیاز ۸٫۱ به کار خود پایان دهد.
داستان سریال درباره یک گروه از دوست های صمیمیه که وقتی زوجی که همه گروه رو دور هم جمع کردن (الکس و دیو) از هم جدامی شند کل گروه به هم می ریزه و هرکدوم میمونند که کدوم طرف رو انتخاب کنند. تمرکز اصلی داستان سریال بر روی دوستی های مدرنه که به شکل کمدی وخندهدار بیان میشه…