“گونور پتیگرو” یکی از مدیران میانسال لندن است که با ناباوری از کار خود اخراج می شود.در اقدامی برای پیدا کردن شغلی جدید او وارد دنیای گیج کننده خواننده و بازیگر آمریکایی می شود…
در حالی که انتظار ورود یک ستاره مشهور هالیوود را میکردند، پنج کارمند یک رستوران متوسط در سوهو لندن باید با موشها، مشاجرهها و مبارزات قدرت مبتنی بر آشپزخانه مقابله کنند...
دختر چهارده ساله ی وینی، «ماری آنتوانت» (دانست)، در وصلتی که فقط از روی حساب و کتاب های سیاسی صورت گرفته، با «لویی شانزدهم» (شوارتسمن) پادشاه فرانسه ازدواج می کند. «ماری» خیلی زود خودش را در لذت های زندگی در ورسای غرق می کند و از توطئه های سیاسی پیرامونش نه سر در می آورد و نه در واقع، اهمیتی برای شان قائل است...
کارگردان مایکل وینترباتم (نورتهام) تلاش می کند اقتباسی از رمان اساسا غیرقابل فیلمبرداری لارنس استرن، "زندگی و عقاید تریسترام شاندی، جنتلمن" را فیلمبرداری کند...
خلافکار خرده پا "جیمی" پس از اینکه در تلویزیون شاهد رد شدن درخواست ازدواج توسط دوست دختر سابقش می شود، به شهر خود بازگشته و تلاش می کند قلب او را بدست بیاورد...
یک مکتشف معدن همسر و دختر خود را در ازای حق یک معدن طلا به شخصی می فروشد.بیست سال پس از این ماجرا او به مردی ثرتمند تبدیل شده و صاحب بیش از نیمی از معادن شهر است.اما گذشته اش به سراغش می آید و...
"مارک رنتن" (گره گور)، جوان زبر و زرنگ و باهوش و با مزه گاه کاملا بي خيال، "قهرمان" زمانه ي ماست. ماجراهاي "مارک" و دوستانش، جماعتي با مزه، دروغ گو، رواني، دزد و معتاد که به گونه اي ناگزير، به سوي خود ويران گري پيش مي روند، نمايان گر از هم فروپاشي دوستي و رفاقت شان است.
در یک پارک تفریحی دورافتاده در اسکاتلند، ساکنان سعی میکنند از مشکلات زندگی فرار کنند. اما تنشهای نهفته در میان خانوادهها در اوجی ویرانگر در هم تنیده میشود.
کارل، کارآگاه برجسته سابق، پس از حملهای که منجر به فلج شدن همکارش و مرگ یک افسر پلیس دیگر شد، عذاب وجدان شدیدی را تحمل میکند. با بازگشت به کار، پروندهای حل نشده به او محول میشود که تمام زندگیاش را درگیر خواهد کرد.
داستان این سریال در یک شهر خیالی واقع در مردابهای شمال کنت رخ میدهد و با استفاده از ساختار روایت غیرخطی، حوادث چندین تیراندازی را که توسط یک مرد محلی به نقش آورده شده توسط شان هریس انجام شدهاند، علل و پیامدهای آن برای شهر و سکنهاش را بازگو میکند. این سریال، فاجعه، اندوه، مسئولیت و رستگاری را از دید یک خبرنگار که به شهر کودکی خود بازگشته تا گزارشی از فاجعه بدهد و کسانی که به قربانیان نزدیکتر هستند را به تصویر میکشد.
کارآگاه “هرکول پوآرو” باید هویت قاتلی سریالی را آشکار سازد. این قاتل سریالی آسان دم به تله نمیدهد و پوآرو کار سختی در پیش دارد. تنها سرنخی که این قاتل در هر صحنهٔ قتل به قصد از خود برجای میگذارد، کارتی با امضای ABC است. این قاتل پیش از مرتکب شدن به هر قتل، به پوآرو نامه مینویسد…