مرگ : January 20, 1993 (age 63) در Tolochenaz, Switzerland
جوایز : برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 22 جایزه و نامزد دریافت 39 جایزه دیگر.
آدری هِپبورن (به انگلیسی: Audrey Hepburn) (زاده ۴ مه ۱۹۲۹ – درگذشته ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳) هنرپیشه مشهور بریتانیایی هلندیتبار متولد بلژیک سینما و تئاتر بود. آدری هپبورن در ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۴ با مل فرر ازدواج کرد. این ازدواج نزدیک به پانزده سال به طول انجامید. آدری هپبورن و مل فرر در سال ۱۹۶۰ از این ازدواج صاحب فرزندی به نام «شان» شدند. وی در ۵ دسامبر ۱۹۶۸ از مل طلاق گرفت. در ۱۸ ژانویه ۱۹۶۹ با آندره دوتی ازدواج نمود و در ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۲ از وی جدا شد. وی از ازدواج دوم خویش نیز صاحب یک فرزند پسر به نام «لوکا» (زاده ۱۹۷۰) شد. آدری هپبورن در ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ در اثر ابتلاء به سرطان آپاندیس در سن ۶۳ سالگی در تولوشنا، وو، سوئیس درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
وی با فیلمهایی چون «بانوی زیبای من» و «صبحانه در تیفانی» شناخته شده است. این هنرپیشه باریکاندام و خوشپوش، بهخاطر زیبایی فریبنده، ایفای نقش ماهرانه و در عین حال معصومانهاش در فیلمها و اقدامات بشردوستانهاش برای کودکان نیازمند، شهرت داشت. هپبورن همچنین چهار بار نامزد جایزه اسکار شد و در سال ۱۹۵۳ موفق به بردن جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم تعطیلات رومی شد.
"من کاکاسیاه تو نیستم" بر اساس نسخه خطی ناتمام کتاب (این خانه را به یاد داشته باشید) جیمز بالدوین ساخته شده است. راوی این فیلم مستند ساموئل ال. جکسون است. فیلم در مورد تاریخ نژادپرستی در آمریکا است. داستان فیلم شکل گرفته از خاطرات جیمز بالدوین از رهبران حقوق شهروندی، مالکوم ایکس، مارتین لوتر کینگ جونیور و مدگار اورس میباشد.
برت استرن، عکاس افسانهای، در مورد پرترههای نمادین خود از مرلین مونرو و ستارههای دیگر، کارهای پیشگامانهاش در تبلیغات و دوستیاش با استنلی کوبریک صحبت میکند...
فیلم در مورد یک بازیگر سخت کوش به نام "آدری هپبورن" می باشد که دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشته است ، پدر و مادرش از هم جدا شده اند اما با این حال پس از سفر به آمریکا زندگی او تغییر میکند ...
«نورمن تير جونير» (هنري فاندا) کمي پيش از تولد هشتاد سالگي اش کنار همسرش «اتل» (هپبرن) درخانه ي ييلاقي اش درنيو انگلند از تنفرش از پيري مي گويد. در مقابل، «تل» اصلا از بالا رفتن سنش اظهار نارضايتي نمي کند. تا اين که دخترشان «چلسي» (جين فاندا)، هم راه محبوب جديدش و پسر ده ساله ي او براي شرکت در مراسم تولد پدرش به آن جا مي آيد...
رابین هود سالخورده پس از بیست سال از جنگ های صلیبی باز می گردد تا برای آخرین بار نظر خدمتکار ماریان را جلب کند، اما او تبدیل به یک راهبه شده و از بازگشت او استقبال نمی کند...
"لیزا" (جونز)، یک مدل، "سام هندریکس" (زیمبالیست جونیر) عکاس را متقاعد میکند تا عروسکی را مخفیانه از گمرک فرودگاه بگذراند. "سام" عروسک را با خود به آپارتمانی میبرد که آنجا با همسر نابینایش "سوزی" (هپبرن) زندگی میکند، غافل از اینکه عروسک پر از محموله موادمخدر گرانقیمتی است که "لیزا" میخواهد آن را از چنگ شریکش، "روت" (آرکین)، درآورد...
»شارل بونه« (گريفيث)،کارشناس مشهور پاريسي آثار هنري که در واقع جاعلي زبردست است، موافقت مي کند که »ونوس چليني« (که در واقع کار پدر بزرگش است) در يک گالري پاريسي به نمايش درآيد. »برنار دوسولني« (بوايه) که به »بونه« مشکوک شده، کارآگاهي خصوصي به نام »سايمن درمت« (اوتول) را استخدام مي کند تا از کار »بونه« سر در آورد...