تولد : September 10, 1968 در Hatfield, Hertfordshire, England, UK
جوایز : برنده 8 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
گای ریچی (به انگلیسی: Guy Ritchie) (زادهٔ ۱۰ سپتامبر ۱۹۶۸) فیلمنامهنویس، کارگردان و تهیهکنندهٔ انگلیسی است. ریچی بیشتر برای کارگردانی فیلمهایی مانند قاپزنی، قفل، انبار و دو بشکه باروت، راکانرولا و شرلوک هلمز شناخته میشود. ریچی بعد از اینکه فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید را در بچگی دید تصمیم گرفت که در آینده فیلمساز شود. ریچی هیچ تحصیلات آکادمیکی در زمینهٔ فیلمسازی نداشته و تحصیل را خستهکننده میدانسته. گای ریچی بهعنوان فیلمسازی صاحبسبک شناخته میشود. فیلمهای ریچی پر از صحنههای پرالتهاب و همراه با دیالوگهای منحصربهفردی است که خشونت و طنز را با هم میآمیزد.
در سال ۲۰۰۰ گای ریچی با خواننده و بازیگر پاپ آمریکایی، مدونا، در قصر اسکیبوی اسکاتلند ازدواج کرد. آنها صاحب یک فرزند به نام روکو جان ریچی شدند که در ۱۱ اوت ۲۰۰۰ در لسآنجلس متولد شد و یک پسر مالاویایی به نام دیوید را نیز به فرزندخواندگی پذیرفتند. در سال پانزدهم اکتبر ۲۰۰۸ رسانههای بریتانیایی خبر از جدایی گای و مدونا دادند و این خبر توسط سخنگوی این دو نفر تأیید شد.
دو خواهر و برادر که سالها از یکدیگر دور بودهاند، برای یافتن چشمه افسانهای جوانی، دست در دست هم میدهند. آنها با تکیه بر نشانههای تاریخی، سفری پرماجرا و حماسی را آغاز میکنند. در صورت موفقیت، این چشمه جادویی میتواند عمر جاودانه را به آنها هدیه کند.
این فیلم داستان یک گروهبان آمریکایی به نام جان کینلی را در افغانستان روایت میکند او به همراه مترجم محلی اش احمد برای بررسی منطقه با واحد گشت زنی میروند . واحد آن ها مورد حمله قرار میگیرد و کینلی و احمد تنها بازماندگان این حادثه هستند ،احمد جان خود را به خطر می اندازد تا کینلی مجروح را به محل امن منتقل کند...
یک مأمور به نام اورسن فورچون (جیسون استاتهام) که توسط سازمان اتحاد اطلاعات جهانی بهنام «فایو آیز» استخدام میشود تا سلاحی مرگبار و جدید را که میتواند نظم جهانی را برهم بزند، پیدا و جلوی فروش آن را بگیرد. او برخلاف میل باطنیاش باید با یک متخصص فناوری پیشرفته از سازمان CIA برای این مأموریت جهانی که باید در آن به یک تجارت میلیاردی اسلحه نفوذ شود، همکاری کند...
داستان مردی جوان به نام آرتور (چارلی هونام) را روایت میکند که باید برای حضور در صحنه های نبرد آموزش و تعلیم ببیند ولی برای رسیدن به این هدف، در ابتدا باید راه سرنوشتش را پیدا کند. پس از سالها تلاش و کوشش، سرنوشت او را لایق دانسته تا آرتور شمشیر افسانه ای را که در سالها درون سنگ خفته است بیرون بکشد و به ظلم و ستم پایان دهد...
جاسوس سازمان CIA ناپلئون سولو (هنری کویل) و مامور سازمان KGB روسی ایلیا کوریاکین (آلیسیا ویکاندر) با شروع جنگ سرد مجبور می شوند تا دشمنی های کشورهایشان را کنار بگذارند و در کنار هم کار کنند. هدف آنها از کار انداختن یک شبکه جنایی خطرناک که می خواهد تا جهان را در هرج و مرج غرق کند، می باشد...
در قسمت جدید، «شرلوک هلمز» و دستیار او «دکتر واتسون»، به همراه برادرش «میکروف هلمز» و یک زن کولی بنام «سیمزا» باید مردی شرور به نام «پروفسور موریاتی» را سرنگون سازند.
در روایتی جدید از سری داستانهای شرلوک هولمز، کارگاه افسانه ای هولمز و دوست و همکار باوفایش جیمز واتسون در جنگی میان نیروی عقل و زور بازو درگیر می شوند، پس از یک سری قتلهای زنجیره ای و اسرارآمیز توسط ساحر «لرد بلک وود» و موفقیت هولمز در بستن پرونده، اینبار لرد بلک وود به طور اسرارآمیزی بازگشته و در صدد انجام دوباره قتلها و دیوانگی های خود و تهدید امنیت کشور انگلستان است و هولمز مامور جلوگیری از به خطر افتادن آرامش کشور می شود و ...
در لندن، یکی از میلیونرهای معاملات املاکی، تلاش می کند توجه چند نفر از سرمایه داران شهر (باتلر و البا) را جلب کند، اما او نقشه های پیچیده تری دارد. او برنامه ریزی کرده تا خودش و یکی از همکارانش (ویلکینسون) یکشبه پولدار شوند...
«جیک گرین» بعد از هفت سال، از زندان آزاد می شود. او طی دو سال از راه قمار پول زیادی بدست می آورد، و اکنون آماده است تا از کسی که او را به زندان انداخته بود انتقام بگیرد…
این فیلم داستان اچ را روایت میکند. او شخصیتی سرد و مرموز است که در یک کمپانی حمل و نقل پول نقد مشغول به کار است. این کمپانی هر هفته صدها میلیون دلار را در سراسر لسآنجلس جابجا میکند...
ادی هورنیمن یک ملک خانوادگی را به ارث می برد، در ابتدا از خانه اش به یک امپراتوری مواد مخدر که توسط یک سندیکا اداره می شود که هیچ برنامه ای برای تخلیه ندارد، بی خبر است.