بت، یک نگهبان داوطلب در یک شهر شمالی دورافتاده، با یک بیماری همهگیر افسردگی که ساکنان باقیمانده شهر را به موجوداتی خالی و بیروح تبدیل میکند، مبارزه میکند...
جولی ریورز پس از تلاش برای تشکیل خانواده، باردار می شود و با شوهرش به خانه جدیدی نقل مکان می کند. به او توصیه شده که استراحت اجباری در رختخواب داشته باشد، اما او شروع به دیدن اتفاقات شبح وار در سراسر خانه می کند...
ده سال از به کما رفتن کودکان جهان میگذرد. امشب آنها از خواب بیدار میشوند و هرج و مرج برپا خواهد شد. نبردی سهمگین و نامقدس میان نسلها آغاز شده و زمان به ضرر بزرگسالان است.